مهدی حسنی: بحثها در جهان دیگر بر سر این مساله در نمیگیرد که آیا نظم آمریکایی در منطقه خلیج فارس فرو خواهدپاشید یا نه، بلکه پرسش محوری آن است که در وضعیت تزلزل این نظم به دلیل دست بالای ایران در جنگ رمضان، چه نظمی جایگزین ساختار آمریکایی خواهد شد؟ همین پرسش، محور یک گزارش تفصیلی در اندیشکده بسیار قدیمی و معتبر چتم هاوس بریتانیا شده است.
به باور این اندیشکده، بعدها در آینده تاریخ روابط، احتمالا از جنگ آمریکا علیه ایران به عنوان مبدأ فروپاشی نظم آمریکایی در خلیج فارس یاد میشود: «نظمهای منطقهای به ندرت یکشبه فرومیپاشند؛ معمولا این نظمها بهتدریج فرسوده میشوند. جنگ انتخابی آمریکا و اسرائیل علیه ایران ممکن است در نهایت نه فقط به دلیل نتایج آن، بلکه به عنوان چالشی برای بنیانهای «نظم آمریکایی» در خلیج فارس به یاد آورده شود؛ نظمی که پس از پایان جنگ سرد بر برتری آمریکا استوار شده بود».
به نوشته چتم هاوس، جنگ وضعیت منطقه را به نحوی تغییر داد که بعید است دیگر به پیش از آن بازگردد و اولین نمود این تغییر را میتوان در مساله حضور نظامی آمریکا دید: «اهمیت بلندمدت این جنگ نه فقط در نتیجه آن در میدان نبرد، بلکه در بازآراییهای منطقهای است که به جریان انداخته و بعید است نظم خلیج فارس در دوره پیش از جنگ بار دیگر احیا شود. احتمالا واشنگتن معماری امنیتی خود در خلیج فارس را بازطراحی خواهد کرد. این معماری که بر استقرار نیروهای پیشرو، پایگاههای بزرگ و برتری متعارف نظامی بنا شده بود، آسیبپذیرتر از آن چیزی نشان داد که انتظار میرفت. بیش از 12 پایگاه آمریکا آسیبهای قابل توجهی متحمل شدند. ایران نشان داد توانمندیهای نامتقارن کمهزینه میتواند از سامانههای پیشرفته دفاع هوایی عبور کند و خسارتهای نامتناسب و باورنکردنی وارد کند. از این رو، احتمالا واشنگتن به سمت اتکا بر تعداد کمتری از پایگاههای کمتر قابل مشاهده، استقرارهای پراکنده، توانمندیهای حمله دقیق، دفاع موشکی و استفاده از هوش مصنوعی حرکت خواهد کرد؛ در حالی که برتری نظامی متعارف خود را حفظ میکند».
به باور این مرکز سیاستپژوهی، حملات اخیر به کشورهای عرب نشان داد آمریکا تا چه میزان در دفاع از متحدان خود ناتوان است و این کشورها ناگزیر خواهند بود انحصار واشنگتن در تامین امنیت خودشان را بشکنند: «پادشاهیهای عرب معماری امنیتی خود را مورد بازنگری قرار خواهند داد، هر چند هنوز مشخص نیست چه نظمی جایگزین ساختار کنونی خواهد شد. حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی بقیق و خریص سعودی که به طور موقت تولید نفت آن کشور را به نصف کاهش داد، محدودیتهای چتر امنیتی آمریکا را آشکار کرد. جنگ کنونی این درس را تقویت کرد: چتر امنیتی آمریکا دیگر نمیتواند به طور کامل از پادشاهیهای خلیج فارس محافظت کند».
بر اساس نظر چتم هاوس، الگوی آینده خلیج فارس چندنظمی خواهد بود و سعودی اولین کشوری است که به این سمت حرکت خواهد کرد، چون بهخوبی به ناتوانی تضمین امنیتی آمریکا پی برد: «نظم نوظهور خلیج فارس احتمالا با ویژگی «چندهمسویی» شناخته خواهد شد؛ وضعیتی که به پادشاهیهای عرب فضای مانور بیشتری میدهد اما در عین حال توانایی واشنگتن برای شکلدهی یکجانبه به تحولات منطقه را کاهش میدهد. با این حال، تفاوت منافع این کشورها باعث میشود اتخاذ رویکردی مشترک در قبال واشنگتن یا تهران بعید باشد. برای ریاض که چشمانداز ۲۰۳۰ آن به ثبات منطقه وابسته است، همزیستی مدیریتشده با تهران به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است. ناکامی آمریکا در دستیابی به پیروزی، همراه با حملات ایران علیه عربستان، تردیدهایی درباره چتر امنیتی آمریکا ایجاد کرد؛ تردیدهایی که پس از آن عمیقتر شد که ترامپ اجرای توافق هستهای آمریکا و عربستان را مشروط به پیوستن ریاض به توافقهای آبراهام کرد. سعودی همچنین «توافق دفاعی مشترک مکه» را با پاکستان و ترکیه امضا کرد؛ اقدامی که نشاندهنده جستوجوی شرکای امنیتی بیشتر است. توانمندی هستهای پاکستان باعث میشود این کشور عضو محوری این توافق باشد. با این حال، اینکه این توافق بتواند یک سازوکار امنیتی مؤثر ایجاد کند، محل تردید است».
به گزارش اندیشکده انگلیسی، چین در همکاری با ایران در نهایت میتواند به نقشآفرین اصلی منطقه بدل شود و نظم آمریکایی را با ترتیبات مورد نظر خود جایگزین کند: «در میان قدرتهای خارجی، چین بیشترین فرصت برای کسب دستاورد را دارد. پکن به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، شریک تجاری اصلی پادشاهیهای عرب و کشوری که روابط امنیتی نزدیکتری با تهران نسبت به هر یک از کشورهای خلیج فارس دارد، در موقعیتی منحصربهفرد قرار گرفته تا بدون بر عهده گرفتن مسؤولیت تأمین نظم امنیتی منطقه، نفوذ خود را از طریق تجارت و فناوری گسترش دهد. با گذشت زمان، حفاظت از این منافع ممکن است چین را به ایفای نقش امنیتی گستردهتر در منطقه سوق دهد. اخراج پرتغالیها از هرمز توسط ایران در سال ۱۶۲۲ میلادی راه را برای برتری بریتانیا در خلیج فارس هموار کرد. حالا 400 سال بعد چالش ایران علیه «صلح آمریکایی» ممکن است ظهور چین به عنوان یکی از قدرتهای خارجی پیشرو در خلیج فارس را شتاب بخشد».
به باور چتم هاوس، تهران در دوران پساجنگ، در نهایت با نفوذ بیشتری حکمرانی میکند: «اگر جنگ از طریق مذاکره پایان یابد، احتمالا ایران با نفوذ بیشتری در منطقه ظهور خواهد کرد.
تهران با توجه به تضعیف نسبی محور مقاومت، تلاش خواهد کرد ساختار آن را بازسازی کند و همزمان روابط خود را با کشورهای خلیج فارس بازتنظیم کند؛ از طریق تقویت حوثیها برای دستیابی به عمق راهبردی در شبهجزیره عربستان، اعمال فشار بر سعودی و گسترش اهرم دریایی خود تا آبراه بابالمندب. در همین حال، ایران برای ایجاد یک چارچوب امنیتی منطقهای تلاش خواهد کرد روابط خود را با سعودی، عمان و قطر بهبود بخشیده و سیاستهای دیگر کشورهای خلیج فارس را زیر نظر بگیرد».
چتمهاوس: بعید است نظم خلیج فارس به وضعیت پیش از جنگ بازگردد
مختصات نظم ایرانی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها