
سارا هوشمندی
آنچه در رزمایش «جانفدایان ایران» به نمایش درآمد، صرفاً یک اجتماع بزرگ یا یک رویداد نظامی نبود؛ تصویری بود از بخشی از جامعهای که در یکی از دشوارترین مقاطع اقتصادی و امنیتی کشور، همچنان دفاع از ایران را یک مسئولیت جدی میداند.
این واقعیت را نمیتوان با معیارهای صرفاً نظامی سنجید. قدرت یک کشور فقط در تعداد موشکها، جنگندهها و ناوهای آن خلاصه نمیشود. در لحظه بحران، آنچه میتواند معادلات را تغییر دهد، سرمایه انسانی و اجتماعی کشوری است که مردمش احساس کنند از چیزی متعلق به خود دفاع میکنند.
رزمایش جانفدایان ایران از همین منظر اهمیت دارد. در شرایطی که فشارهای اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید و دشواریهای معیشتی زندگی بخش بزرگی از جامعه را تحت تأثیر قرار داده است، حضور گسترده مردم در یک رویداد با محوریت دفاع از کشور، یک واقعیت قابل تأمل را آشکار میکند: نارضایتی اقتصادی و مطالبه اجتماعی الزاماً به معنای گسست از هویت ملی نیست. این دو را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت. ممکن است شهروندی از وضعیت اقتصادی ناراضی باشد، نسبت به عملکرد یک مسئول انتقاد داشته باشد و همزمان، در برابر تهدید خارجی از تمامیت سرزمینی کشورش دفاع کند. اتفاقاً یکی از خطاهای مهم در تحلیل جامعه ایران، نادیده گرفتن همین پیچیدگی است؛ اینکه تصور شود فشار اقتصادی الزاماً به تضعیف تعلق ملی منجر خواهد شد. واقعیت اجتماعی، پیچیدهتر از این محاسبات است.
۱) قدرتی که در جدول تجهیزات ثبت نمیشود
در دهههای اخیر، ایران همواره با طیفی از فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی مواجه بوده است. تحریم، تهدید نظامی و فشارهای خارجی، هر یک با این فرض همراه بودهاند که افزایش هزینهها میتواند ظرفیت مقاومت جامعه را کاهش دهد. اما جامعه را نمیتوان صرفاً با شاخصهای اقتصادی یا نظامی سنجید. اگر کشوری در کنار برخورداری از توان دفاعی، جامعهای داشته باشد که در لحظه تهدید احساس مسئولیت نسبت به سرزمین خود را حفظ کرده باشد، محاسبه درباره قدرت آن کشور پیچیدهتر میشود. این همان نقطهای است که جانفدایان را از یک رزمایش معمولی فراتر میبرد. حضور مردم در چنین صحنهای، حتی اگر از منظرهای سیاسی درباره آن اختلافنظر وجود داشته باشد، دستکم یک پیام اجتماعی روشن دارد: بخشی از جامعه حاضر نیست میان مشکلات داخلی و دفاع از ایران در برابر تهدید خارجی یکی را انتخاب کند. ایران برای عبور از بحران، به هر دو نیاز دارد؛ هم اصلاح و حل مشکلات داخلی و هم حفظ توان دفاعی و انسجام ملی.
۲) دشمن میتواند زیرساخت را هدف بگیرد؛ اما نتیجه اجتماعی جنگ را تعیین نمیکند
یکی از اهداف فشار نظامی، ایجاد ترس و فرسایش اراده اجتماعی است. اما نتیجه چنین فشاری از پیش تعیینشده نیست.
جنگ میتواند خانهها را ویران کند، زیرساختها را آسیب بزند و خانوادهها را داغدار کند؛ اما اینکه این آسیبها در نهایت به فروپاشی اجتماعی منجر شود یا به افزایش همبستگی، تابع عوامل بسیار بیشتری است. حضور مردم در رزمایش جانفدایان را میتوان در همین چارچوب دید. جامعهای که آسیب دیده اما همچنان در برابر تهدید خارجی اعلام آمادگی میکند، نشان میدهد که میان «سوگ» و «تسلیم» تفاوت وجود دارد. میتوان داغدار بود و همچنان ایستاد؛ میتوان منتقد بود و همچنان از ایران دفاع کرد. این تفکیک، برای فهم رفتار جامعه ایران ضروری است.
۳) از اینجا به بعد، مسؤولیت با مسؤولان است
شاید مهمترین بخش ماجرا نه در خیابان؛ بلکه پشت میزهای تصمیمگیری رقم بخورد. اگر حضور مردم در جانفدایان ایران نشانهای از یک ظرفیت اجتماعی است، این ظرفیت نباید صرفاً برای مراسم، سخنرانی و نمایش قدرت مصرف شود. مردمی که در سختترین شرایط برای دفاع از کشور اعلام آمادگی میکنند، همان مردمی هستند که هر روز با گرانی، تورم، مشکلات اشتغال، مسکن، آموزش، سلامت و دهها مساله دیگر مواجهند. پس پرسش اصلی این است: آیا دولتمردان همان اندازه که از «جانفدایان» برای نمایش قدرت ملی سخن میگویند، حاضرند از ظرفیت فکری، تخصصی و اجتماعی آنان برای حل مسائل کشور نیز استفاده کنند؟ در میان همین مردم، متخصصان، دانشگاهیان، مدیران، کارآفرینان، نیروهای فنی و صاحبان تجربههای فراوان حضور دارند. سرمایهای که میتواند در زمان تهدید برای دفاع از کشور بسیج شود، در زمان صلح نیز میتواند برای ساختن کشور به کار گرفته شود. این شاید مهمترین درس این رزمایش باشد.
۴) جانفدایی فقط در میدان جنگ معنا ندارد
اگر شهروندی حاضر است در شرایط جنگ برای دفاع از کشور هزینه بدهد، منطقی است که در شرایط عادی نیز صدای او در تصمیمگیریها شنیده شود. وفاداری به ایران را نباید فقط در آمادگی برای فداکاری در میدان جنگ جستوجو کرد. وفاداری به ایران در مدیریت درست اقتصاد، مبارزه با فساد، رعایت عدالت، حفظ کرامت مردم، افزایش بهرهوری، حمایت از تولید و حل مشکلات روزمره آنان نیز خود را نشان میدهد. به همان اندازه که مردم در برابر تهدید خارجی مسؤولیت دارند، مقامات نیز در برابر زندگی مردم مسؤولند. از این منظر، جانفدایان فقط یک پیام برای بیرون از مرزها ندارد؛ پیامی جدی برای داخل کشور نیز دارد. این مردم را نباید فقط زمانی دید که کشور به حضورشان نیاز دارد. آنها باید در روزهای عادی نیز دیده شوند؛ در تصمیمسازی، در سیاستگذاری، در حل مسائل اقتصادی و در ساختن آینده ایران. قدرت ملی زمانی به معنای واقعی کلمه شکل میگیرد که «قدرت دفاع» با «توان ساختن» همراه شود. اگر دشمن قرار است از ایستادگی مردم ایران پیام خود را دریافت کند، مسئولان نیز باید پیام دیگری را بشنوند: ملتی که حاضر است برای ایران هزینه بدهد، حق دارد انتظار داشته باشد برای بهتر شدن ایران نیز از همه ظرفیتهای آن استفاده شود.
سرمایهای که در جانفدایان ایران به نمایش درآمد، اگر درست فهمیده شود، نباید در خیابان بماند؛ باید به سرمایهای برای ساخت ایران تبدیل شود.