مهدی حسنی: نسلکشی مستمر ۲ ساله در غزه و ۲ بار جنایت در آغاز جنگ علیه ملت ایران، موجب شده تصویر متفاوتی از رژیم صهیونی در اصلیترین پایگاه سیاسی و اجتماعی آن، یعنی آمریکا هم شکل بگیرد. این تصویر متفاوت و احتمال از دست دادن حمایت واشنگتن چنان است که بسیاری در آمریکا بر آنند شاید در آخرین دههای زندگی کنیم که آمریکا حمایت بیقید و شرط از صهیونیستها دارد و فشار افکار عمومی علیه رژیم موجب تنفر عمومی از آن شود. پایگاه انگلیسی «میدل ایست آی» (چشم خاورمیانه)، در گزارشی به این مساله پرداخت.
به باور نویسنده، در رابطه با رژیم صهیونیستی و متحدش آمریکا همواره یک الگوی ثابت وجود داشته و آن هم این است که رژیم، همیشه چون سگی ناسپاس، دست صاحبش را گاز گرفته و اکنون در رابطه با ترامپ هم چنین میکند: «هدیه خداحافظی باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا به اسرائیل، بستهای نظامی به ارزش ۳۸ میلیارد پوند، معادل ۵۱ میلیارد دلار، در طول ۱۰ سال بود. این بزرگترین بسته کمک در تاریخ آمریکا به شمار میرفت. نتانیاهو همواره سخاوت اوباما را با ناسپاسی و توهین پاسخ داد. نخستوزیر اسرائیل هیچ فرصتی را برای حمله به وی از دست نداد؛ با حمایت از نامزد جمهوریخواه، به شکلی زمخت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲ مداخله کرد؛ از امتیاز سخنرانی در نشست ویژه مشترک ۲ مجلس کنگره سوءاستفاده کرد تا به رئیسجمهور آمریکا توهین کند و پرسروصداترین کارزار عمومی را برای به شکست کشاندن توافق هستهای با ایران به راه انداخت. جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا که به طور غریزی یک صهیونیست لیبرال است نیز با همین رفتار روبهرو شد. ژنرال آموس گیلاد نوشت «سرزنش بیسابقه» بایدن از سوی نتانیاهو، جلوهای افراطی از ناسپاسی و شکستی راهبردی در بالاترین سطح بود».
اکنون نیز در حال تماشای این الگوی تکراری در تاریخ رژیم اشغالگر هستیم؛ جایی که به دلیل برتری ایران در میدان، آتشبس در همه جبههها به رژیم تحمیل شده و حالا تلآویو عاجز از درک وضعیت جدید است: «آنچه به خصومت اسرائیل با ترامپ دامن میزند، شاید در نهایت همان شوک ناشی از یک وضعیت تازه باشد. این شوک از آنجا ناشی میشود که یک رئیسجمهور آمریکا به اسرائیل میگوید جنگافروزی را متوقف کند. همان شوکی که یک مستعمره مهاجرنشین هنگامی تجربه میکند که درمییابد کنترل خود بر قدرت مادر را از دست داده است».
ناسپاسی رژیم صهیونیستی از ارباب خودش، جنگ علیه ایران و نسلکشی در غزه، وضعیت سیاسی کاملاً متفاوتی برای رژیم در آمریکا رقم زده است: «هرچه در درون اسرائیل در حال شکلگیری است، تأثیری بهشدت مسمومکننده بر افکار عمومی در آن سوی اقیانوس اطلس گذاشته است. اغراق نیست اگر بگوییم نسلکشی در غزه، جنگ شکستخورده با ایران و خودداری اسرائیل از عقبنشینی از سوریه، جنوب لبنان و غزه، یک نسل کامل از حمایت از اسرائیل در آمریکا را از میان برده است».
اعداد بهخوبی این ادعا را ثابت میکند: «بر اساس یافتههای مرکز پژوهشی پیو، در هر ۲ حزب جمهوریخواه و دموکرات، اکثریت افراد زیر ۵۰ سال دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل و نتانیاهو دارند. امروز ۵۷ درصد جمهوریخواهان ۱۸ تا ۴۹ ساله نظر نامساعدی درباره اسرائیل دارند؛ رقمی که سال گذشته ۵۰ درصد بود. در مجموع، ۶۰ درصد بزرگسالان آمریکایی دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارند؛ این رقم سال گذشته ۵۳ درصد بود. همچنین ۵۹ درصد هیچ اعتمادی به نتانیاهو برای انجام کار درست در مسائل جهانی ندارند؛ رقمی که سال گذشته ۵۲ درصد بود».
موضوع این است که اثرات نسلکشی در غزه چنان عمیق بوده که عملاً مساله فلسطین را از یک قضیه بیاهمیت در آمریکا، به مرکز آورده است: «افکار عمومی آمریکا واقعاً تغییر کرده است. یکی از مهمترین تحولات در ایالات متحده این بوده که مساله فلسطین از حاشیه سیاست به متن جریان اصلی منتقل شده است. موضوعی که زمانی دغدغهای محدود به بخشهایی از چپ تلقی میشد یا به مسائل اسلامگرایی فروکاسته میشد، اکنون به مسالهای بدل شده که سراسر طیف سیاسی را در بر میگیرد. حتی بخشهایی از جناح راست آمریکا نیز اسرائیل را به جای یک دارایی راهبردی، باری بر دوش کشور میبینند. برای برخی محافظهکاران، عملکرد اسرائیل در غزه، یعنی کشتار گسترده غیرنظامیان، از جمله کودکان و بیاعتنایی آشکار آن به حقوق بینالملل، سازگار کردن حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل را با تصویری که آمریکا از خود دارد، روزبهروز دشوارتر کرده است. برای برخی، فاصله گرفتن از اسرائیل به راهی برای تلاش جهت احیای مشروعیت پروژه آمریکایی بدل شده است. با این حال، راه یافتن مساله فلسطین به جریان اصلی، مرزهای تازهای نیز به همراه آورده است. دامنه بحث گستردهتر شده اما همچنان در محافل محافظهکار، نومحافظهکار و مترقی بهشدت کنترل میشود. بحث درباره نفوذ آیپک روزبهروز پذیرفتنیتر شده است، زیرا این چارچوب به آمریکاییها اجازه میدهد مساله را به صورت اعمال نفوذ ناروا از سوی یک لابی قدرتمند صورتبندی کنند».
متن تصریح میکند برای پایان دوران استثناگرایی رژیم صهیونی در سیاست خارجی آمریکا راه درازی باقی مانده و نباید چندان سریع امید داشت اما شواهد نشان میدهد به نتایج چند دوره دیگر انتخاباتها میتوان امیدوار بود: «ممکن است آمریکا وارد مسیری مرحلهبهمرحله شده باشد: نخست افزایش همدلی با رنج فلسطینیان و سپس تشدید خصومت با اسرائیلی که همواره در حال جنگ است. این روند میتواند به پایان استثناگرایی اسرائیل در سیاست آمریکا و در نهایت به رسمیت شناختن کامل حقوق فلسطینیان بینجامد. تحقق چنین تغییری شاید به چندین دوره انتخاباتی نیاز داشته باشد اما برای نتانیاهو، یا هر کسی که پس از او بر سر کار بیاید، دوباره مرتبط و جذاب کردن اسرائیل برای راست آمریکا کار سادهای نخواهد بود. نتانیاهو که در پرونده ایران با مانع روبهرو شده اما اجازه یافته دستاوردهای ارضی خود در لبنان و سوریه را حفظ کند، احتمالاً برای تصرف کامل غزه جنگ را از سر خواهد گرفت. او ناچار است چنین کند، اگر بخواهد راست افراطی را هم در کابینه و هم در کارزار انتخاباتی خود نگه دارد اما از سرگیری کشتار در غزه، احساس انزجار از اسرائیل را در هر دو سوی طیف سیاسی آمریکا تشدید خواهد کرد».
نگاهی به نشانههای تغییر نگرش افکار عمومی آمریکا نسبت به رژیم صهیونیستی
رشد نفرت از اسرائیل
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها