۲۲/تير/۱۴۰۵
|
۰۱:۰۶
درباره مرگ ناگهانی لیندسی گراهام، سناتور جنگ طلب ضد‌ایرانی و یکی از بانیان جنگ ۴۰ روزه

شوک به نتانیاهو

علیرضا حقیقت: داستان مرگ لیندسی گراهام، آخرین برگ از حکایت سیاستمداران فاسدی است که در آرزوی ویرانی ایران عمر تباه خود را سپری کردند و دست آخر، این آرزو را به گور بردند.
تاریخ سیاسی معاصر آمریکا فهرستی طولانی از این تبهکاران ضدایرانی دارد؛ از بوش پدر گرفته تا دیک چنی، دونالد رامسفلد، جان مک‌کین و این آخری سناتور لیندسی گراهام که همگی به صفحات سیاه تاریخ پرتاب شدند اما ایران بالنده‌تر شد و می‌رود تا فصل تازه‌ای از قدرت گرفتن در صحنه جهانی را رقم بزند.
مرگ گراهام در میانه این روزها، حامل نمادها و پیام‌های قدرتمندی است و از این منظر شاید بشدت آیکونیک به نظر برسد. هلاکت ناگهانی او در حالی رخ داد که یک روز بود از سفر رسمی به اوکراین و دیدار با ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور آن کشور بازگشته بود و خود را برای پیروزی در پنجمین دوره انتخابات سنا در نوامبر آینده آماده می‌کرد.
اغراق نیست بگوییم گراهام، بیشترین تاثیر و نفوذ شخصی بر دونالد ترامپ برای متقاعد کردنش به حمله علیه ایران را داشت. نقش این سناتور ویرانی‌طلب در جنگ سوم تحمیلی علیه ایران اگر بیشتر از رئیس‌جمهور آمریکا نباشد، قطعا کمتر نیست.
او بارها با ترامپ در این مورد دیدار خصوصی داشت، در برخی سفرها با هواپیمای او جابه‌جا می‌شد و به گفته رئیس اسبق مجلس نمایندگان، آنقدر با ترامپ گلف بازی کرده بود که تعداد دفعات آن شاید به 100 بار برسد. سناتور جنگ‌طلب کارولینای جنوبی از تندروترین چهره‌های سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران و از سرسخت‌ترین حامیان رژیم صهیونی بود. گراهام سال‌ها از گزینه نظامی علیه ایران دفاع می‌کرد، بارها خواستار نابودی زیرساخت‌های انرژی ایران شده بود و در هفته‌های اخیر نیز با هر گونه توافق با تهران مخالفت کرد. او از معدود سیاستمدارانی بود که بارها ترامپ را به بازگشت به مسیر تقابل و تشدید فشار علیه ایران تشویق کرد.
او همچنین از حمله آمریکا به عراق و افغانستان و اشغال آنها حمایت کرد و مخالف خروج آمریکا از این ۲ کشور بود. گراهام از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ حمایت کرد و در ادامه به یکی از پرصداترین مدافعان این جنگ در مجلس سنا تبدیل شد. او با جدیت از طرح افزایش نیروهای آمریکایی در عراق در سال ۲۰۰۷ حمایت کرد. اما دشمنی او با ایران تاریخی دیرینه دارد. گراهام سال‌ها پیش از ورود ترامپ به عرصه سیاست نیز مواضعی خصمانه نسبت به تهران داشت. در دهه ۱۹۹۰، زمانی که او عضو مجلس نمایندگان آمریکا بود، از تلاش‌ها برای منزوی کردن ایران و اقدام علیه برنامه‌های موشکی و هسته‌ای تهران حمایت می‌کرد. گراهام همواره تهاجمی‌ترین مواضع را در میان سناتورهای آمریکایی اتخاذ می‌کرد. او از سال ۲۰۱۰ خواستار انجام حملات پیش‌دستانه علیه ایران شد. طی سالیان اخیر، لیندسی گراهام حداقل 14 بار خواستار حمله آمریکا و اسرائیل به تاسیسات انرژی و نفتی ایران شد.
روزنامه «پلیتیکو» آمریکا در این زمینه روایت می‌کند پس از انتخابات ۲۰۲۴، گراهام و ترامپ همواره در جریان بازی گلف درباره دستور کار دولت دوم ترامپ گفت‌وگو می‌کردند و او پیشنهادها و توصیه‌های فراوانی برای رئیس‌جمهور داشت. او در گفت‌وگویی به ترامپ توصیه کرد توافق‌هایی را که در دوره نخست ریاست‌ جمهوری‌اش میان اسرائیل و متحدان عرب آمریکا در خاورمیانه برقرار شده بود، گسترش دهد. گراهام تأکید کرد تحقق این هدف مستلزم رویارویی با مهم‌ترین مانع در منطقه، یعنی ایران است.
سناتور ضدایرانی گفته بود: «از همان روزهای ابتدایی به این موضوع فکر می‌کردیم که ایران مانع گسترش توافق‌های آبراهام و ثبات خاورمیانه است. پیش از آنکه ترامپ کار خود را آغاز کند، به او گفتم اگر بتوانی این رژیم را فروبپاشی، اتفاقی در حد فرو ریختن دیوار برلین رقم خواهد خورد».
به اذعان پلیتیکو، این موضوع آغازگر گفت‌وگوهایی بود که ماه‌ها ادامه یافت و در نهایت در «چند هفته پایانی» به رایزنی‌های فشرده و دیدارهای خصوصی او با ترامپ انجامید. این دو همچنین در نشستی در کاخ سفید نیز پیش از عملیات موسوم به «خشم حماسی» درباره ایران گفت‌وگو کردند؛ نشستی که کمتر از ۴۸ ساعت پیش از آغاز حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران برگزار شد.
او بعد از آغاز جنگ علیه ایران خوش‌خیالانه از ایده رژیم چنج اطمینان داشت تا جایی که گفت از مردم ایالتش خواهد خواست فرزندان‌شان را به نبرد زمینی در ایران و تصرف خارک بفرستند!
اگر برای افراد بدبین کشاندن آمریکا به جنگ علیه ایران توسط ترامپ یک اشتباه مهلک بود که می‌تواند از کنترل خارج شود و فاجعه‌ای را برای جهان به ارمغان بیاورد اما برای گراهام، این رویایی بود که به حقیقت پیوست.
سناتور جنگ‌طلب جمهوری‌خواه یک هفته پس از آغاز جنگ رمضان اعتراف کرد واشنگتن با راه انداختن جنگ تجاوزکارانه علیه ایران به دنبال تصاحب انبوهی از پول و نفت ایران است. گراهام به شبکه «فاکس‌نیوز» گفت: «وقتی این حکومت سقوط کند ما خاورمیانه جدیدی خواهیم داشت و کرور کرور پول به دست خواهیم آورد و دیگر کسی تنگه هرمز را تهدید نخواهد کرد».
او همچنین با گفتن اینکه «ایران و ونزوئلا صاحب ۳۱ درصد ذخایر شناخته‌شده نفت جهان هستند» ادعا کرد: «ما قرار است در این ۳۱ درصد شریک شویم. ما می‌خواهیم با این کار یک سرمایه‌گذاری خوب داشته و یک کابوس برای چین رقم بزنیم. باید سربازان زن و مرد ارتش‌مان را به خاطر انجام کاری که مشابهش را قبلا ندیده‌ایم، تشویق کنیم».
حالا رسانه‌های رژیم صهیونیستی مرگ ناگهانی گراهام را شوکی جدی برای مقامات سیاسی رژیم توصیف کرده و معتقدند ممکن است بر معادلات آینده روابط واشنگتن - تل‌آویو اثرگذار باشد. شبکه ۱۴ تلویزیون صهیونی گزارش داد خبر درگذشت گراهام، محافل سیاسی اسرائیل را در بهت فرو برده است. این شبکه تأکید کرد او صرفاً یک «دوست اسرائیل» نبود، بلکه از سیاستمدارانی محسوب می‌شد که در شکل‌دهی به سیاست آمریکا در قبال اسرائیل نقش موثری داشت. به گفته این رسانه، گراهام از طراحان اصلی قانون «تیلور فورس» بود و نقشی محوری در توقف کمک‌های مالی آمریکا به تشکیلات خودگردان فلسطین ایفا کرد.
او پیش از جنگ علیه ایران در سفرش به منطقه و بازدید از فلسطین اشغالی و امارات گفت پس از این سفر، فکر می‌کند فرصتی برای «ایجاد تغییر تاریخی» در ایران وجود دارد.
مصاحبه مشهوری از گراهام پیش از جنگ 40 روزه وجود دارد که با اشاره به آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌گوید: فقط صبر کنید ببینید در ۲ هفته آینده چه می‌شود. وقتی مجری پرسید این یعنی چه؟ گراهام پاسخ داد: ما این مردم (ایران) را حسابی با خاک یکسان خواهیم کرد. گراهام پیش از آنکه فرصت کند سقوط ایران را شبیه به دیوار برلین ببیند یا با خاک یکسان شدن حکومت/ ملت ایران را به نظاره بنشیند، دیوار عمر سیاهش فروریخت و خودش با خاک یکسان شد!

ارسال نظر
captcha