
فاطمه یوسفی
اگر گزارشهای منتشرشده درباره اصابت پدافند ایران به جنگنده اف-۳۵ آمریکا را در کنار دیگر اهدافی بگذاریم که در این نبرد زیر فشار آتش ایران قرار گرفتهاند، با یک واقعیت مهم روبهرو میشویم؛ ما تنها با یک موفقیت تاکتیکی یا یک دستاورد نظامی مواجه نیستیم؛ مساله اصلی، آشکار شدن منطق راهبردی ذهن ایرانی است. منطقِ ملتی که در برابر برتری فناورانه دشمن، از پیش خود را بازنده فرض نمیکند.
اف۳۵ در ذهن بسیاری از دولتها و ارتشهای جهان، نماد «قدرت غیرقابل دسترس» است؛ محصولی که سالها درباره رادارگریزی، شبکهمحوری، توان نفوذ و برتری اطلاعاتی آن تبلیغ شده و بسیاری از کشورها اساساً با همین تصور، در برابر آن دچار نوعی بازدارندگی روانی شدهاند. با این حال، اهمیت ماجرا برای ایران در این نیست که اف ۳۵ یک اسطوره شکستناپذیر بوده و حالا آن اسطوره فرو ریخته است، بلکه در این است که ایران اساساً هیچگاه این اسطوره را به رسمیت نشناخته است. همین تفاوت ذهنی، تفاوتی تعیینکننده است.
ذهن ایرانی، دستکم در حوزه مقاومت ملی، بر اساس یک اصل ساده کار میکند؛ هیچ فناوریای مصونیت مطلق نمیآورد و هیچ قدرتی فراتر از اراده و ابتکار انسانی نیست. این همان مختصاتی است که باعث شده جمهوری اسلامی ایران طی ۴۷ سال گذشته، با وجود انواع تحریم، تهدید، عملیات خرابکارانه، ترور، فشار سیاسی و جنگ شناختی، همچنان روی پای خود بایستد. این ایستادگی محصول روحیهای است که از دشمن نمیترسد، او را بزرگتر از واقع نمیبیند و در عین حال، او را دستکم هم نمیگیرد.
برتری اصلی ایران در چنین صحنههایی اعتماد به «امکان مقابله» است.بسیاری از ملتها پیش از آنکه در میدان واقعی شکست بخورند، در ذهن خود شکست میخورند. آنها تکنولوژی طرف مقابل را میبینند و اراده خود را فراموش میکنند اما تجربه جمهوری اسلامی نشان داده ایران دقیقاً در همین نقطه متفاوت عمل میکند: نه مرعوب هیبت رسانهای دشمن میشود، نه از هزینههای مقاومت بیخبر است. با محاسبه میایستد، با شناخت میجنگد و با اتکا به توان داخلی، فاصلهها را کم میکند.
اگر امروز سخن از اف ۳۵ است، اهمیت اصلی آن در ارزش نمادین این رخداد است. جهان سالهاست با تصویرسازی رسانهای به این جنگنده نگاه میکند؛ تصویری که قرار است به رقبا القا کند ورود به میدان، از ابتدا بیفایده است اما ایران نشان داده میتوان هم این تصویر را شکست، هم معادله را به چالش کشید و به دشمنان فهمانده آنها با طرف منفعلی رو به رو نیستند.
اصابت به اف 35، اصابت به تصور ناتوانی ایران است، اصابت به تصورِ مصونیت دشمن و اصابت به این تصور که برتری تکنولوژیک لزوماً به معنای برتری قطعی در میدان است. آنچه ایران را تا امروز نگه داشته، همین پیوند میان عقل، اراده و شجاعت است. قلب ایرانی، وقتی پای استقلال و عزت در میان باشد، برای خود محدودیت ذهنی نمیسازد و تاریخ این ۴۷ سال نشان داده بسیاری از پیروزیها، پیش از آنکه در آسمان و زمین رقم بخورند، در همین ذهن و روان و قلب به دست میآیند.
پیام این ماجرا برای ملتها و دولتهای دیگر این است که آمریکایی که سالها با اتکا به برتری تسلیحاتی، ارعاب سیاسی و جنگ روانی، خود را قدرت بلامنازع معرفی میکرد، امروز در برابر اراده مقاومت، هزینهپذیر و قابل ضربه نشان داده میشود. این اتفاق، بویژه برای افکار عمومی منطقه و برای همه کشورهایی که زیر فشار نظم آمریکایی قرار دارند، حامل این معناست که «میتوان» در برابر واشنگتن ایستاد، میتوان از مرز ترس عبور کرد و میتوان اسطوره شکستناپذیری آمریکا را زیر سؤال برد و همین، نشانهای دیگر از فروریختن تدریجی اقتدار روانی آمریکاست؛ اقتداری که تا دیروز بخش مهمی از آن بر ترسِ القاشده به دیگران استوار بود. این نبرد، بیش از گذشته محدودیتهای قدرت آمریکا را بر جهانیان آشکار کرده است.