مجید بهستانی: در ایام گرامیداشت سلحشوریهای فرماندهان و رزمندگان ایران در دفاع از حریم اسلام و خاک میهن در پی تجاوز ائتلاف بزرگترین ارتشهای جهان و منطقه، به سرکردگی و پیشرانی رژیم بعث عراق قرار داریم. بازخوانی مدام و چندلایه و چندبعدی، وظیفه همیشگی نخبگانی و همگانی است. آن جنگ تحمیلی درسهای زیادی برای امروز و فردا دارد، کما اینکه مقایسه آن با جنگهای تحمیلی اخیر هم پر از درسها و عبرتها خواهد بود. در این یادداشت، خیلی کوتاه به توانمندیهای ذهنی نیروهای رزمنده در نبرد با متجاوزان تا بن دندان مسلح و حرفهای توجه خواهد شد. قبل از هر چیز نباید فراموش کرد در تجربه نظامی نیم قرن جمهوری اسلامی، متجاوزان به این آب و خاک، همواره جزو قویترین قدرتهای نظامی وقت دنیا به حساب میآمدند. در جنگ 8 ساله، رژیم بعث عراق قویترین ارتش منطقه را داشت، در حالی که آمریکا، شوروی و دولتهای اروپا هم به عنوان بزرگترین ارتشها و صنایع نظامی پیشرفته، پشتیبان اصلی نظامی - اطلاعاتی ارتش بعث بودند. در یک سال پایانی هم آمریکا مستقیما وارد نبرد علیه ایران شد تا کار تهران را یکسره کند. مجددا در 2 جنگ اخیر، رژیم صهیونیستی دارای مجهزترین ارتش در منطقه غرب آسیاست و آمریکا به عنوان قویترین و بهروزترین ارتش دنیا، رهبری مستقیم تجاوز به ایران را بر عهده گرفت. تمام جنگهای تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران، برای تغییر و تحول در نظم منطقهای انجام شده است. در برابر همه آنها نیز ایران مستحکم ایستاده است، حتی اگر زخم خورده.
یکی از مؤلفههای مهم مطالعه این جنگها، محققان را به «جنگ ایرانی» میرساند. این عنوانگذاری از آن رو است که ایرانیها برای مدیریت و فرماندهی جنگ خصوصیاتی دارند که رنگ آن ایرانی است. به عبارت دیگر، فرماندهان و دانشمندان نظامی ایرانی مؤلفان و مبتکران نوع جدیدی از جنگیدن هستند. جنگ ایرانی زمانی متولد میشود که ذهن ایرانی در تنگنای واقعیتهای خارجی قرار میگیرد. به هر حال شوربختانه دشمنان همچنان به جهت علمی و فناوری، عِده و عُده، بر توانمندیهای مادی کشورمان برتری دارند. همین حساب و کتاب، دشمنان را در ابتدا به خطا میاندازد که در برابر هجمه سخت نظامی، ستون فقرات نیروهای مسلحمان فرومیپاشد. الان شنیدن این سخن سبب مضحکه است ولی باور عمیق صدام ملعون، دولت او و تعدادی از کارشناسان نظامی و اطلاعاتی غرب و شرق، در آن روزها این بود: «3 روزه اهواز، 7 روزه تهران». مجددا پس از 8 سال ناکامی در پیشروی در خاک پاک ایران، با این تحلیل راهبردی غلط، در عملیات «فروغ جاویدان» به عمق خاک کشورمان یورش آوردند. حالا همان تحلیلهای غلط به جنگهای ارتش رژیم در سالهای 1404 و 1405 علیه ایران منتج شد. گزاف نیست اگر بگوییم در تنگناهای مادی، به لطف یزدان، ذهنیت ایرانی بر دشمن غلبه کرده و معادلات میدان بر هم میریزد.
این نوآوری در چند دسته و محور، قابل دستهبندی است.
تعدادی از این نوآوریها در راهبرد، تاکتیک و محصولات نظامی برشمرده میشود. تمام عملیاتهای بزرگی که ایرانیان در سالهای 60 و 61 و پس از آن طراحی کردند، از ثامنالائمه و طریقالقدس گرفته تا والفجر 8، محصول هوش ایرانیان بودند. این هوشمندی سبب شکل گرفتن عنصر غافلگیری در میدان جنگ میشد. دشمن از نقطهای ضربه میخورد که گمان نمیکرد و آمادگی دفاع بهموقع و موثر نداشت. در عملیات ثامنالائمه چه کسی گمان میکرد بهکارگیری دانش قنات سبب رفع حصر آبادان خواهد شد؟ یا در طریقالقدس چگونه دانش مهندسی روز به آمادهسازی راههای موقت برای عبور ماشینآلات جنگی و نیروی انسانی از تپههای رملی کمک کرد؟ یا در زیر انواع دستگاهها و امکانات جاسوسی و اطلاعاتی، چگونه فرماندهان میتوانستند بهخوبی تاکتیک «یورش موج انسانی» را با کمترین ضریب خطا اجرا و دشمن را دچار شوک کنند؟ استفاده از تاکتیکهای «دفاع متحرک» یا «عمق بخشی به دفاع» از دیگر موارد خلاقیت طراحان نظامی ایران بود. در مقابل نقاط قوت دشمن، ایران روی نقاط ضعف آن فکر میکرد. در اولی، به نقاط مختلف از جبهه اشغالی حملاتی کوچک و بزرگ ترتیب داده میشد و بر اساس تاکتیک دوم، در عمق خاک عراق عملیات انجام میشد تا دشمن وادار به عقبنشینی شود.
همچنین وقتی کار جبههها قفل شد، جذب نیروی مردمی باانگیزه و فداکار، در دستور کار قرار گرفت تا هم سازمان رزم سپاه تشکیل شود و هم در قالب نیروهای مردمی، سازمان رزم بسیج ساماندهی شود. مهندسان و اساتید علوم مهندسی دانشگاهها نیز سرخط شدند تا برای گرفتاریها چاره یابند. ساخت پل متحرک یا پرندههای شناسایی و رزمی مهاجر یا عملیاتیسازی قایقهای عاشورا از ابتکارات فنی - مهندسی ایرانیان به شمار میآید.
در سطح عملیاتی نیز فرماندهان نیروهای زمینی، هوایی و دریایی، خلاقیتهای متنوعی را در طراحی عملیات با امکانات محدود اجرا کردند که به خلق صحنههای شگفتانگیز در میدان نبرد منجر شد. از زمره آنها میتوان به عملیات H3 و پروازهای فریبکارانه در نیروی هوایی، عملیات مروارید در دریا و عملیات آبی - خاکی «والفجر 8» اشاره کرد. یا شهید دکتر مصطفی چمران ایده جنگهای چریکی را وارد عملیاتهای نامنظم کرد و تفکر ارتش کلاسیک عراق را بر هم زد.
اگر مقایسه شود، در جنگ اخیر هم خلاقیت ایرانی و جنگ ایرانی ظهور و بروز دارد. تحت فشار قرار دادن نظامیان تروریست آمریکایی در منطقه و گروگان گرفتن اقتصاد جهان با کنترل و مدیریت تنگه هرمز، راهبردی است که اکنون ایران در پیش گرفته. بستن نگه داشتن تنگه در مقابل شیطنتها و نیز تضعیف تاکتیک محاصره دریایی دشمن، به این صورت است که برای ایران هزینه چندانی ندارد ولی برای آمریکاییها حفظ ناوگان گسترده در پهنه دریایی منطقه بسیار پرهزینه است. اخیرا ترامپ گفته نمیتواند 24 ساعته از آزادی کشتیرانی در منطقه حفاظت کند و به صورت موردی این کار را خواهد کرد، چون هر پرواز 75 هزار دلار در ساعت برای ارتش آمریکا آب خواهد خورد. تشدید حملات مستقیم به ناوگان نظامی آنها قطعا شرایط را برای دشمن سختتر خواهد کرد. همچنین ایران 2 ابتکار مهم در این دفاع مقدس از خود نشان داد؛ یکی ارتش گسترده پهپادی که با هزینه کم به داراییهای گرانقیمت دشمن در منطقه یورش میبرد؛ بیش از نیمی از طراحیهای عملیاتی روی توان پهپادی سوار میشود. دیگری، یورش موشکی که تقریبا در جهان بینظیر است. قویترین سامانههای پدافندی جهان نیز نمیتوانند این حجم گسترده آتشباران را رهگیری و منهدم کنند. به جهت راهبردی، ایران بر ناامنسازی منطقه برای ارتش تروریست آمریکا و متحدانش رو آورد. همچنین هزینه نگهداری و بهروزرسانی سنتکام به مراتب بالا رفته است. امروز یکی از سوالات مهم ژنرالهای آمریکایی این است: اگر قرار بر ماندن در منطقه باشد، چگونه و با چه هزینهای ممکن میشود؟ تکیه صرف بر توانمندی آمریکا نیز برای کشورهای منطقه زیر سوال رفته و این حیثیت یانکیها را بر باد داده است. اتفاقات مهم دیگری هم افتاده که چون همچنان در شرایط جنگ به سر میبریم، برشمردن آنها فعلا به صلاح نیست.
چگونه خلاقیت راهبردی و تاکتیکی ایران برتری مادی دشمن را به چالش کشید؟
دفاع ایرانی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها