۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۷:۴۴
چه چیزی ابرقدرت‌های دنیا را در نبرد با ایران غافلگیر کرد؟

دکترین دفاع هیاتی

دکترین دفاع هیاتی

 

میلاد جلیل‌زاده

همه می‌دانند جنگ پدیده‌ای است فراتر از تیر و تفنگ‌های وسط میدان، فراتر از میزان تجهیزات و مهمات طرفین و حتی موقعیت سوق‌الجیشی و جغرافیایی‌شان اما انگار گاهی این چیزها در لحظه بالا گرفتن تب تنش‌ها فراموش می‌شود یا به مثابه حرف‌های شعاری و چیزهایی که در میدان عمل تعیین‌کننده نیستند و می‌توان آنها را به پس از جنگ موکول کرد، در نظر گرفته می‌شوند. آمریکا و رژیم صهیونیستی در اسفند ماه ۱۴۰۴ به ایران حمله کردند و برگ‌هایی که داشتند یکی یکی رو شد اما نظام جمهوری اسلامی پابرجا ماند و حتی به تحکیم بیش از پیش قدرت خود پرداخت. خیلی‌ها می‌گویند ایالات متحده برای این نبرد فاقد یک استراتژی خروج مشخص است و جنگ با ایران برایش به یک باتلاق تبدیل شده است اما به واقع چرا چنین شد؟ توضیح ساده قضیه این است که آنها هرگز تصور نمی‌کردند با این پایداری و دوام مواجه شوند اما سوال عمیق‌تر اتفاقاً از همین جا آغاز می‌شود که چطور یک پایداری و دوام فارغ از تصور، برای ایرانی‌ها پدید آمد؟ این ادامه دادن که بعد از رو شدن چند برگ اصلی دشمنان ایران همچنان پابرجاست، چرا در محاسبات آنها نگنجیده بود؟ قرار است از اینجا به بعد، به زاویه فرهنگی ماجرا نگاهی داشته باشیم تا پاسخ این پرسش‌ها را به دست بیاوریم. همان چیزهایی که فراتر از تیر و تفنگ‌های کف میدان یا میزان تجهیزات و مهمات طرفین درگیری، می‌تواند در شکل‌گیری سیستم‌ها و دوام آنها موثر باشد و اشاره به این نکته به رغم اینکه وسط جنگ هستیم و پروپاگاندا و تبلیغات سلحشورانه یا حتی گاه خودستایانه، سکه رایج بازار در دو طرف نبرد هستند، اتفاقاً به دور از همه این فضاهاست و نگاهی کاملاً واقع‌بینانه را دنبال می‌کند. برای ورود به این بحث می‌توان از جایی شروع کرد که یکی از اصلی‌ترین نقاط اتکای دشمن در طرح‌ریزی حمله به ایران بود. آنها روی حضور عناصر اغتشاشگر ایرانی و برخی حامیان وارداتی‌شان حساب کرده بودند اما این نقشه با حضور مداوم مردم در میادین و خیابان‌های سراسر کشور نقش بر آب شد.

این نکته‌ای است که بسیار روی آن تاکید شده و به عنوان نشانه‌ای از شکست دشمن و اصالت‌مندی و میهن‌دوستی ایرانیان مورد توجه قرار می‌گیرد اما فراتر از اینها، این قضیه نمایانگر میزان صحت یا خطاپذیری دو نوع ارزیابی علمی و اجتماعی هم هست. یک روش برای ارزیابی هر جامعه‌ای که روشی نسبتاً نوپدید به حساب می‌آید، این است که بر اساس تحلیل داده‌های به دست آمده توسط بیگ‌دیتای فضای مجازی، نتیجه‌گیری‌های عینی اما عموماً مخفی مانده‌ای به دست بیاید. تحلیل بیگ‌دیتا به هر کس که دسترسی به آن داشته باشد می‌تواند بگوید گروه‌های منزوی‌تر جامعه، از افرادی که دچار بیماری‌های پنهان روانی هستند تا کندذهن‌هایی که در معادلات اصلی و رسمی جامعه به بازی گرفته نمی‌شوند، چه کسانی هستند و چطور می‌توان آنها را به کار گرفت. دونالد ترامپ، سال ۲۰۱۶ با تحلیل داده‌های فیس‌بوک توانست اراذل و عقب‌مانده‌های جامعه آمریکا را دور خودش جمع کند و در حقیقت تمام اظهارات شاد و حتی بی‌ادبانه‌ای که می‌کرد، با هدف‌گیری همین گروه‌های اجتماعی به‌خصوص انجام می‌شد. اینها نکاتی است که بعدها در جریان دادگاه آنالیتا کمبریج و محکومیت کمپانی متا به فروش اطلاعات کاربران مشخص شد. چندی بعد از آن، برگزار کنندگان کمپین برگزیت در بریتانیا هم از همین روش استفاده کردند و با سیاسی کردن اراذل و اوباش و کند‌ذهن‌های آن جامعه که معمولاً در سیاست مشارکتی نداشتند، توانستند حد نصاب لازم برای خروج بریتانیا از اتحادیه اروپایی را به دست بیاورند. یک ساعت بعد از رأی‌گیری برگزیت، این جمله به پرجست و جوترین عبارت گوگل تبدیل شد که «اتحادیه اروپا چیست؟» و همین نشان می‌داد چه کسانی به این تصمیم رأی مثبت داده بودند. برای ایجاد اغتشاش در ایران و بلند کردن صداهایی در حمایت از چیزهایی که به هیچ وجه در دنیای امروز قابل دفاع نیستند، از جمله سلطنت یا حمایت از رژیم اسرائیل، باز هم از همین روش استفاده شد. دسترسی آمریکا و رژیم اسرائیل به بیگ‌دیتای فضای مجازی فارسی‌زبان و توان پردازش و تحلیل این داده‌ها به آنها کمک کرد تا تفاله‌های جامعه ایران را پیدا کنند و بهشان شکل و ساختار مورد پسند خودشان را بدهند. به عنوان مثال، از نوجوانی که در اغتشاشات دی‌ماه دستگیر شده بود پرسیدند «این پسر شاه که برای حمایت از او به خیابان آمدی، نامش چیست؟» که آن نوجوان پاسخ داد «جاوید!». یعنی احتمالاً بر اساس شعار ارتجاعی «جاوید شاه» فکر می‌کرد که نام رضا پهلوی، جاوید پهلوی است. در شرایط عادی هر کشوری، هیچ وقت فردی با این میزان از هوش و سواد در مناسبات اجتماعی و سیاسی به بازی گرفته نمی‌شود اما آنها با دسترسی به بیگ‌دیتا و پردازش و تحلیل آن، توانستند چنین موارد شاذی را شناسایی

کنند، از انزوا بیرون بکشند و به آنها یک هویت شبه‌سیاسی ببخشند. حالا می‌بایست برگردیم به همان پرسش اصلی که در ابتدا مطرح شد؛ چرا جامعه ایران و نظام سیاسی و امنیتی آن تا این حد دوام آورد و با وجود وارد شدن سنگین‌ترین ضربات، از هم فرو نپاشید؟ نکته اینجاست که چیزهای نادیدنی، یعنی آن چیزهایی که در وضعیت کلیشه‌ای هر جامعه‌ای دیده نمی‌شوند، همگی با بیگ‌دیتا قابل استخراج نیستند. در ایران پدیده‌ای وجود داشت و دارد به نام هیات. جایی که افراد به طور خودجوش و داوطلبانه در آن حضور پیدا می‌کنند، وظایفی را بر عهده می‌گیرند و برای هر بخش مسؤول و رهبری انتخاب می‌کنند و در طول زمان هم با کم‌کار شدن یا جدا شدن بعضی از اعضا به هر دلیلی، همان نقاط را بازسازی می‌کنند. حتی می‌توان به این نکته توجه کرد که در هیات، ممکن است چندین رهبر و راهبر وجود داشته باشند. یک نفر پیشکسوت و چهره موجه آن جمع است که با خیران از یک سو و افراد دیگر از سوی دیگر ارتباط دارد و وقتی پای چنین مسائلی به میان می‌آید، همه ذیل رهبری همان فرد عمل می‌کنند. در امور تدارکات هیات و انجام کارهای اجرایی، کسان دیگری رهبری می‌کنند و وقتی مستمعین داخل محل مراسم نشسته‌اند، همه تحت رهبری فرد منبری و پس از آن مداح مجلس قرار می‌گیرند.

این چیزی است که اخیراً و پس از آنکه دیده شد سیستم امنیتی و سیاسی و اجتماعی ایران بر اثر شهادت رهبر انقلاب و سایر چهره‌های سیاسی و امنیتی و نظامی فرو نپاشید، در سطح جهانی از آن تحت عنوان «دکترین دفاع موزاییکی» یاد می‌شد اما به واقع می‌توان آن را تسری الگوی اجتماعی «هیات» به سایر حوزه‌ها دانست؛ چیزی که از حضور خودجوش مردم در خیابان‌ها برای دفاع از امنیت داخلی کشور گرفته تا شلیک پهپاد و موشک‌ها، در تمام عناصر و اجزای دفاع میهنی ایرانیان طی این ایام دیده شد. فرهنگ هیاتی را با تحلیل بیگ‌دیتا نمی‌توان شناخت یا حتی ممکن است به وجود آن پی برده نشود اما چیزی است که عملاً و در واقعیت وجود دارد و طی یک ماه گذشته، همه جهان را غافلگیر کرد. جایی که گفته می‌شود جمهوری اسلامی، ایرانی‌ترین نظامی است که از ابتدا تاکنون در ایران حکمرانی کرده، یکی از استدلال‌هایش همین است. فرهنگ و تفکر هیاتی، هم به طور صددرصد متعلق به همین زیست‌بوم و جغرافیای فرهنگی است و هم ارتباط وثیق و واضحی با مذهب شیعه دارد و همین عناصر دور مانده از رصد و فهم دشمنان است که فراتر از شمارش تعداد موشک‌ها و هواپیماها و سایر مهمات و ادوات نظامی، می‌تواند در میدان نبرد به طور عینی و واقعی تعیین‌کننده باشد.

ارسال نظر
captcha
تازه ها