
طاهره محمدی
١٢ آذر ماه ١٣٢٣
هنوز «جمهوری اسلامی» در کران بینهایت سیاست و انقلابهای جورواجور دنیا متولد نشده است اما تاريخ تولد توطئه بيگانه به خيلي قبل از تر از ايجاد جمهوري اسلامي بر ميگردد! در اين كشاكش تاريخي، دکتر مصدق طرحی را به مجلس ارائه میکند که با استقبال مواجه شده و رأی میآورد.
ذیل این طرح اینگونه عنوان شد که: اعطای امتیاز نفت به هر دولت یا شرکت خارجی در ایران ممنوع اعلام میشود. مصدق بنا به عِرق ملی و دغدغه وطنپرستی و البته آگاهی از سیاست پلید انگلستان، موضوع «ملی شدن صنعت نفت» را مطرح میکند. پیش از این، رضاخان پهلوی بارها تلاش کرده تا قرارداد ننگینی را که در زمان مظفرالدینشاه قاجار امضا شد، ابطال کند.
این قرارداد که «دارسی» نام داشت، ایران را متعهد میکرد که طی ۶۰ سال، نفت مملکت توسط انگلیسیها، در هر کجای ایران که باشد، اکتشاف و بهرهبرداری شود و تنها ۱۰٪ آن به ایران تعلق گیرد. رضاخان از هر راهی برای اعلام عدم تعهد سرسختانه خود به این قرارداد انگلیسی استفاده میکند؛ انداختن متن قرارداد در آتش بخاری هیأت دولت فقط یکی از آنهاست که خشم انگلیسیها را در پی دارد، اما انگار باز هم بیفایده است! حالا سهم ایران از نفت خالص کشور خودش به ۱۶٪ ارتقا پیدا میکند، اما این عدد فقط روی کاغذ است؛ در عمل، با حسابرسیهای قلابی و توطئهچینی دولت انگلستان، سهم ایران همان ۱۰٪ باقی میماند. رضاخان، عبدالحسین تیمورتاش (سردار معززالمُلک) را ۷ بار پای میز مذاکره با انگلیسیها میفرستد، اما باز هم بیفایده است! مزه نفت مرغوب ایرانی زیر دندان انگلیسیها خوش نشسته و خبری از افزایش سهم نفت ایران نیست. مصدق و مجلس، طرح ملی شدن صنعت نفت را بهمثابه یک تاکتیک سیاسی برای از بین بردن این قرارداد در دستور کار قرار میدهند و خوشبختانه این بار موفق میشوند تا انگلیسیها را تا حدود زیادی خلعید کنند. دولت ایران هیئتمدیره شرکت ملی نفت را خودش تعیین میکند و حالا از رؤسای انگلیسی پالایشگاه میخواهد تا با آنها کار کنند! انگلیسیها که منافع خود را در خطر میبینند، ابتدا با کارشکنی و سپس با تهدید نظامی، کارکنان خود را از شرکت نفت خارج میکنند.
ایران از مواضع خود کوتاه نمیآید؛ آگهیهای متعددی توسط شرکت نفت در روزنامههای آمریکا و اروپایی منتشر میشود و تعداد زیادی متقاضی، رزومههایشان را برای ایران ارسال میکنند. کشورهای اروپایی با خشم تمام، تمامی این افراد را ممنوعالخروج کرده و پاسپورتهایشان را ضبط میکنند. در ادامه این موج، که «اولین تحریم ایران» در تاريخ است، کشورهای غربی از خرید نفت ایران امتناع میکنند! بازار خرید نفت ایران، این طلای سیاه، به روز سیاه نشست.
مصدق معتقد بود نفروختن نفت به غربیها، برای کوتاه کردن دست اجنبی، بهتر از آن است که زیر بار حرف زور و توطئه آنها برویم؛ برای همین، از سال ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۱ اوضاع به همین منوال ادامه داشت. اگرچه انگلیسیها با کودتا علیه مصدق او را برکنار کردند، اما «صنعت نفت» در ایران مسیر عزتمندانه خود را تدریجاً پیدا کرد. ملی شدن تنها راه عزتمند سازي اين سرمايه ملي بود.
و امروز حالا كه مسافر خواندن اين خطوط شده ايم، ايران مزين به "جمهوري اسلامي" است و در صدر جدول بزرگترين صادر كنندگان نفت در منطقه غرب آسيا، و اين سياست "مقاومت " هديه اي است كه جمهوري اسلامي برايمان به ارمغان آورده. همچنان سياست ايستادگي و عزت دست اجنبي را كوتاه كرده، آنقدر كه تحولات مربوط به تنگه هرمز مثل يك دست شده بيخ خرخره آمريكايي ها و گلويشان را فشار مي دهد ! تاريخ خودش را همواره تكرار كرده است، از مذاكره ٧ باره و بي نتيجه تيمور تاش با انگليسي ها تا بي وفايي حريف بد عهد امريكايي وسط مذاكرات كه ميز مذاكره را به ميدان جنگ ١٢ روزه تبديل كرد همه چيز تكراريست.
اين روزها كه دلايل تنگ شدن عرصه جنگ بر ترامپ را مي خوانيم يك مورد بيش از همه جلب توجه مي كند: شوك انرژي ناشي از جنگ با ايران تورم را از ٢.٤ به ٢.٧ را در آمريكا افزايش داد و اين خبر تا روز بيست ام جنگ است. اين تورم براي كشوري است كه سالها خود را غول اقتصاد دنيا،بهترين ارتش نظامي جهان، ابر قدرت و اينده ساز نظم نوين جهاني معرفي كرده است. اما اين سوي بازي ايران با تحريم هايي كه قدمت آن به قبل از موجوديت جمهوري اسلامي بر مي گردد،با سابقه تجربه يك جنگ هشت ساله، با فشار هاي اقتصادي كه ناشي از تحريم هاي امريكاي جنايت كار بود، سالهاست كه ايستادگي كرده است و امروز مزه عزتمندي را با همين مقاومت مي چشد. كسی میگفت تنها برنده جنگ آن كساني هستند كه اسلحه مي فروشند، اما من میگويم: جنگ برندگان ديگری هم دارد! آن هايي كه با ايستادگي و مقاومت، عزت و آبرو براي كشورشان ميخرند هميشه تاريخ برنده جنگ ها هستند.
زنده باد جمهوري اسلامي ايران
زنده باد عزت و كرامت انسانی