
عبور موج حملات نیروهای مسلح کشورمان به سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکا در منطقه از عدد ۷۹ فقط یک رکوردشکنی نیست، بلکه نشانهای روشن از تداوم، تصاعد و تثبیت الگوی عملیاتی ایران در این جنگ است. اساسا وقتی یک عملیات نظامی نهتنها متوقف نمیشود، بلکه با گذشت بیش از ۲۴ روز، در قالب موجهای پیدرپی پیش میرود، معنایش این است که ما به ریتم پایدار حمله رسیدهایم؛ ریتمی که حالا هم رژیم صهیونیستی و هم پایگاههای ارتش تروریست آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس را در وضعیت فرسایشی قرار داده است.
در موج هفتادوهفتم از حملات ایران، اهدافی از شمال تا جنوب سرزمینهای اشغالی زیر ضرب موشکهای خیبرشکن و پهپادهای انهدامی قرار گرفت و بهصورت همزمان پایگاههای آمریکایی علیالسالم، الخرج و الظفره نیز با موشکهای نقطهزن ذوالفقار هدف قرار گرفتند.
در موج هفتادوهشتم، دامنه اهداف دقیقتر و حساستر شد. ایلات در جنوبیترین نقطه سرزمینهای اشغالی، دیمونا به عنوان یکی از مهمترین مراکز راهبردی و شمال تلآویو به عنوان قلب اقتصادی و جمعیتی رژیم صهیونیستی هدف قرار گرفتند. در کنار اینها، بار دیگر پایگاههای آمریکا در منطقه نیز از حملات در امان نماندند. استفاده از موشکهای عماد و قدر چندکلاهکه در این مرحله نیز نشان میدهد تمرکز ایران همچنان بر افزایش قدرت تخریب موشکهاست.
اما موج هفتادونهم نیز یکی از شدیدترین حملات ایران به سرزمینهای اشغالی بود. در این موج از حمله، علاوه بر استفاده از ترکیب سنگینتری از موشکها شامل خیبرشکن، عماد و سجیل، یک نکته کلیدی به چشم خورد و آن هم عبور بیدردسر موشکهای ایران از پدافند صهیونیستها بود. مثلا در یکی از فیلمهای منتشر شده، رژیم صهیونیستی برای مقابله با موشک ایرانی، ۱۰ موشک رهگیر شلیک میکند اما موفق به رهگیری نمیشود.
اهداف موج اخیر حملات ایران نیز نشاندهنده تغییر محسوس در ماهیت هدفگیری است؛ از مراکز اطلاعاتی در شمال و مرکز تلآویو گرفته تا زیرساختهای پشتیبانی ارتش رژیم صهیونیستی در راماتگان و نقب و در نهایت مرکز اصلی لجستیک و مدیریت نظامی جنوب در بئرالسبع.
این یعنی حملات ایران در روزهای اخیر روی ساختار فرماندهی و پشتیبانی اسرائیل متمرکز شده است.به همین دلیل است که رسانههای عبری نیز ناگزیر به اعتراف شدهاند. بر اساس اذعان این رسانهها، موج اخیر حملات ایران را باید سنگینترین حملات از ابتدای جنگ تاکنون دانست؛ حملهای که نهتنها از نظر حجم آتش، بلکه از حیث دقت اصابت و گستره جغرافیایی، سطحی متفاوت از عملیاتها را به نمایش گذاشت.
روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز اذعان کرده که پس از موج اخیر، تقریبا هر ساعت یک بار حمله موشکی یا پهپادی از سوی ایران به اسرائیل انجام میشود. چنین نرخی از حملات عملا به معنای از بین رفتن هر گونه ثبات روانی در جبهه داخلی و نظامی رژیم صهیونیستی است.
با همه اینها، پرسش اصلی این است: چرا حملات ایران تا این حد تشدید شده و تخریب آن افزایش یافته است؟ پاسخ را باید در ۲ عامل کلیدی جستوجو کرد: نخست، تغییر تاکتیک ایران است. برخلاف مراحل اولیه که استفاده از طیفی متنوع از تسلیحات با شدتهای متفاوت در دستور کار بود، اکنون تمرکز بر استفاده مستمر از موشکهای سنگین و نقطهزن افزایش یافته است. ورود پررنگتر موشکهایی مانند سجیل در کنار خیبرشکن، خیبر و عماد نشان میدهد هدف، صرفاً تداوم حمله نیست، بلکه افزایش ضریب تخریب در هر موج است. این تاکتیک ایران باعث شده هر موج، اثرگذاری بیشتری نسبت به موج قبلی داشته باشد.
اما دومین عامل، ضعف و فرسایش پدافند رژیم صهیونیستی است. عبور موفق موشکهای ایران از پدافند لایهای دشمن آمریکایی - صهیونی، آن هم به صورت مکرر، نشان میدهد این سامانهها یا با کمبود رهگیر مواجه شدهاند یا در برابر حجم و تنوع حملات دچار اختلال شدهاند.
نتیجه این وضعیت، افزایش نرخ اصابت موشکهای ایران و در نهایت افزایش خسارات به متجاوزان است.