
حمید ملکزاده
جنگها برای دست یافتن به اهدافی سیاسی آغاز میشوند. معمولاً اینطور نیست که یک رئیس دولتی تصمیم بگیرد برای «تفریح کردن» به جنگی ویرانگر دست بزند. جنگها برای محقق کردن هدف خاص و معلومی آغاز میشوند. این اهداف سیاسی هستند که جزئیات جنگ را معلوم میکنند؛ از استراتژیهای تبلیغاتی گرفته تا حجم، نوع و دامنه سلاحهای به کار گرفته شده در جنگ. این مساله مخصوصاً درباره جنگهای مدرن صادق است. در جهان جدید کمتر ممکن است با لشکرکشیهای همهجانبه برای تصاحب کردن سرزمینهای دیگر و غارت خزانه دولتهای همسایه یا دولتهایی در سرزمینهای خیلی دور مواجه شویم. در عین حال حد و حدود جنگها و استراتژیهای خروج هر جنگی را نیز همین اهداف سیاسی تعیین شده برای وارد شدن به جنگ معلوم میکنند. یعنی دولتهای جدید با هدف خاصی، ضمن استفاده کردن از ظرفیت نظامی مشخصی وارد جنگ شده و بعد از محقق شدن آن هدف به نحو معلومی از جنگ خارج میشوند. یا ممکن است وقتی امکان تحقق آن اهداف از طریق جنگ برای آنها ممکن نباشد، اعلام آتشبس کرده و سعی میکنند به طرق دیگری اهداف مورد نظر خود را دنبال کنند. اینطور به نظر میرسد که در مورد جنگ رمضان با فقدان یک جور هدفگذاری واقعبینانه مواجه هستیم؛ فقدان هدفگذاری واقعبینانهای که در روزهای اخیر ارتشهای متجاوز به جمهوری اسلامی ایران را دچار سردرگمی استراتژیک کرده است. در غیاب یک جور هدف سیاسی واقعبینانه که میتوان آن را از طریق دست زدن به عملیات نظامی به دست آورد، ارتش ایالات متحده آمریکا با بنبست خروج دست به گریبان است. این مساله درباره ارتش رژیم صهیونیستی کمتر صادق است، چراکه ارتش رژیم اصولاً چیزی جز ماشین تخریب نیست. برای اسرائیلیها همین که بتوانند با پشتوانه دفاعی و تهاجمی ایالات متحده آمریکا ویرانی بیشتری در ایران و منطقه غرب آسیا ایجاد کنند کفایت میکند. در مورد ارتش ایالات متحده آمریکا اما وضع کمی متفاوت است. آمریکاییها برای اینکه بتوانند از زیر بار حقارتی که ناکامی در تحقق اهداف اعلامشده، افزایش روزبهروز قیمت سوخت و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی و تحقیری که اروپاییها نسبت به آمریکا نشان دادهاند خلاص شوند، نیازمند یک استراتژی خروج آبرومندانه هستند؛ موضوعی که مکر صهیونیستی و مقاومت ایرانی تحقق آن را با دشواری آزاردهندهای برای رئیس دولت ایالات متحده آمریکا تبدیل کرده است. در چنین شرایطی ایالات متحده آمریکا تلاش کرده در ۲ خط حرکت کند: تبدیل مشکل آمریکایی- صهیونیستی به مسالهای منطقهای و گسترش جنگ در سطح بینالمللی.
خطر منطقهای ایران: ارتش منطقهای علیه ایران
از سالها قبل برای جمهوری اسلامی ایران معلوم بود که حضور منطقهای ایالات متحده آمریکا در پایگاههای نظامی منتشر در پیرامونش، خطری امنیتی برای ایران به حساب میآید. حساسیتهای ایران نسبت به این مساله به طرق مختلف، از راههای دیپلماتیک یا با کمک نیروهای مقاومت در منطقه مورد بررسی قرار گرفته شده بود؛ موضوعی که در دهههای اخیر و با گسترش همکاریهای امنیتی- اطلاعاتی کشورهای حاشیه خلیج فارس با رژیم صهیونیستی اهمیّت بیشتری یافت. بعد از آتشبس مقرر شده در پایان دفاع مقدس ۱۲ روزه، رسیدگی به خطر ناشی از حضور نیروهای آمریکایی در این پایگاهها و همکاریهای امنیتی بین کشورهای حاشیه خلیج فارس و رژیم صهیونیستی برای ایران به موضوعی فوری تبدیل شد. ایران مطمئن بود که در ماجراجوییهای بعدی رژیم صهیونیستی و ارتش آمریکا علیه ایران باید نقش این ۲ فاکتور را بیش از پیش مورد توجه قرار دهد. درست براساس همین منطق بود که از لحظه جاری شدن آتشبس، ایران تهدید کرد هر ماجراجویی دوبارهای علیه ایران به مورد هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکایی در منطقه منتهی خواهد شد. به تعبیر رهبر شهید انقلاب، "جنگ آینده جنگی منطقهای است". نباید این موضوع را در نظر بگیریم که اصطلاح جنگ منطقهای به معنای تعیین میدان نبرد در سطح منطقه و به طرفیّت پایگاههای دشمن آمریکایی در کشورهای منطقه است. نباید این اصطلاح را به حساب جنگ ایران با دولتهای منطقه بگذاریم؛ موضوعی که بعد از گذشت بیست و چند روز از جنگ رمضان در عملیات دفاعی ایران و بیانیههای سیاسی و نظامی طرف ایرانی به وضوح قابل مشاهده است. از این جهت کشورهای منطقه پیرامونی ایران بهخاطر در اختیار قرار دادن ظرفیت سرزمینی و آسمان خود برای نیروی مهاجم به ایران به نوعی در این جنگ شریک هستند. با وجود این هنوز نمیتوانیم ادعا کنیم که جنگ رمضان جنگی منطقهای است. اینطور به نظر میرسد که دولت ایالات متحده آمریکا بعد از مواجه شدن با تله ایران در جنگ رمضان، بنا دارد این معادله را به شکل کلّی دچار تغییراتی اساسی کند. ترامپ برای اینکه بتواند جنگ رمضان را به جنگی منطقهای تبدیل کند گاه و بیگاه در سخنرانیها و پیامهای خود به همکاری دولتهای حاشیه خلیج فارس در تهاجم به ایران اشاره کرده و بعضاً با ادبیاتی آمرانه از آنها خواسته در عملیات تهاجمی علیه ایران به عنوان یکی از طرفین درگیری وارد نبرد شده و به طور مستقیم علیه اهداف ایرانی دست به حمله بزنند؛ خواستهای که هرچند به نظر میرسد به طور غیررسمی از طرف بعضی دولتهای عربی پذیرفته شده اما هنوز به سیاستی رسمی و اقدام جمعی آشکارعلیه ایران تبدیل نشده است. اجرایی شدن این راهکار خروج برای آمریکا، حداقل تا وقتی ایران هنوز از توان آفندی قابل توجهی برخوردار است بعید به نظر میرسد.
تنگه هرمز، موضوع جهانی انرژی
ناکامی آمریکا در به فرا افکندن مشکلی که بهخاطر حمله نظامی خوشبینانه به ایران داشته و مقاومت مردم و نیروهای مسلح ایران در مقابل این حمله، رئیس جمهور سردرگم ایالات متحده را بر آن داشته تا با تبدیل موضوع تنگه هرمز به مسالهای بینالمللی، از ظرفیت ناتو و دیگر دولتهای همپیمان آمریکا برای دست زدن به اقدامی مشترک علیه ایران استفاده کند. اینطور به نظر میرسد که اگر ائتلافی از دولتها دست به عملیاتی نظامی در تنگه هرمز بزنند، آمریکا نیز میتواند همراه با این ارتش ائتلافی، در وقت مقتضی به شکل آبرومندانهای از این جنگ خارج شود. این مساله از ۲ جهت می تواند به علاجی برای سردرگمی ترامپ در جنگ رمضان تبدیل شود: از یک طرف پیروزی احتمالی را به دستاوردی با رهبری آمریکا تبدیل میکند و از طرف دیگر هر سطحی از شکست را بین همه طرفهای حاضر در ائتلاف تقسیم کرده و حتی میتواند همه بار شکست را متوجه ارتشهای ائتلاف کند: تا پیش از دخالت شما ما پیروز میدان بودیم. این درست همان چیزی است که شرکای اروپایی دونالد ترامپ به خوبی تشخیص داده و سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در مورد تنگه هرمز نیز با عنایت به آن طراحی شده است. از نظر ایران تنگه هرمز بسته نیست، بلکه به شکل هوشمندانهای مدیریت میشود. به طور طبیعی کشتیهای مرتبط با دولتهای متخاصم امکان عبور و مرور ندارند و دیگر کشورها با توجه به شرایط جدید میتوانند از تنگه عبور کنند. این سیاستی است که دست شرکای اروپایی برای نپیوستن به ادعاهای ترامپ را باز گذاشته است. هرچند اروپاییها که تا پیش از این بارها در طول دوران تصدی دونالد ترامپ بر صندلی ریاست جمهوری آمریکا تحقیر شده بودند، امروز فرصت مناسبی پیدا کردهاند تا از بار زخم آن تحقیرها کم کنند. به هر تقدیر ترامپ برای اینکه بتواند به نحوی از دامی که در آن گرفتار شده خلاص شود به دنبال تبدیل جنگ رمضان به جنگی جهانی است؛ جنگ جهانی احمقها برای سرپوش گذاشتن بر حماقتهای رئیس جمهوری که برای تفریح به یک دبستان محروم در جنوب ایران حمله کرده و انتظار دارد تا خون جنایتی را که علیه ایرانیان راه انداخته است، شرکای منطقهای او از دستانش پاک کنند.