۲۲/تير/۱۴۰۵
|
۰۱:۰۶
سیاستمدارانی که آرزوی فروپاشی جمهوری اسلامی را با خود به آن دنیا بردند

گورستان متوهمان

فاطمه یوسفی: تاریخ معاصر ایران با فهرستی از پیشگویی‌های سیاسی دشمنان متوهم گره خورده که هیچ‌گاه به واقعیت نپیوست. از واشنگتن تا لندن و از تل‌آویو تا پاریس، تریبون‌های متعددی در ۴۸ سال گذشته شاهد خطابه سیاستمدارانی بود که جمهوری اسلامی ایران را در آستانه فروپاشی توصیف می‌کردند. این گزارش روایتی است تامل‌برانگیز از برخی کسانی که برای سرنگونی نظام ضرب‌الاجل تعیین کردند اما پیش از آنکه موعد خیالی‌شان از راه برسد، ساعت عمرشان از حرکت ایستاد.
1- وقتی جناب عزرائیل(ع) توئیت «پایان ایران» گراهام را ری‌توئیت کرد!
لیندزی گراهام به مواضع ضدایرانی‌اش شهره بود که در جنگ‌ اخیر نیز تاثیر زیادی بر تصمیم آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تجاوز به ایران داشت. او در یکی از آخرین مواضع خود در روز شنبه ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶/ ۲۰ دی ۱۴۰۴ در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به ایرانیان نوشت «کابوس طولانی شما بزودی رو به پایان است». او در همان پیام اضافه کرد «معترضان در ایران باید بر آیت‌الله پیروز شوند». گراهام دیروز ۱۱ ژوئن/ ۲۱ تیر، ۶ ماه پس از این پیام، در ۷۱ سالگی پس از یک بیماری کوتاه و ناگهانی به درک واصل شد.
2- مک‌کین؛ پیاده‌روی در رؤیا، پذیرایی زیر خاک!
جان مک‌کین، سناتور برجسته جمهوری‌خواه، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا و نامزد جمهوری‌خواهان در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸ آمریکا، نماد مخالفت سخت‌افزاری واشنگتن با تهران بود. او سال‌ها به عنوان معمار تحریم‌ها و گزینه‌های نظامی علیه تهران شناخته می‌شد. مک‌کین ۱۴ آوریل ۲۰۱۷ در تجمعی در تیرانا در میان اعضای گروهک تروریست منافقین ایستاد و با لحنی قاطع که حاکی از اطمینان کامل بود، اعلام کرد: «روزی ایران آزاد خواهد شد. روزی ما در میدان آزادی در تهران گرد هم خواهیم آمد!» مک‌کین تنها ۱۶ ماه پس از این سخنرانی، ۲۵ آگوست ۲۰۱۸ بر اثر سرطان مغز در ۸۱ سالگی مُرد. او در حالی در زباله‌دان تاریخ افتاد که نه‌تنها قدم به میدان آزادی نگذاشت، بلکه شاهد بود راهبرد فشار او برای فروپاشی ساختار قدرت در ایران با بن‌بست مواجه شده است.
3- پرز؛ پیشگوی خرفتی که در خشم از اورانیوم ایران اکسید شد
شیمون پرز، به عنوان رئیس‌ رژیم صهیونیستی، نخست‌وزیر، وزیر خارجه و یکی از معماران دکترین نظامی رژیم، دهه‌ها ایران را بزرگ‌ترین تهدید موجودیت اشغالگران می‌دانست و همواره بر سقوط نظام اسلامی تاکید می‌کرد. ۲۱ ژوئن ۲۰۰۹ همزمان با ناآرامی‌های پس از انتخابات در ایران، پرز در اورشلیم در جمع رهبران یهودی با اطمینان از زوال قریب‌الوقوع جمهوری اسلامی سخن گفت: «امیدوارم این حکومت بیچاره ناپدید شود. من نمی‌دانم کدام یک زودتر ناپدید خواهد شد؛ اورانیوم غنی‌شده آنها یا حکومت‌شان». پرز ۷ سال بعد - ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۶ - در ۹۳ سالگی مُرد. در روز مرگش، نه‌تنها جمهوری اسلامی ایران پابرجا بود، بلکه غنی‌سازی اورانیوم در ابعادی وسیع‌تر ادامه داشت و آرزوی پرز برای ناپدید شدن نظام به یکی از اوراق ناتمام پرونده قطور زندگی سیاسی او تبدیل شد.
4- لیبرمن؛ «روز نو» نیامد و شب زندگی سناتور به پایان رسید
جو لیبرمن، سناتور و نامزد سابق معاونت ریاست‌‌جمهوری آمریکا، بیش از ۳ دهه وقت خود را صرف تلاش برای انزوای بین‌المللی ایران کرد. او از جمله کسانی بود که به صورت وسواس‌گونه‌ای سقوط نظام ایران را یک واقعه قریب‌الوقوع می‌دانست. او ۱۳ ژوئن ۲۰۱۹ در مقر اشرف ۳ در آلبانی، به زعم خود پیش‌بینی جسورانه‌ای انجام داد که تیتر بسیاری از رسانه‌ها شد: «دیگر بحث بر سر این نیست که آیا این رژیم سقوط می‌کند یا نه، بلکه بحث بر سر زمان آن است. ما به روز آزادی ایران نزدیک می‌شویم».
لیبرمن ۲۷ مارس ۲۰۲۴ در ۸۲ سالگی بر اثر زمین‌ خوردن ناگهانی مرد. ۵ سال پس از آنکه به خیال خویش مدعی شد به روز آزادی در ایران نزدیک شده‌، نظام سیاسی ایران همچنان پابرجا ماند و لیبرمن موفق نشد پاسخ سوال زمانی خود را دریافت کند.
5- رامسفلد؛ تئوریسین «تلنگر» که با تیپای روزگار دفن شد
وزیر پیشین دفاع آمریکا در دوران جورج بوش کوچک که مغز متفکر حملات نظامی به افغانستان و عراق بود، همواره تصور می‌کرد با محاصره ایران، لرزش‌های فروپاشی نظام اسلامی آغاز خواهد شد. 
دونالد رامسفلد در طول سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در مصاحبه‌های متعدد مدعی شد جمهوری اسلامی «تنها به یک تلنگر نیاز دارد» و ساختار آن به قدری پوسیده است که با فشار نیروهای پیرامونی فروخواهد ریخت. به زعم او فرآیندهای دموکراتیک در همسایگی ایران، حکومت تهران را به‌سرعت به سوی نابودی سوق می‌دهد. رامسفلد ژوئن ۲۰۲۱ در حالی مرد که ایالات متحده پس از ۲۰ سال در حال خروجی ذلت‌بار از افغانستان بود و نظام ایران نه‌تنها با هزاران «تلنگر» فرونریخت، بلکه جای پای خود را در عراق محکم‌تر از همیشه کرد.
6- ریچاردسون؛ متوهمی که هم پایان نظام را در خواب دید و هم پایان خود را!
بیل ریچاردسون، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل، یکی دیگر از مهره‌های اصلی سیاست خارجی دموکرات‌ها بود که در سال‌های پایانی زندگی خود، صراحتاً در جبهه براندازی ایران قرار گرفت. او ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ در ویلپنت پاریس، طی سخنرانی پرشور در نشست منافقین، با کلمات قاطع پایان جمهوری اسلامی را اعلام کرد: «پایان نزدیک است. آنچه می‌بینید، تغییری عظیم است!» او یکم سپتامبر ۲۰۲۳ در ایالت ماساچوست در ۷۵ سالگی در خواب به جهنم رفت. آن «تغییر عظیمی» که او وعده‌اش را داده بود، هرگز به وقوع نپیوست و نظام سیاسی ایران از آن پیچ تاریخی نیز عبور کرد.
7- لرد کوربت؛ «لکه ناپاک» روزگار به زباله‌دان تاریخ افتاد
رابین کوربت از اعضای پرنفوذ حزب کارگر بریتانیا، تمام اعتبار سیاسی خود را در پارلمان بریتانیا خرج حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی کرد. کوربت ۲۸ ژوئن ۲۰۰۸ در تجمعی در پاریس، جمله‌ای نمادین و بسیار تند علیه ساختار ایران به کار برد: «ملاها بزودی چیزی جز یک لکه ناپاک بر تاریخ طولانی و پرافتخار ایران نخواهند بود». لرد کوربت ۱۹ فوریه ۲۰۱۲ در ۷۸ سالگی بر اثر سرطان مرد؛ کمتر از ۴ سال پس از آنکه وعده داد حاکمان ایران بزودی محو می‌شوند، او خود از صحنه روزگار محو شد، در حالی که جمهوری اسلامی ایران دوران جدیدی از تاثیرگذاری منطقه‌ای را آغاز کرده بود.
8- لرد جانستون؛ یک قدم تا آزادی یا یک قدم تا مرگ؟
راسل جانستون سیاستمدار لیبرال بریتانیایی و رئیس سابق مجمع پارلمانی شورای اروپا، یکی دیگر از چهره‌هایی بود که فریب فضای تبلیغاتی مخالفان ایران را خورد. او ژوئن ۲۰۰۸ در پاریس، خطاب به جمعیتی که در سالن بودند، ادعای نزدیکی لحظه سرنگونی را مطرح کرد: «آزادی بسیار نزدیک است؛ پس باید پایداری کنید، پایداری کنید و پایداری کنید». 
لرد جانستون در همان ماه ادعای خود در ۲۷ ژوئن ۲۰۰۸ در خیابانی در پاریس بر اثر سرطان مغز استخوان جان خود را از دست داد.
9- لوبرانی؛ چمدان‌های بسته‌‌ای که هیچ‌گاه به تهران نرسید
اوری لوبرانی را باید متخصص‌ترین مهره امنیتی-سیاسی رژیم صهیونی در امور ایران دانست. او که پیش از انقلاب رئیس دفتر نمایندگی اسرائیل در تهران بود، تا آخرین نفس معتقد بود بازگشت او به تهران قریب‌الوقوع است! ۲۹ نوامبر ۲۰۰۶ لوبرانی در مصاحبه با روزنامه هاآرتص چاپ سرزمین اشغالی با تکیه بر تحلیل‌های امنیتی خود گفت: «میوه سقوط رسیده است؛ رسیده است... ما باید هر لحظه انتظار فروپاشی رژیم حاکم بر ایران را داشته باشیم». لوبرانی که تمام زندگی‌اش پس از انقلاب را با رویای فروپاشی نظام اسلامی گذرانده بود، سرانجام ۵ مارس ۲۰۱۸ در ۹۱ سالگی آرزویش را به گور برد.
10- لرد آرچر؛ آغازی که با پایان خودش تمام شد!
پیتر آرچر، دادستان کل سابق و سیاستمدار حزب کارگر، از دیگر چهره‌های پارلمانی بریتانیا بود که سقوط ایران را بسیار نزدیک می‌دید. او ۲۳ ژوئن ۲۰۰۸ در صحن مجلس اعیان بریتانیا در کاخ وست‌مینیستر، پیروزی‌های حقوقی مخالفان ایران را چنین توصیف کرد: «من معتقدم این آغاز پایان رژیم اسلامی است». لرد آرچر ۴ سال پس از آنکه پایان نظام ایران را آغازشده دانست، ۱۴ ژوئن ۲۰۱۲ در ۸۵ سالگی مرد و آغازی که از آن سخن می‌گفت، با زندگی خودش پایان یافت.
11- ایمس؛ مشتی توخالی که برای همیشه بسته ماند
دیوید ایمس، نماینده محافظه‌کار پارلمان بریتانیا، از تندروترین حامیان تغییر نظام بود که به مدت ۳۰ سال این موضوع را دنبال کرد. ژوئن ۲۰۱۷ در ویلپنت پاریس، او به مخاطبانش اطمینان داد «تغییر رژیم ایران سرانجام در مشت ماست»! ۱۵ اکتبر ۲۰۲۱ ایمس در حوزه انتخابیه‌اش با ضربات چاقو به هلاکت رسید و آن تغییری که مدعی بود در «مشت» او و همراهانش است، تا روز مرگش همچنان دور از دسترس باقی ماند.
12- بارونس بوثروید؛ آن روز نزدیک بود اما برای تو!
بتی بوثروید، رئیس مجلس عوام انگلیس و چهره نمادین سیاست آن کشور، در سال‌های آخر عمر خود سقوط تهران را حتمی توصیف کرد. رفیق صمیمی مریم رجوی، سرکرده تروریست‌های منافق، ژوئن ۲۰۲۰ طی یک پیام ویدئویی صریحاً از سرنگونی قریب‌الوقوع نظام ایران سخن گفت: «این رژیم محکوم به سقوط است و آن روز از آنچه بسیاری تصور می‌کنند، نزدیک‌تر است». بارونس بوثروید فوریه ۲۰۲۳ در ۹۳ سالگی مرد و به فهرست طولانی سیاستمدارانی پیوست که واژه‌های «بسیار نزدیک» و «زودهنگام» را درباره سقوط نظام اسلامی ایران به کار بردند اما مرگ خیلی زودتر از آن سراغ خودشان آمد.

«ساعت شنی» براندازان همیشه معکوس کار می‌کند
مشاهده این حجم از پیش‌بینی‌های اشتباه از سوی سیاستمداران ارشد آمریکایی، اروپایی و صهیونیست نشان‌دهنده چند واقعیت کلیدی است؛ اول آنکه این سیاستمداران به جای تکیه بر واقعیت‌های اجتماعی و زیرساختی قدرت در ایران، تحت تاثیر لابی‌های سیاسی معاند ضدانقلاب بودند. این لابی‌ها با ارائه تصویرهای خیالی و فانتزی از فروپاشی، آنها را به سوی سخنرانی‌های تهی از واقع‌بینی سوق دادند.
بسیاری از کلمات، عبارات و نسبت‌هایی که آنان به جمهوری اسلامی ایران می‌دادند، نه به عنوان یک تحلیل اطلاعاتی، بلکه به عنوان بخشی از عملیات روانی‌شان بیان می‌شد اما نکته اینجاست که این سیاستمداران خودشان طعمه جنگ روانی خود شدند و دروغ‌های خود را باور کردند و در حقیقت قبل از به درک واصل شدن خود، به مرگ سیاسی دچار شدند. 
سیاستمداران ضدایرانی یکی پس از دیگری، جهان را ترک می‌کنند اما جمهوری اسلامی پایدار و استوار با وجود تمام فشارهای ظالمانه بی‌سابقه بین‌المللی، طول عمری فراتر از انتظار آنان نشان داده است.
ایران برخلاف تمام تیترهای خبری روزنامه‌های غرب در ۵ دهه گذشته، محلی برای به پایان رسیدن عمر سیاسی کسانی شده که پایانش را آرزو می‌کردند. باشد که این نمونه‌ها عبرتی برای سیاستمداران جدیدی شود که با همان کلمات کهنه، دوباره برای سقوط نظام مهلت تعیین می‌کنند.

ارسال نظر
captcha