حسین کیامنش: در نخستین ساعات بامداد دیروز ۲۱ تیر، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور یک اطلاعیه رسمی و قاطع، از مسدود شدن کامل آبراه هرمز تا اطلاع ثانوی و تا پایان مداخلات آمریکا در تحولات دریایی خلیج فارس خبر داد. این تصمیم که بلافاصله پس از یک حادثه در آبهای تنگه هرمز اتخاذ شد، نهتنها یکی از مهمترین تحولات امنیتی در منطقه طی هفتههای اخیر به شمار میرود، بلکه نشاندهنده عمق شکاف میان تعهدات کاغذی تفاهمنامه پایان جنگ و واقعیتهای میدانی حاکمیت ایران بر این آبراه حیاتی است.
طبق اطلاعیه نیروی دریایی سپاه پاسداران، این اقدام پس از آن رخ داد که چندین شناور با تحریک نیروهای بیگانه تلاش کردند از مسیر غیرمصوب ایران، یعنی کریدور جنوبی نزدیک سواحل عمان عبور کنند. یکی از این شناورها که سامانههای شناسایی خود را خاموش کرده و امنیت دریایی را به مخاطره انداخته بود، با شلیک اخطار متوقف شد. سپاه پاسداران تأکید کرد مداخله غیرقانونی بیگانگان باعث ایجاد ناامنی شده، بنابراین تا زمانی که مداخلات آمریکا پایان نیابد، هیچ شناوری اجازه تردد نخواهد داشت. این اطلاعیه همچنین هشدار داد هرگونه تجاوز جدید با پاسخ شدید مواجه خواهد شد و پایگاههای بیشتری از دشمن در منطقه هدف قرار خواهد گرفت.
اعلام مسدودسازی هرمز، ریشه در تحولات روزهای قبل داشت. رئیسجمهور آمریکا در روزهای اخیر با تعیین ضربالاجل تا روز شنبه ۲۰ تیر، از ایران خواست ضمن صدور بیانیهای رسمی، آزادی کامل تردد در تنگه هرمز را تأیید کند. ترامپ این درخواست را بخشی از اجرای تعهدات طرف ایرانی در تفاهمنامه اسلامآباد دانست و آن را شرطی برای جلوگیری از تشدید تنش اعلام کرد. با این حال، روز شنبه در حالی به پایان رسید که نهتنها هیچ بیانیهای از سوی ایران در اجابت درخواست ترامپ صادر نشد، بلکه تهران رسماً از مسدود شدن تنگه هرمز خبر داد! این اقدام، پیام روشنی داشت: جمهوری اسلامی حاضر نیست حاکمیت خود بر آبراه استراتژیک هرمز را تحت فشار کلامی یا نظامی واشنگتن از دست بدهد.
در واکنش به این اقدام، واشنگتن بار دیگر دست به اقدامات تنشزا زد و ارتش تروریست آمریکا برای چندمینبار در هفتههای اخیر، مناطقی از سواحل جنوب ایران را هدف حملات هوایی قرار داد. این حملات که عمدتاً به تأسیسات ساحلی، دکلهای مخابراتی و پایگاههای مرتبط در مناطقی مانند بندرعباس، جزایر قشم و سیریک انجام شد، بخشی از الگوی تکراری تنش بود که در آن آمریکا به بهانههای مختلف، سعی دارد مدیریت ایران بر تنگه هرمز را به چالش بکشد.
ایران نیز بلافاصله با قاطعیت به این تجاوز پاسخ داد. روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیههای پی در پی اعلام کرد نیروی هوافضا اهداف مهمی را در پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه مورد اصابت قرار داده است. در مرحله اول، پایگاه هوایی شاهزاده حسن در اردن که میزبان تجهیزات آمریکایی از جمله پهپادهای MQ9 است، با موشکهای بالستیک هدف قرار گرفت و مرکز فرماندهی و آشیانههای پهپادها منهدم شد.
در مرحله دوم، به پایگاه هوایی العدید قطر ـ بزرگترین پایگاه آمریکا در غرب آسیا ـ حمله شد و مراکز تعمیر جنگندهها و فرماندهی آن آسیب جدی دید. مرحله سوم نیز به بندر دقم در عمان اختصاص داشت؛ جایی که مراکز پشتیبانی لجستیکی ناوها و سکوهای سوختگیری تروریستهای سنتکام با حمله سنگین و غافلگیرانه ایران نابود شد.
این حملات دقیق نشاندهنده قابلیت نیروهای مسلح ایران برای ضربه زدن به زنجیره لجستیکی و فرماندهی آمریکا در عمق خاک متحدانش است. سپاه تأکید کرد این عملیاتها مستقیماً در پاسخ به تجاوزات آمریکا انجام شد.
در آخرین مورد از حملات ایران به پایگاههای آمریکا، عصر دیروز موقعیت یگان موشکی نیروی زمینی ارتش آمریکا در کویت مورد هدف قرار گرفت. بعضی اخبار حکایت از آن دارد لانچرهای ATACMS ارتش ایالات متحده، با 3 موشک بالستیک هدف قرار گرفته و منهدم شده است.
برخی گزارش دادند در پی این حمله، 3 نظامی آمریکا به هلاکت رسیده و تعدادی دیگر نیز زخمی شدهاند.
در همین حال رویترز خبر داد در این حمله 12 نفر زخمی شدهاند که حال 2 نفر از آنها وخیم گزارش شده است.
رسانه قطری الجزیره نیز به نقل از ارتش کویت اعلام کرد 3 پایگاه نیروی زمینی در شمال این کشور هدف حملهای سنگین قرار گرفت که منجر به خسارات مادی شد. بنا بر اعلام ارتش کویت، یک سکوی حفاری فراساحلی شرکت نفت این کشور نیز توسط یک پهپاد مورد حمله قرار گرفت.
برای درک واقعی ابعاد اتفاقات اخیر، باید آن را در بستر تلاشهای طولانیمدت آمریکا برای ایجاد اختلال در مدیریت ایران بر تنگه هرمز تحلیل کرد. هرمز از نخستین روزهای جنگ سوم تحمیلی، به عرصهای برای نمایش حاکمیت ایران تبدیل شد. ایران که پیش از جنگ حاکمیت بالقوهای بر این آبراه داشت، با آغاز جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونی، آن را به حاکمیت بالفعل تبدیل کرد. با بستن تنگه به روی کشتیها و نفتکشهای مرتبط با آمریکا و شرکای آن کشور، تهران اهرمی راهبردی به دست آورد که توانست ـ و همچنان میتواند ـ اقتصاد جهان را تحت فشار قرار دهد.
این دقیقاً همان سناریویی بود که واشنگتن از آن وحشت داشت. بر اساس کتابی که اخیراً خبرنگاران روزنامه نیویورکتایمز از جلسات محرمانه ترامپ و نتانیاهو پیش از آغاز جنگ رمضان منتشر کردهاند، بسته شدن تنگه هرمز یکی از نگرانیهای اصلی کاخ سفید بوده است. مقامات آمریکا بهخوبی میدانستند کنترل این آبراه توسط ایران میتواند توازن جنگ را به ضرر آنها تغییر دهد.
از همان ابتدای جنگ، آمریکا با ابزارهای مختلف تلاش کرد این اهرم را خنثی کند. تهدیدهای مستقیم به نابودی تمدن ایران، اعمال محاصره دریایی، فشار بر شرکتهای کشتیرانی برای پذیرش ریسک عبور و حتی تلاش برای ایجاد ائتلاف منطقهای علیه ایران، بخشی از این استراتژی بود. با وجود این، همه این تلاشها عملا بینتیجه ماند. تولید و ارسال نفت از تنگه بهشدت کاهش یافت، قیمت جهانی انرژی افزایش یافت و فشار اقتصادی بر غرب بیشتر شد. در نهایت، در بند ۵ تفاهمنامه اسلامآباد که به منظور پایان جنگ امضا شد، آمریکا مجبور شد مدیریت تنگه هرمز توسط ایران را بپذیرد. این پذیرش، یک عقبنشینی راهبردی برای واشنگتن بود اما هرگز به معنای پذیرش واقعیت جدید نبود. از زمان امضای تفاهمنامه، آمریکا همچنان تلاش کرد این توافق را دور بزند و مدیریت ایران را به چالش بکشد.
آخرین نمونه این چالش، ماجرای کریدور جنوبی در تنگه هرمز بود. آمریکا با تحریک مسقط، سعی کرد مسیری جایگزین نزدیک سواحل عمان ایجاد کند تا وابستگی به مسیر مصوب ایرانی کاهش یابد. از سوی دیگر، سفر اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه به عمان با حضور مقامات قطر نیز در جهت آن بود تا عمان را به جای تاکید بر کریدور جنوبی، به پذیرش یک مسیر مشترک با ایران ترغیب کند اما عمان با پشتوانه آمریکا و قطر بر باز ماندن کریدور جنوبی اصرار کرد. در نهایت ایران این اقدام را نقض صریح تفاهمنامه دانست و هشدار داد با هر شناوری که از مسیر غیرمصوب ایران عبور کند، برخورد خواهد کرد.
زد و خوردهای اخیر در خلیج فارس نیز دقیقاً ریشه در همین موضوع دارد. آمریکا و متحدان منطقهایاش تلاش میکنند عبور از کریدور جنوبی را از سر بگیرند اما ایران با قاطعیت پاسخ میدهد. برخورد با شناور متخلف در شامگاه شنبه که با خاموش کردن رادار قصد عبور غیرقانونی داشت، نقطه اوج این تقابل بود. نیروی دریایی سپاه پاسداران با شلیک اخطار آن را متوقف کرد و متعاقباً مسدودسازی کامل تنگه را اعلام کرد.
مرکز مدیریت آبراه خلیج فارس نیز در پیامی رسمی تأیید کرد به دلیل تحرکات غیرقانونی نظامیان تروریست آمریکایی، تردد از تنگه هرمز فعلاً ممکن نیست. این مرکز تأکید کرد مجوزهای تردد تنها از طریق وبسایت رسمی PGSA.ir صادر خواهد شد و تا برقراری ثبات، هیچ درخواست جدیدی، حتی بررسی هم نمیشود.
در همین حال، دادههای ترافیک دریایی در ساعات پس از مسدود شدن تنگه توسط ایران، واقعیتهای میدانی را نشان میدهد: تردد در هرمز عملاً به صفر رسیده، صدها کشتی در لنگرگاههای اطراف منتظر ماندهاند و شرکتهای بیمه و کشتیرانی با احتیاط کامل عمل میکنند.
در مقابل، روز گذشته سنتکام و ترامپ با گفتاردرمانی سعی کردند تصویر دیگری ارائه دهند. آنها بسته شدن تنگه را انکار و کشتیها را به استفاده از مسیر جنوبی تشویق کردند اما این رویکرد جدید نبود. در طول جنگ نیز ترامپ و دیگر مقامات آمریکا بارها با همین روش تلاش کردند کشتیها را به سرپیچی از هشدارهای ایران و عبور از تنگه هرمز ترغیب کنند اما در میدان شکست خوردند. صاحبان شناورها و شرکتهای کشتیرانی بیشتر به هشدارهای عملی ایران، مانند شلیک اخطار به شناور متخلف توجه دارند تا اظهارات شفاهی ترامپ.
روند تحولات چند روز اخیر به وضوح نشان میدهد آمادگی و اعتماد به نفس ایران برای مدیریت این تنش بسیار بالاتر از آمریکاست. از یک سو، ایران پس از جنگ ۴۰ روزه قدرت خود را بازسازی و حاکمیت عملی بر تنگه را تثبیت کرده و از سوی دیگر، آمریکا با محدودیتهای جدی مواجه است. شبکه آمریکایی سیانان روز گذشته با اشاره به تنشهای اخیر در خلیج فارس، به تفصیل به کمبود ذخایر مهمات آمریکا پرداخت. طبق تحلیل کارشناسان مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، ذخایر موشکهای تاد، پاتریوت و تاماهاوک بهشدت کاهش یافته و تولید جدید بسیار کند است، طوری که بازسازی کامل سالها طول خواهد کشید.
در مقابل، ایران با ابزارهای نامتقارن، موشکهای دقیق بالستیک، پهپادهای ارزان و نیروی دریایی چابک هزینه بسیار کمتری برای ادامه جنگ پرداخت میکند. این عدم تقارن، توازن را به نفع تهران تغییر داده است.
بسته شدن مجدد تنگه هرمز فراتر از یک اقدام تاکتیکی است. این اتفاق، نمایی از واقعیت جدید منطقه است: ایران اهرم کنترل مهمترین آبراه راهبردی جهان را در دست دارد و آمریکا، با وجود تمام تلاشها، نتوانسته آن را خنثی کند. تا زمانی که واشنگتن این واقعیت را به طور کامل نپذیرد و بخواهد مدیریت ایران را به چالش بکشد، هزینههای بیشتری بر دوش آمریکا و کشورهای همدستش در خلیج فارس، از جمله عمان خواهد گذاشت.
همچنین مسقط باید توجه داشته باشد که لطف و متانت ایران در جریان جنگ 40 روزه و تاکید بر حسن همجواری، نباید به انفعال تهران تعبیر و منجر به شکل گیری این انگاره ذهنی غلط شود که میتوان با حمایت و پشتیبانی آمریکا، در مقابل ایران در خلیج فارس، قد علم کرد. اگر چنین امکانی وجود داشت، پیشتر از عمان، آمریکا موفق میشد و حالا عمان را ترغیب به ایجاد کریدور جنوبی در تنگه هرمز نمیکرد.
تداوم بدعهدی آمریکا و لجاجت ترامپ برای مخدوش کردن کنترل ایران بر تردد از تنگه هرمز/ سپاه: تنگه هرمز بسته است
عاقبت گندهگویی
حملات سنگین ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در کویت، قطر، امارات، بحرین و عمان/ برخی منابع از کشته شدن 3 نظامی آمریکایی در کویت خبر میدهند
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها