گروه اقتصادی: بازار جهانی نفت همواره مانند بازی شطرنج، چندوجهی عمل میکند؛ صفحهای که در آن حرکت یک مهره بزرگ میتواند محاسبات همه بازیگران را زیرورو کند. در ماههای گذشته که امواج بحران و درگیریهای نظامی رگهای حیاتی انتقال انرژی در غرب آسیا را ملتهب کرد، یک بازیگر کلیدی ترجیح داد به جای دامن زدن به آتش تقاضا، سر در گریبان خود فروبرد و از اندوختههای گذشته تغذیه کند. چین با تکیه بر کوهی از ذخایر نفتی که در روزهای آرامش و با قیمتهای پایین خریده بود، خود را در نقش یک ضربهگیر قدرتمند نشان داد و توانست بخش عمدهای از تلاطم قیمتها را مهار کند. آرامش نسبی بازارهای جهانی در مواجهه با خطرات گسترده، بیش از هر چیز بر دوش همین خویشتنداری نفتی چین سوار بود.
این سپر دفاعی اما عمر جاودانه نداشته و ندارد. هر انباری، هر اندازه هم که پهناور و انباشته باشد، سرانجام روزی به کف میرسد. اکنون گزارشهای دریافتی از پایانههای ساحلی، بورسهای نفتی آسیا و مجتمعهای پالایشی چین نشان میدهد زمان مصرف بیدغدغه از ذخایر به سر آمده و اژدهای زرد بار دیگر دهان باز کرده و با کاسه تقاضای خود وارد بازار شده است. همزمانی این اتفاق با کاهش نفت موجود در دریاها میتواند معادلات قدرت طی جنگ اخیر را وارد مرحلهای سرنوشتساز کند؛ مرحلهای که کلید اصلی آن در آبهای نیلگون خلیج فارس و گلوگاه تنگه هرمز قرار دارد.
قفل انبارهای ساحلی و نقشه دفاعی پکن
برای درک رفتار چین باید به ماههای پیش از آغاز تنشهای نظامی نگاه کرد. چین در سالهای گذشته با نگاهی آیندهنگر و دوراندیشانه، بخش وسیعی از نفت ایران و روسیه را خریداری و در مخازن عظیم خود ذخیره کرد. این رفتار شباهت زیادی به شیوه سنتی کشاورزان دارد که در سالهای پرباران، غله مازاد را برای روزگار قحطی در سیلوبندها نگه میدارند. هنگامی که شعلههای جنگ آمریکا علیه ایران برافروخته و مسیرهای کشتیرانی با اختلال شدید مواجه شد، پکن آمادهترین کشور در برابر شوک عرضه بود.
دادههای مؤسسات معتبری مانند کپلر حکایت از آن دارد که در ابتدای شروع تنشها، حجم ذخایر نفت خام مشاهدهپذیر روی خشکی چین به رقم عجیب یک میلیارد و ۲۱۵ میلیون بشکه میرسید. همچنین ارزیابیهای مؤسسه تخصصی «مایاستیل اویلکم» که نزدیک 93 درصد ظرفیت بندری چین را پایش میکند، نشان داد در بهمنماه گذشته شاخص ذخایر تجاری در تراز ۱۰۴,۶۸ واحد قرار داشت و نرخ بهرهبرداری از ظرفیت مخازن بندری حدود 57 درصد بود. این ارقام نشان میداد پکن دیواری فولادی برابر توقف احتمالی نفت ساخته است.
با آغاز تنشها در خاورمیانه، چین خریدهای خود از بازار آزاد را به شکل محسوسی کاهش داد. واردات دریایی این کشور 2 ماه پیش تا حدود ۶,۲ میلیون بشکه در روز افت کرد، در حالی که پیش از آن گاهی روزانه تا 11 میلیون بشکه نفت از دریا تحویل میگرفت. کمبود نیاز روزانه با کشیدن نفت از دل مخازن و روشهایی که نیاز به سوخت نفتی ندارد، جبران میشد. چین با این چرخش آرام، مانع از انفجار قیمت جهانی شد و اجازه نداد پیشبینیهای مربوط به نفت 200 دلاری محقق شود. آن روزها سکوت خریدار چینی، بزرگترین نعمت برای مصرفکنندگان غربی و دولت آمریکا به حساب میآمد تا بتوانند آشفتگی بازار را مدیریت کنند.
پایان مدارا و زنگ خطر در پالایشگاهها
سیاست برداشت مداوم از ذخایر، بدون ورود محمولههای تازه، پیامدهایی اجتنابناپذیری به بار آورد. دادههای ماهوارهای و محاسبات جریان نفت نشان میدهد ذخایر چین از اواخر بهار به بعد شیب نزولی تندی به خود گرفته است. طبق آمار کپلر، افت 68 میلیون بشکهای ذخایر در یک بازه زمانی کوتاه، پیام روشنی به مدیران انرژی در چین فرستاد؛ زنگ خطری که ادامه برداشت بیپاسخ را ناممکن جلوه میداد.
شاخص ذخایر تجاری بنادر چین از سطح ۱۰۴,۶۸ به حدود ۹۰,۲۰ واحد تنزل یافت که کاهشی نزدیک 14 درصد را بازگو میکند. نرخ بهرهبرداری از مخازن نیز به زیر 50 درصد سقوط کرد. اگرچه هنوز ذخایر راهبردی دولت مرکزی چین تا حدودی دستنخورده باقی مانده اما نفت موجود در مخازن تجاری و پالایشگاهی به مرزهای حساسی نزدیک شده است. شرکت تحلیلی ورتکسا اعلام کرده تنها از خرداد امسال تا پایان تابستان، 71 میلیون بشکه نفت از مخازن تجاری و پالایشگاهی چین مصرف شده است.
از طرف دیگر اقتصاد داخلی چین نیازمند حرکت چرخ پالایشگاههاست. اداره ملی آمار چین گزارش داده میزان فرآورش نفت خام در ماه گذشته به مرز 14 میلیون بشکه در روز بازگشته است. تقاضای چشمگیر برای گازوئیل، بنزین و سوخت هواپیما حاشیه سود پالایشگاهها را بالا برده و به آنها انگیزه داده تا کورههای خود را با حداکثر ظرفیت روشن نگه دارند. با این سطح از خوراک روزانه، مخازن فرسوده دیگر توان پاسخگویی ندارند. کاهش شتاب تخلیه ذخایر از 800 هزار بشکه در روز به 550 هزار بشکه، گویای آن است که چین پا روی ترمز گذاشته و قصد دارد نفت مصرفی را با خریدهای جدید جایگزین کند.
آتش تند تقاضا در بورس شانگهای
بازگشت غول آسیایی به بازارهای بینالمللی خیلی زود اثر خود را بر تابلوهای معاملات گذاشت. آمارهای اداره کل گمرک چین آشکار کرد واردات نفت خام این کشور در ماه گذشته با بیش از 6 درصد رشد ماهانه، به حدود ۸,۹ میلیون بشکه در روز بازگشته است. اگرچه این رقم هنوز پایینتر از رکوردهای سالهای قبل قرار دارد اما روند صعودی آن حکایت از تغییری بزرگ در رفتار چین دارد؛ تغییری که پیامدهای مالی سنگینی به همراه آورده است.
نمود عینی این تغییر رفتار در بورس نفت شانگهای مشاهده شد. بهای معاملات قراردادهای آتی نفت خام در شانگهای با جهشی ناگهانی از سقف قبلی عبور کرد و به حدود ۱۲۹ دلار در هر بشکه رسید. آنچه کارشناسان بازار انرژی را به شگفتی واداشت، فاصله 21 دلاری میان نفت شانگهای و نفت برنت بود. در شرایط متعارف اقتصادی، چنین شکاف عمیقی میان شاخصهای جهانی به ندرت شکل میگیرد. این اختلاف قیمت نشان میدهد پالایشگاههای آسیایی تا چه اندازه برای دریافت هر قطره نفت رقابت میکنند و حاضرند مبالغ بسیار بالاتری بپردازند.
در بازار معاملات فیزیکی اوضاع از این هم ملتهبتر شد. قیمت هر بشکه نفت برنت برای تحویل فوری تا مرز ۱۴۶ دلار صعود کرد. این پرواز قیمتی ناشی از دستپاچگی پالایشگاههای چینی و آسیایی برای تهیه نفت روی آب است. وقتی دسترسی به بخشی از مسیرهای خاورمیانه به علت تنشها و انسداد گلوگاههای دریایی با مانع مواجه شد، پالایشگاههای مستقل چین مسیر خود را به سمت اقیانوس اطلس کج کردند. گزارشهای تجاری معتبر تأیید میکند این پالایشگاهها بیش از 20 میلیون بشکه نفت خام از غرب آفریقا، کانادا و آمریکای جنوبی خریداری کردهاند؛ اقدامی که ترافیک تانکرها را تشدید کرده و بهای محمولههای جایگزین را به اوج رسانده است.
تقاطع راهبردی تنگه هرمز و کارت برنده ایران
تحولات رخداده در بازار شرق آسیا ابعادی فراتر از مسائل صرفا تجاری دارد. این تحولات مستقیما بر موازنه قدرت میان ایران و آمریکا اثر میگذارد. واشنگتن در ماههای گذشته تمام تلاش خود را به کار بست تا اثرات اختلال در جریان صادرات نفت را کمرنگ کند. دولت آمریکا با صدور بخشنامهها، تکیه بر ذخایر راهبردی غرب و دلخوش کردن به خویشتنداری چین، میکوشید بهای سوخت را مهار کرده و هزینههای اقتصادی جنگ علیه ایران را برای جامعه غربی پایین نگه دارد. تا زمانی که چین خریدار فعال نبود، این راهبرد آمریکا تا حدی توانست مانع فوران غیرقابل مهار قیمتها شود اما اکنون که دست پکن از نظر ذخایر خالیتر شده و ناچار است خریدهای خود را به سطح بازار فیزیکی بکشاند، موازنه عرضه و تقاضا شکنندهتر از هر زمان دیگری است. در چنین برههای، تداوم انسداد یا کنترل دقیق تردد در تنگه هرمز نقشی تاریخی پیدا میکند. حدود 20 درصد نفت جهان از این گذرگاه کمعرض میگذرد. گزارشهای مربوط به آسیب دیدن خط لوله شرق به غرب عربستان و ناامنی در تنگه بابالمندب نشان داده دور زدن این گلوگاه حتی برای صادرکنندگان بزرگ منطقه غیرممکن است. این یعنی خروج بشکههای خلیج فارس از بازار، جایگزین حقیقی ندارد.
بنابراین مشخص میشود مدیریت قاطع و هوشمندانه بر تنگه هرمز از مهمترین ابزارهای خنثیسازی فشارهای بینالمللی است. اگر آمریکا نتواند نفت کافی برای تغذیه اقتصادهای تشنه آسیا و جهان فراهم کند، قدرت بازدارندگی ایران به بیشترین حد خود خواهد رسید. بازگشت چین به بازار نفت مصادف شده با آسیبپذیری شدید غرب، چرا که پکن دیگر توان ایفای نقش ضربهگیر را ندارد و هر بشکهای که از هرمز دریغ شود، مستقیما بهای انرژی را در پمپبنزینهای آمریکا و اروپا منفجر خواهد کرد. انفعال یا عقبنشینی در این نقطه، به طرف مقابل اجازه میدهد با آرام کردن جریان کشتیرانی، نفت ارزان را به سمت مصرفکنندگان سرازیر کند و فشار مالی جنگ را کاهش دهد.
پکن بر سر 3 راهی دشوار
تصمیمگیران انرژی در چین، سال حساسی را پیش رو دارند. بررسیهای تحلیلگران برجسته نشان میدهد پکن برای حفظ تعادل زنجیره انرژی خود، 3 راه بیشتر ندارد و جالب اینکه هر سه به سرنوشت تنگه هرمز گره خورده است.
مسیر نخست، بازگشت آرامش کامل به تنگه هرمز و جریان آزاد نفت است. خلاف تصور عمومی، این سناریو به کاهش شدید قیمتها نخواهد انجامید، زیرا مخازن تهیشده چین به محض دردسترس بودن نفت، میلیاردها بشکه را برای پر کردن دوباره ذخایر راهبردی خواهند بلعید. در نتیجه، نفت آزاد شده از مسیر تنگه هرمز نهتنها مازاد عرضه ایجاد نمیکند، بلکه توسط دستگاههای عظیم ذخیرهسازی چین جذب خواهد شد و قیمتها در سطحی پایدار و بالا باقی خواهد ماند.
مسیر دوم، عادیسازی شکننده و تدریجی است؛ مسیری که در آن چین باید سالها با ذخایری بسیار کمتر از گذشته سر کند، نفت را با نرخهای گزاف بخرد و حاشیه امنیت ملی خود را در پایینترین سطح حفظ کند. در این حالت پکن ناگزیر است با پالایشگاههای مستقل خود کلنجار برود و میان مصرف روزمره و ذخیرهسازی نوعی موازنه اجباری ایجاد کند.
مسیر سوم که سختترین آزمون برای شرق آسیاست، استمرار اعمال اقتدار ایران بر شاهراه هرمز در درازمدت خواهد بود. اگر گذرگاههای جنوبی مسدود بمانند یا هزینههای عبور نفتکشها غیرقابل توجیه شود، چین چارهای جز دست بردن به ذخایر اضطراری نخواهد داشت. این کار به معنای از دست رفتن آخرین لایههای امنیتی اقتصاد چین است؛ موقعیتی که رهبران چین را وادار میکند رویکرد سازشکارانه با واشنگتن را کنار بگذارند و برای تثبیت منافع خود، به خواستهها و مواضع ایران در سطحی کلانتر احترام بگذارند. مساله اصلی در ورود به لایه ذخایر اضطراری این است که چین توان هرگونه مواجهه احتمالی با هر کشوری اعم از آمریکا یا غیره را در آینده از دست خواهد داد.
قفل محکم بر گلوگاه انرژی
پرونده ذخایر نفتی چین به نقطهای رسیده که محاسبات سادهانگارانه غربیها را نقش بر آب میکند. دورهای که پکن میتوانست با نخریدن و مصرف اندوختههای پیشین، آب سرد بر بازار سوزان نفت بریزد، به پایان رسیده است. شواهد آماری، از گمرک پکن گرفته تا بورس شانگهای، همگی فریاد میزند تقاضای مهارنشده آسیا در راه است. در فضایی که عرضه نفت به دلیل بحرانهای خاورمیانه در تنگنا قرار دارد، ورود دوباره این مشتری سنگینوزن، موتور محرکهای خواهد بود که قیمتها را در کانالهای بالاتر تثبیت میکند.
برای جمهوری اسلامی ایران این تحول یک فرصت استراتژیک تاریخی به همراه دارد. حفظ و تشدید کنترل موثر بر تنگه هرمز، کارت برنده غیرقابل انکاری است که توان چانهزنی کشور را در برابر هرگونه ماجراجویی نظامی و تحریمی آمریکا تضمین میکند. اگر چین نیازمند نفت است و غرب هراسان از گرانی بنزین، سرنخ هر دو ماجرا در سواحل خلیج فارس قرار دارد. مدیریت قاطع، مدبرانه و سرسختانه بر خطوط کشتیرانی این منطقه، مجال تنفس اقتصادی را از کاخ سفید میگیرد و نشان میدهد بدون رضایت و تأمین منافع ملت ایران، هیچ تعادلی در بازار انرژی جهان پایدار نخواهد ماند.
با ته کشیدن ذخایر نفتی چین و تقاضای سنگین شرق آسیا قیمت نفت صعودی شد
بازگشت اژدها به بازار نفت
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها