
ترامپ یک بازی جدید درباره مذاکره آغاز کرده است. او درباره واسطهگری مقامات چند کشور برای جلوگیری از تصعید جنگ، ممانعت از هدف قرار گرفتن زیرساختها و همینطور تلاش برای پایان جنگ، یک پروپاگاندا راه انداخته است.
کاملا مشخص است؛ ترامپ این موضوع را خیلی بزرگ کرده است. او همانند گذشته، این پروپاگاندا را با چاشنی دروغ انجام میدهد. هیچ کسی در ایران با آمریکاییها گفتوگو نکرده است.
ماجرا این است: پس از تهدید ترامپ به هدف قرار دادن نیروگاههای برق ایران و تاکید رسمی جمهوری اسلامی بر هدف قرار دادن زیرساختهای رژیم صهیونیستی و کشورهای شریک آمریکا در این حمله احتمالی، مقامات چند کشور منطقه دست به کار شدند تا مانع این اقدام جنونآمیز و جنایتبار ترامپ شوند. مقامات این کشورها از روز یکشنبه که ترامپ این تهدید را مطرح کرده در حال رایزنی با کاخ سفید و مقامات ایران هستند تا شاید بتوانند جلوی این جنایت احتمالی آمریکا را که منطقه را وارد یک بحران بزرگ میکند بگیرند. ضمن اینکه از این رهگذر، بحث آتسبس و پایان جنگ را نیز دنبال میکنند. پاسخ ایران به این واسطهها نیز مشخص است. ایران به واسطهها گفته است در صورتی که ترامپ زیرساختهای انرژی و برق ایران را مورد هدف قرار دهد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بلافاصله اهداف تعیین شده را مورد هدف قرار میدهند. درباره موضوع آتشبس نیز ایران مطالبات رسمی خود را که پیش از این چندین بار به صورت رسمی مطرح شده مجددا مطرح کرده است. برچیده شدن پایگاههای آمریکا در منطقه، تضامین حقوقی و بینالمللی مبنی بر عدم تکرار حمله به ایران و گرفتن غرامت از طرف و طرفهای متجاوز، برخی از مهمترین خواستههای ایران برای پذیرش آتشبس هستند. برخی موارد مانند تعیین و تثبیت یک رژیم حقوقی جدید برای عبور و مرور از تنگه هرمز نیز در دستور کار ایران است که البته نیازی به تأیید یا پذیرش آمریکا ندارد و در صورت انجام آتشبس، ایران این مقررات جدید را اعمال خواهد کرد.
این کل ماجراست و البته موضوع جدیدی هم نیست. از ابتدای جنگ تاکنون، چندین بار برخی کشورهای منطقهای و فرامنطقهای، برای توقف جنگ پیشقدم شده و تلاش کردند از طریق رایزنی با ایران و آمریکا جنگ را متوقف کنند؛ تلاشی که هر بار با سنگاندازی و مخالفت دولت آمریکا ناکام مانده است. با این وجود اما حالا ترامپ پروپاگاندای جدیدی را درباره یک موضوع تکراری و نهچندان مهم کلید زده است. او مدعی شده است مذاکرات مهمی با ایران انجام داده و به همین خاطر موعد حمله احتمالی به نیروگاههای برق ایران را ۵ روز به تاخیر انداخته است.
درباره این بازی جدید ترامپ چند فرضیه وجود دارد:
۱- ترامپ مستأصل و عصبانی است. او حتی نمیتواند در مواجهه با خبرنگاران خشم و عصبانیت خود را کنترل کند. یکی از مهمترین و شاید به تعبیری مهمترین دلیل عصبانیت ترامپ، ماجرای تنگه هرمز است؛ موضوعی که بارزترین و ملموسترین نشانه شکست ترامپ در جنگ علیه ایران است. به همین خاطر برخی معتقدند تهدید ترامپ به هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و نیروگاههای برق ایران، ناشی از همین استیصال و عصبانیت است. در مقابل، ایران در توضیح واکنش خود به عملی شدن این تهدید رئیسجمهور آمریکا، فهرستی از اهداف را به صورت رسمی اعلام کرد. اعلام رسمی این اهداف باعث شده است هم کشورهای منطقه و هم عدهای در دولت آمریکا دست به کار شوند تا مانع اجرای تهدید ترامپ شوند. ترامپ نیز به مرور متوجه شد این تهدید او نهتنها معادله جنگ را به نفع آمریکا تغییر نمیدهد و تاثیری بر وضعیت تنگه هرمز نخواهد داشت، بلکه تبعات و خسارات واکنش ایران، دامنگیر نیروهای آمریکایی خواهد شد و ممکن است واکنش ایران شرایطی را رقم بزند که نیروهای آمریکایی در منطقه بیشتر از قبل در معرض خطر کشته شدن یا اسارت قرار بگیرند. به همین خاطر او در حال بزرگنمایی رایزنیهای برخی کشورها است تا از این رهگذر، توجیه و بهانهای برای عدم اجرای تهدید خود بیابد. حتی برخی صاحبنظران معتقدند رایزنیهای برخی کشورها برای ممانعت از تصعید و کشیدن شدن جنگ به زیرساختهای انرژی، پیشنهاد خود ترامپ بوده است. در واقع بر اساس این فرضیه، ترامپ پس از طرح این تهدید جنونآمیز، حالا دنبال پیدا کردن راهحلی برای فرار از آن است.
۲- سناتور آمریکایی، کریس مورفی اخیرا در اظهار نظری گفت از نظر او بهترین گزینه ترامپ برای نجات از باتلاق جنگ علیه ایران، این است که او هر چه زودتر با ساختن یک روایت پیروزی، اعلام آتشبس کرده و آمریکا را از این مهلکه نجات دهد. برخی صاحبنظران مطرح مسائل بینالملل، مانند پروفسور جان مرشایمر نیز بر همین عقیدهاند.
اخیرا در یک برنامه زنده تلویزیونی در آمریکا، مجری از مرشایمر پرسید: اگر قرار باشد شما درباره جنگ، یک پیشنهاد به ترامپ بدهید چه خواهید گفت؟