
رژیم اشغالگر قدس در کودککشی شهره است. تقریبا در همه جنگهای این رژیم علیه کشورهای دیگر، تعداد زیادی کودک به شهادت رسیده است. در بیش از ۲ سال جنگ و جنایت رژیم صهیونیستی علیه غزه، بیش از ۳۰ هزار کودک به شهادت رسیدند؛ آماری که بیش از یک سوم شهدای فلسطینی را شامل میشود. این آمار به وضوح نشان میدهد ارتش جنایتکار رژیم صهیونیستی عمدا حملات خود را به گونهای طراحی میکند که تعداد زیادی کودک و نوجوان به شهادت برسند. این روش جنایتکارانه حالا به ترامپ هم سرایت کرده است. مجرم پرونده فساد اپستین، همان پروندهای که در آن موارد متعددی از جنایت علیه کودکان به چشم میخورد، حالا در جنگ تحمیلی علیه ایران نیز دستش به خون صدها کودک و نوجوان ایرانی آلوده است. ماجرای حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه میناب که در همان ساعات اولیه جنگ علیه ایران رخ داد، نمونهای بارز از جنایت کودککشی ترامپ است. هنوز هم بسیاری از تحلیلگران معتقدند حمله ارتش آمریکا به این مدرسه که طی آن بیش از ۱۵۰ کودک به شهادت رسیدند، یک اقدام عامدانه و برای ترساندن و تحت فشار قرار دادن ایران بوده است.
اما جنایت کودککشی توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، محدود به ماجرای مدرسه شجره طیبه نشده است. طی ۲۶ روزی که از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی میگذرد، موارد متعددی از شهادت کودکان و نوجوانان بیگناه ایرانی صورت گرفته است.
جعفر میعادفر، رئیس سازمان اورژانس کشور در گزارشی از خسارتهای جانی تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان، اظهار کرد: در جریان حملات دشمن متجاوز تاکنون ۲۰۸ کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال که بیشتر دانش آموز بودند به شهادت رسیده اند.
وی اظهار کرد: مجموع دانشآموزان شهید این حملات تروریستی تاکنون ۱۶۸ نفر است که بیشتر آنها در حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه میناب به شهادت رسیدند.
معیادفر ادامه داد: کوچک ترین شهید حملات دشمن یک کودک ۳ روزه و مسنترین شهید هم پیرمردی ۸۸ ساله است.
اشاره رئیس سازمان اورژانس کشور درباره شهید ۳ روزه، مربوط به ماجرای جنایت آمریکا در حمله به روستایی در استان مرکزی است. در جریان این حمله، سید مجتبی ساجدیفر، نوزاد ۳ روزه به همراه خواهر ۲ ساله، مادر و مادربزرگش به شهادت رسیدند.
این جنایت دردناک بازتاب بسیاری در داخل و جهان داشت. بسیاری از کاربران فضای مجازی در دنیا به این موضوع واکنش نشان داده و آن را نشانهای از خوی جنایتکارانه ترامپ و نتانیاهو دانستند.
در کنار سید مجتبی ساجدیفر، نوزاد ۳ روزه اراکی، ماجرای شهادت ماهان و ماهور، ۲ کودک تبریزی نیز وجه دیگری از کودککشی دشمن متجاوز را به تصویر کشید. این ۲ کودک در حمله جنگندههای رژیم صهیونیستی به تبریز به شهادت رسیدند. تصاویر بیرون کشیدن پیکر این ۲ کودک شهید، موجی از غم و اندوه را در جامعه ایجاد کرد. فیلمهای منتشرشده نشان میدهد حتی نیروهای امداد و نجات هلالاحمر نیز هنگام بیرون آوردن این ۲ کودک از زیر آوار، به شدت متاثر شدند.
اما در کنار کودکان شهید، تعداد زیادی کودک و نوجوان نیز در جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران زخمی و مجروح شدهاند. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت در این باره گفت: تعداد مجروحان کمتر از ۱۸ سال شامل کودکان و نوجوانان در طول این جنگ در کشور تا کنون بالغ بر ۱۵۱۰ نفر بوده که نشان می دهد این جنگ، فراتر از درگیری های نظامی است و آسیب های زیادی به مردم عادی، غیرنظامی ها، کودکان و زنان وارد کرده است.
حلم حلما!
ماجرای حلما، دختر خردسال تبریزی یکی دیگر از داستانهای غمانگیز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی است؛ ماجرایی که غربت یک دختر خردسال که خانوادهاش در حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدهاند را روایت میکند.
در جریان حملات جنگندههایی آمریکایی و صهیونیستی به شهرک نصر تبریز، حلما همه اعضای خانوادهاش را از دست داد. پدر، مادر، برادر و خواهر حلما در این حمله به شهادت رسیدند. خود این دختر خردسال نیز توسط امدادگران زنده از زیر آوار بیرون آمد. فیلم درآوردن حلما از زیر آوار نیز تکاندهنده است. امدادگران با حضور به موقع در صحنه حمله، توانستند او را زنده از زیر آوار بیرون بیاورند.
روایت امدادگران از این صحنه قابل تامل است. محمد احمدی، سرپرست اداره عملیات هلالاحمر آذربایجان شرقی درباره این ماجرا میگوید: «سریع به محل اعزام شدیم. وقتی رسیدیم، برای رسیدگی به مصدومان وارد ساختمان شدیم. من رفتم طبقه هشتم. آنجا یک نفر نصف بدنش زیر آوار مانده بود. با او صحبت کردم و سعی کردم آرامش کنم. به هوش بود و میتوانست با من صحبت کند. پاهایش زیر آوار گیر کرده و خیلی ترسیده بود. سریع عملیات رهاسازی را شروع کردیم. پسر جوانی بود. همسرش هم مرتب جیغ میکشید و وحشت کرده بود. او را از زیر آوار خارج کردیم و به بیمارستان منتقل شد».
احمدی ادامه داد: با بچههای تیم مشغول جستوجوبودیم. بالای سر همان جوانی که نجات داده بودیم، تلنباری از آوار بود و سقف کاملاً پودر شده بود. ناگهان یک صدا شنیدم. گفتم همه ساکت باشند. یکی دو دقیقه گوش دادیم و بعد صدای گریه یک بچه را شنیدم. سریع شروع کردیم همانجا را کندن. حدود یک سانتیمتر کندیم اما هنوز چیزی دیده نمیشد. یک لحظه دیدم یک تار مو از زیر آوار بیرون آمد. هر بیل خاک که کنار میرفت، امید بیشتر میشد. امدادگران با احتیاط آوار را کنار میزدند تا کوچکترین آسیبی به کودک نرسد. چند ثانیه بعد، صورت دختربچهای از زیر خاک نمایان شد: «وقتی آوار را بیشتر برداشتیم، سرش پیدا شد و دوباره گریه کرد. همان لحظه فهمیدیم زنده است. سریع آوار را تخلیه کردیم و او را بیرون آوردیم. تمام حواسم این بود که آسیبی نبیند. بلافاصله بغلش کردم و با سرعت بردم داخل آمبولانس. در راه سعی کردم او را آرام کنم».
روایت این امدادگر به اینجا ختم نمیشود. احمدی اشک می ریزد و از صحنه تلخی که دیده است میگوید: «در همان عملیات، پیکر یک دختر و یک پسر حدود ۱۰ تا ۱۲ ساله را بیرون آوردیم و داخل کیسه جسد گذاشتیم. با خودم گفتم حتماً اینها پدر و مادر دارند. دوباره برگشتیم برای جستوجو. از همسایهها پرسیدم که گفتند حلما خواهر و برادر هم دارد. دوباره عملیات جست و جو را ادامه دادیم. بعد دست یک نفر را زیر آوار دیدیم؛ پدرشان بود. کمی بعد هم پیکر مادرشان را پیدا کردیم».
حلما زنده ماند اما دیگر هیچ کدام از اعضای خانوادهاش را نمیبیند. پدر، مادر، برادر و خواهر او در حمله جنایتکاران آمریکایی و صهیونیستی به شهادت رسیدند. حلما حالا سندی از جنایات ترامپ و نتانیاهو است. ترامپ و نتانیاهو یا کودکان را به شهادت میرسانند یا آنها را یتیم میکنند. این مرام و مسلک جنایتکاران جزیره اپستین است. کودککشان و کودکآزاران جزیره اپستین، حالا کمر به کشتن کودکان ایرانی بستهاند.
آنها قاتلان زندگی و آینده هستند؛ قاتلانی که حالا جوانان ایرانی در نیروهای مسلح کمر به مجازات آنها بستهاند و تا مجازات سخت این جنایتکاران کودککش از پا نمینشینند.