
«مگر حزبالله نابود نشده بود؟» این پرسش این روزهای ساکنان سرزمینهای اشغالی از دولت رژیم صهیونیستی است؛ پرسشی که شکاف میان ادعاهای اسرائیل و واقعیتهای میدانی درباره محور مقاومت را بهخوبی عیان میکند.
در حالی که طی یک سال گذشته، مقامات رژیم صهیونیستی و البته ایالات متحده بارها از وارد آوردن ضربات تعیین کننده به حزبالله سخن گفته و مدعی نابودی حزبالله شده بودند، تحولات در جبهه شمالی سرزمینهای اشغالی که همزمان با جنگ تجاوزکارانه دشمن آمریکایی-صهیونی به کشورمان آغاز شده، روایت دیگری را پیش چشم صهیونیستهای نگران قرار داده است؛ روایتی از یک گروه نه تنها زنده، بلکه فعال و در حال بازسازی و پویایی.
طبق اعلام رسانههای صهیونیستی، از جمله یدیعوت آحارانوت، تنها در فاصله دوم تا بیست و یکم مارس، حزبالله لبنان موفق به اجرای ۷۷۹ موج حمله علیه اهداف اسرائیلی شده است؛ عددی که حتی با شدیدترین مقاطع درگیری مقاومت لبنان با صهیونیستها نیز قابل مقایسه نیست. این در حالی است که هر موج حمله، لزوما به معنای یک اقدام محدود نیست و میتواند شامل چندین شلیک یا عملیات ترکیبی باشد.
به بیان دیگر، حجم واقعی حملات حزبالله، بسیار فراتر از آن چیزی است که در قالب آمار خام به چشم میآید.
اوج این پویایی را میتوان در ثبت رکوردی بی سابقه مشاهده کرد. جایی که مقاومت اسلامی لبنان، اخیرا در قالب عملیاتهای «العصف المأکول»، تنها در یک روز ۶۱ عملیات را به ثبت رساند. این عملیاتها طیفی متنوع از تاکتیکها را شامل میشد: از حملات موشکی و پهپادی گرفته تا آتش توپخانه و حتی درگیریهای مستقیم در عمق چند کیلومتری. اهداف نیز به طور معناداری انتخاب شده بودند. چه آنکه تمرکز اصلی بر تجمع نظامیان در جنوب لبنان و شمال اراضی اشغالی، نشان دهنده راهبرد مشخص حزبالله برای ایجاد ناامنی در خطوط تماس مستقیم است.
اما آنچه این تصویر را کاملتر میکند، گزارشی است که میدل ایست آی به تازگی درباره روند بازسازی حزبالله منتشر کرده است. طبق این گزارش، حزبالله لبنان پس از ضرباتی که سال ۲۰۲۴ متحمل شد، نه تنها دچار فروپاشی نشد، بلکه با بازنگری در ساختار خود، به سمت مدلی منعطفتر حرکت کرد؛ مدلی که از آن با عنوان «مدل مغنیه» یاد میشود.
در این الگو، به جای تمرکز بر ساختارهای متمرکز و قابل هدف، واحدهای کوچک، پراکنده و نیمه خودمختار شکل گرفتهاند که شناسایی و نفوذ به آنها برای دستگاههای جاسوسی رژیم صهیونیستی به مراتب دشوارتر است. به اذعان میدل ایست آی، این تغییر ساختاری، عملا تابآوری سازمانی حزبالله را در برابر ضربات افزایش داده است.
در کنار این تحول ساختاری، استفاده هوشمندانه از دورههای توقف درگیری نیز نقش مهمی در احیای توان رزمی ایفا کرده است. آنگونه که میدل ایست آی به نقل از منابع آگاه میگوید، حزبالله از دوره آتشبس به عنوان یک «پنجره طلایی» برای بازسازی بهره برده است. بازسازی انبارها، انتقال تجهیزات و احیای ظرفیتهای از دست رفته، بخشی از اقداماتی است که در این مقطع انجام شده و اکنون آثار آن در میدان نبرد فعلی قابل مشاهده است.