
مهدی حسنی: حتی صدای اروپاییها نیز از توهمات و جنگهای بیپایان رژیم صهیونی درآمده است. «شورای روابط خارجی اتحادیه اروپایی» در گزارش مفصلی به معضل جنگطلبی اسرائیل و واقعیت برتری ایران و حزبالله در این جبههها پرداخته است. این گزارش به قلم «بث اپنهایمر» پژوهشگر سیاستگذاری در برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای این موسسه به نگارش درآمده است. اپنهایمر ابتدا تلاش میکند توصیف دقیقی از وضعیت میدانی در موقعیت آتشبس کنونی به دست دهد: «اسرائیلیها با ناامیدی دریافتهاند حکومت ایران همچنان پابرجاست، در حالی که همچنان اورانیوم غنیشده و برنامه موشکهای بالستیک خود را در اختیار دارد. بدتر از آن، جمهوری اسلامی با نشان دادن تمایل خود برای جنگیدن و بهرهبرداری از تسلطش بر کشتیرانی دنیا، توان بازدارندگی خود را احیا کرده است. در لبنان هم حزبالله زخم خورده اما شکست نخورده است. این گروه همچنان نیروهای ارتش اسرائیل را که مناطق جنوب لبنان را اشغال کردهاند، همچنین ساکنان شهرکهای مرزی اسرائیل را که اکنون بهشدت خشمگین هستند، تهدید میکند. رؤسای شوراهای منطقهای که پیشتر از پایگاههای مستحکم حزب لیکود به شمار میرفتند، برای ابراز احساس خیانتدیدگی خود به شبکههای اجتماعی رو آوردهاند. یکی از اعضای شورا در پیامی خطاب به دولت نتانیاهو، حتی از ایموجی انگشت وسط استفاده کرد». به باور اپنهایمر، اوضاع داخلی رژیم صهیونیستی بسیار اسفناک است؛ محبوبیت او کاسته شده و آتشبس مورد نفرت اشغالگران است: «اکنون در چشم بسیاری از اسرائیلیها نتانیاهو فردی ناتوان به نظر میرسد. بر کسی پوشیده نیست که نخستوزیر [رژیم صهیونی] ترجیح میداد جنگها ادامه یابد، با این امید که شعلهور شدن مجدد درگیریها بتواند جایگاه رو به افول او در نظرسنجیها را در آستانه انتخابات بهبود بخشد». به باور نویسنده، نتانیاهو پیش از آغاز جنگ و حین آن، رویای از بین بردن ایران را به اشغالگران فروخته بود؛ برای همین هم زمانی که پس از 40 روز جنگ، نهتنها ایران از بین نرفت و پاسخ داد، بلکه حزبالله هم با رژیم جنگید، اشغالگران احساس کردند سرشان کلاه رفته است: «اسرائیلیها که به واسطه وعدههای بزرگ نتانیاهو دلگرم شده بودند، آمادگی داشتند شرایط سخت را تاب بیاورند و افکار عمومی با اکثریت قاطع از جنگ حمایت میکرد. برای حدود ۶ هفته، زندگی در اسرائیل زیر و رو شد. زمانی که ترامپ به طور یکجانبه آتشبس در جبهههای ایران و لبنان را بر اسرائیل تحمیل کرد، بسیاری از اسرائیلیها در بهت و سرخوردگی فرورفتند، چرا که خود را از پیروزی قاطعی که نتانیاهو وعده داده بود، محروم دیدند». به باور اپنهایمر، رژیم اشغالگر قدس در جبهه لبنان در وضعیت انسداد و بنبست مطلق است و باید شکست را بپذیرد: «این جنگ نتوانسته تنگنای بنیادین اسرائیل در قبال لبنان را تغییر دهد. ارتش اسرائیل، بدون داشتن یک استراتژی خروج روشن و در حالی که بیوقفه آماج حملات حزبالله قرار دارد، در جنوب لبنان گرفتار شده است. با این وجود، با توجه به درگیریهایش در دیگر جبههها، منابع و توانمندیهای لازم را برای خلع سلاح این گروه در اختیار ندارد. مقامات ارتش اسرائیل اذعان کردهاند تحقق این امر نیازمند اشغال سراسری لبنان و پاکسازی خانه به خانه است. چنین رویکردی با مخالفت شدید افکار عمومی داخل اسرائیل روبهرو خواهد شد، چرا که شبح اشغال خونین ۱۸ ساله جنوب لبنان را در اذهان زنده میکند. در عین حال، ارزیابی اسرائیل این است که نیروهای مسلح لبنان توانایی یا ارادهای برای خلع سلاح حزبالله ندارند». به باور نویسنده، بهای این تجاوز آشکار ترامپ و نتانیاهو حالا در حال پرداخت شدن تنها توسط اروپاییهاست: «جنگهایی که اسرائیل و آمریکا به راه انداختند، موجی از خشم را در میان اروپاییها برانگیخته است، چرا که آنها بدون آنکه طرف مشورت قرار گیرند، اکنون ناگزیرند بار پیامدهای این درگیریها را به دوش بکشند و در موضوع ایران نیز از آنها انتظار میرفت مشارکت فعال داشته باشند. اروپاییها غالباً در موضعی منفعل قرار گرفته و به جای آنکه جریانساز باشند، تنها نظارهگر وقایع بودهاند. پس از خود خاورمیانه، این اروپاییها هستند که باید بهای سنگین بیثباتی منطقه را بپردازند؛ بهایی که شامل کمبود انرژی، تورم فزاینده و خطر بروز مجدد بحران پناهجویان میشود». نویسنده در ادامه گزارش تلاش میکند لبنان را آن جبههای نشان دهد که میتواند اروپای به حاشیه رفته را مجدداً به متن سیاست بینالملل بازگرداند. به باور او اروپا باید تلاش کند با مهار همهجانبه رژیم صهیونی، اشغالگران را مجبور به پذیرش شکست در برابر حزبالله و عقبنشینی کند. پایانبندی متن اپنهایمر مهم و جالب است. به باور او این جنگ نمادی از شکست و محدودیتهای قدرت صهیونیستها بود: «هر دو جنگ، محدودیتهای راهبرد نتانیاهو را برملا کردند: اسرائیل نمیتواند امنیت خود را با چماق و زور بهدست آورد. بهرغم خسارات وارده به ایران و حزبالله، ایران همچنان بر مواضع خود پافشاری میکند و اسرائیل اکنون با خطر گرفتار شدن در اشغالی دیگر در خاک لبنان روبهرو است. اروپاییها باید فوراً برای مهار اسرائیل وارد عمل شوند و به وضوح تبیین کنند اقدامات تلآویو هزینهزاست. آنها فرصتی کوتاه و گذرا در اختیار دارند تا از بازگشت به جنگ جلوگیری کرده و روند طولانی تثبیت ثبات در لبنان را آغاز کنند».