ابوالفضل ولایتی: سفر محرمانه نخستوزیر رژیم صهیونیستی به ابوظبی، کمتر از یک ماه مانده به انتخابات کنست، در شرایطی انجام شد که بنیامین نتانیاهو همزمان با فشار انتخاباتی فزاینده مخالفان، بازگشت پرونده مسؤولیت شکست ۷ اکتبر و تشدید انتقادهای منطقهای و بینالمللی از سیاستهای جنگافروزانه دولتش روبهرو است؛ وضعیت بغرنجی که موجب شده حزب لیکود و متحدانش، بر مبنای اغلب نظرسنجیها از رقیبشان حزب یشار به رهبری گادی آیزنکوت عقب بمانند.
کانال ۱۲ تلویزیون رژیم گزارش داد نتانیاهو صبح یکشنبه با هواپیمای خصوصی عازم ابوظبی شد، بیشتر روز را در امارات گذراند و بخش عمده گفتوگویاش با محمد بنزاید به صورت ۲ نفره بود. ۲ منبع این شبکه صهیونیستی «تهدید ایران» را محور اصلی سفر توصیف کردهاند.
مهمتر از محرمانه بودن ملاقات مذکور، علنی شدن آن از سوی محافل رسانهای نزدیک به ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی است. ابوظبی پیشتر نشان داده بود نسبت به انتشار چنین دیدارهایی حساس است. کانال ۱۲ ماه مه گزارش کرد دفتر نتانیاهو برخلاف درخواست امارات، سفر محرمانه قبلی او در جریان جنگ با ایران را افشا کرد، زیرا نگران انتشار سفر نفتالی بنت به ابوظبی و شکلگیری این تصویر بود که رقیب نتانیاهو در امارات در موقعیت برتری نسبت به نخستوزیر کنونی قرار دارد؛ افشاگریای که به نارضایتی ابوظبی و تکذیب رسمی دیدار از سوی اماراتیها انجامید. ذهنیت شدیدا منفی افکار عمومی عرب نسبت به جنایات رژیم و پیامدهای هنگفت همسویی با تلآویو در مقطع کنونی، موجب شده مقامات ابوظبی با طمأنینه در خصوص هرگونه مناسبات با صهیونیستها در عرصه عمومی برخورد کنند.
با این حال تکرار تقریبا همان الگو از سوی نتانیاهو در آستانه انتخابات کنونی، وزن فرضیه بهرهبرداری انتخاباتی از رابطه با رئیس امارات را افزایش داده، بهویژه آنکه سفر جدید تنها ۲ هفته پس از اوجگیری جنجال گزارش مربوط به هشدار امارات پیش از ۷ اکتبر انجام شده است. کانال ۱۲ نیز گزارش داد منابع امنیتی رژیم اکنون درباره اهمیت اطلاعات منتقلشده از سوی امارات و اینکه آیا نتانیاهو آن را در اختیار نهادهای امنیتی گذاشته بود، پرسشهایی جدی مطرح کردهاند.
به زعم محافل صهیونیست رابطه امنیتی ۲ طرف پس از ۲ جنگ اخیر علیه ایران عمیقتر شده است. واینت پیشتر نوشته بود اسرائیل در اقدامی کمسابقه سامانه موقت گنبد آهنین را همراه با نظامیان صهیونیست در امارات مستقر کرد و به نقل از دیپلماتهای اماراتی آورده بود این حمایت «فراموش نخواهد شد». امارات همچنین در کنار بحرین یکی از تنها ۲ کشور عربی بود که نمایندگانش هنگام سخنرانی اخیر نتانیاهو در مجمع عمومی، برخلاف شمار زیادی از هیاتها، سالن اجلاس را ترک نکردند. از این منظر، سفر به ابوظبی را میتوان در تلاقی ۲ دستورکار امنیتی و انتخاباتی نخستوزیر رژیم ارزیابی کرد: نتانیاهو از یکسو در پی هماهنگی با مهمترین شریک عرب رژیم درباره ایران و ترتیبات منطقهای پس از جنگ است و از سوی دیگر میتواند نمایش دسترسی مستقیم خود به بنزاید را به عنوان شاهدی بر تداوم نفوذ منطقهایاش وارد کارزار انتخاباتی کند. در باب مهمترین اهداف این سفر میتوان به مواردی اشاره کرد.
۱- مهار پرونده هشدار بنزاید و کاهش آسیب انتخاباتی ناشی از آن
زمانبندی ملاقات، آن را به جنجال درباره هشدارهای پیش از ۷ اکتبر پیوند میدهد. گزارش اخیر هاآرتص مدعی است محمد بنزاید پیش از عملیات طوفانالاقصی، به نتانیاهو درباره احتمال یک عملیات بزرگ هشدار داده بود؛ ادعایی که اگرچه نخستوزیر رژیم بهشدت تکذیب کرد ولی پیامدهای سنگینی را به کارزار انتخاباتی لیکود تحمیل کرد. کانال ۱۲ به نقل از ۳ مقام حاضر در رایزنیهای حساس امنیتی پیش از حمله گزارش کرد آنان از چنین پیامی اطلاع نداشتند. امارات نیز بدون تأیید جزئیات گفت اطلاعات امنیتی مرتبط در زمان لازم میان نهادهای ۲ طرف منتقل شده است.
این پرونده و گزارش اخیر یدیعوت آحارونوت در خصوص هشدار مشابه «عباس کامل» رئیس سازمان اطلاعات مصر به تلآویو درباره احتمال وقوع عملیاتی بزرگ از سوی حماس، در آستانه انتخابات پیش رو، مجددا مساله مسؤولیت نتانیاهو در شکست اطلاعاتی ۷ اکتبر را به صدر اخبار بازگردانده و لیکود را تحت فشار شدیدی قرار داده است. از همینرو گفتوگوی طولانی ۲ نفره با بنزاید میتواند فرصتی برای مدیریت تبعات این پرونده و جلوگیری از انتشار جزئیات تازهای باشد که به سود مخالفان لیکود تمام شود.
۲- حفظ ابوظبی در جبهه فشار بر تهران
هدف بعد به موضوعی بازمیگردد که کانال ۱۲ تلویزیون صهیونی صریحا محور سفر معرفی کرده است: ایران. روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال گزارش داد عربستان و امارات از واشنگتن خواستهاند بدون دریافت امتیاز کافی از تهران، تحریمها و محاصره دریایی ایران کاهش نیابد. با آنکه اغلب کشورهای عرب خلیج فارس عموما خواستار جلوگیری از بازگشت منطقه به جنگ گسترده هستند، امارات شدیدترین مواضع ضدایرانی را در طول ماههای اخیر اتخاذ کرده است. در چنین شرایطی، یکی از اهداف نتانیاهو میتواند تثبیت موضع سختگیرانه ابوظبی و جلوگیری از حمایت آن از توافقی میان تهران و واشنگتن باشد که به زعم تلآویو فشار بر ایران را کاهش خواهد داد. مطلوب حداکثری تلآویو همراه کردن امارات با گزینههای سختتر، از جمله حفظ امکان اقدام نظامی مجدد علیه ایران است.
۳- تثبیت اتحاد امنیتی ۲ رژیم
به گواه ناظران منطقه، روابط تلآویو و ابوظبی در جنگ رمضان از همکاری سیاسی فراتر رفته بود. واینت در آن مقطع گزارش داد تلآویو در اقدامی کمسابقه یک سامانه موقت گنبد آهنین را همراه با نیروهای عملیاتی اسرائیلی در امارات مستقر کرده و به نقل از دیپلماتهای اماراتی نوشته بود این حمایت «فراموش نخواهد شد» و بحران نشان داد چه کسانی در روزهای دشوار کنار ابوظبی ایستادند. گزارش رسانههای صهیونیست در ماههای اخیر نیز همچنین از سفرهای مقامهای ارشد امنیتی، از جمله رئیس موساد به امارات برای هماهنگیهای مرتبط با جنگ خبر دادهاند. برای نتانیاهو، تداوم این همکاری ۲ کارکرد دارد:
الف) اطمینانبخشی به ابوظبی درباره استمرار پشتیبانی اطلاعاتی، دفاعی و لجستیکی رژیم
ب) عرضه پیمان آبراهام در داخل سرزمین اشغالی به عنوان معماری امنیتیای که در آزمون جنگ نیز دوام آورده است.
چنین تصویری در آستانه انتخابات میتواند بخشی از استدلال نتانیاهو درباره دستاوردهای سیاست منطقهای دولتش باشد.
۴- زمینهسازی برای دستاورد تازه پیمان آبراهام از طریق الحاق کویت به پیمان
کمتر از ۲ هفته پیش از سفر نتانیاهو، «یوسی شِلی» سفیر رژیم صهیونیستی در امارات اعلام کرد احتمال دارد ظرف ۴ تا ۶ ماه آینده کشور دیگری به پیمان آبراهام بپیوندد و مشخصا از کویت نام برد. این ادعا در رسانههای صهیونیستی بازتاب وسیعی یافت. هرچند دولت کویت از موضع صریح در رد یا تایید ادعای مذکور سر باز زده، با این حال همکاری مضاعف کویت با ائتلاف آمریکایی - صهیونیستی در حمله به ایران، آلصباح را در زمره نخستین گزینههای الحاق به این پیمان ننگین قرار داده است.
برای نخستوزیری که کمتر از یک ماه تا انتخابات فاصله دارد، حتی ایجاد تصور حرکت یک کشور عرب دیگر به سوی عادیسازی میتواند یک دستاورد تبلیغاتی باشد. امارات به عنوان نخستین کشور عرب خلیج فارس که در چارچوب پیمان آبراهام، خیانت و با رژیم رابطه برقرار کرد، بالقوه یکی از کانالهای تسهیل چنین فرآیندی است. نتانیاهو از این منظر میتواند در پی فعال کردن ظرفیت امارات برای توسعه شبکه عادیسازی و بازسازی تصویر خود به عنوان معمار مناسبات جدید اسرائیل با کشورهای عرب باشد.
۵- موازنهسازی در برابر افزایش وزن ترکیه و قطر
ترکیه و قطر در پرونده فلسطین، غزه و ترتیبات پساجنگ بهویژه پس از قدرتگیری گروهک تروریست موسوم به تحریرالشام در دمشق، نقش پررنگی یافتهاند و روابط آنها با جریانهای اخوانی از نگاه تلآویو و ابوظبی یک متغیر امنیتی مهم و پرخطر قلمداد میشود. برآیند مواضع صهیونیستها در طول ماههای اخیر گواه تهدیدنمایی وسیع آنان - محور سُنی به رهبری ترکیه – است. از سویی دولت امارات عربی متحده نیز به عنوان مهمترین دولت عرب ضداخوانی در منطقه شناخته میشود. از این رو سفر نتانیاهو در راستای تقویت بلوک ضداخوانالمسلمین در منطقه قابل ارزیابی است. امارات برای صهیونیستها مهمترین شریک عرب پیمان آبراهام و یکی از بازیگران دارای نفوذ در غزه، یمن و شاخ آفریقاست. حفظ این کشور در مدار همکاری با تلآویو میتواند از تغییر موازنه سیاسی در پروندههای منطقهای به سود رقبای تلآویو جلوگیری کند.
۶- تقویت مسیرهای جایگزین تنگه هرمز
اختلال در تنگه هرمز در پساجنگ رمضان موجب شده صهیونیستها بیش از پیش در صدد احیا و تقویت کریدورهایی برآیند که ضمن کاهش موقعیت ژئوپلیتیک هرمز، بر وزن منطقهای رژیم بیفزاید. در این میان، مسیر هند - امارات - اسرائیل و کریدورهای هند - خاورمیانه - اروپا و خط لوله ایلات - اشکلون میتواند علاوه بر تجارت، به بخشی از معماری امنیت انرژی تبدیل شود. امارات با زیرساخت فجیره در خارج از هرمز، یکی از معدود کشورهای جنوب خلیج فارس است که توان انتقال بخش محدود انرژی بدون عبور از تنگه را دارد. برای تلآویو، اتصال بنادر امارات به شبکه زمینی و دریایی منتهی به مدیترانه، موقعیت آن را در مسیر تجارت شرق به غرب تقویت میکند. از این رو، توسعه کریدورهای جایگزین میتواند یکی از محورهای هماهنگی ۲ طرف باشد؛ پروژهای که وابستگی متحدان آمریکا به هرمز و در نتیجه قدرت اهرم دریایی ایران را کاهش میدهد.
۷- اتصال پرونده یمن به بابالمندب و شاخ آفریقا
یمن و شاخ آفریقا یکی دیگر از حوزههای همپوشانی منافع امنیتی امارات و رژیم صهیونی در طول یک دهه اخیر است. ابوظبی سابقه حمایت گسترده از نیروهای جنوب یمن و توسعه حضور خود در بنادر و زیرساختهای شاخ آفریقا را دارد. صهیونیستها نیز همکاری با سومالیلند را گسترش داده و گزارشهای معتبر از آموزش نیروهای امنیتی این منطقه توسط اسرائیل حکایت دارد؛ از 2 رژیم صهیونیستی و امارات به عنوان تنها دولتهایی نام برده میشود که در خفا و آشکارا به حمایت از تجزیه یمن و سومالی پرداختهاند.
منطق راهبردی این همکاری روشن است: بابالمندب و سواحل مقابل یمن برای مهار توان دریایی انصارالله و حفاظت از مسیرهای تجاری رژیم و کشورهای خلیج فارس اهمیت فزاینده یافته است. بنابراین هماهنگی درباره جنوب یمن، دریای سرخ و شاخ آفریقا میتواند یکی از پروندههای سفر باشد، بهویژه در شرایطی که تلآویو مهار انصارالله را بخشی از مقابله گستردهتر با شبکه متحدان منطقهای ایران میداند.
۸- شکستن تصور «اعراب در انتظار دوران پس از نتانیاهو»
این سفر یک کارکرد انتخاباتی مستقیم نیز دارد. جروزالمپست اخیرا گزارش داد مقامهایی از چند کشور عرب با نزدیکان گادی آیزنکوت تماس گرفتهاند تا مواضع او را بشناسند و برای احتمال نخستوزیری وی آماده شوند؛ ارتباط با بنت و لاپید نیز ادامه دارد. در چنین فضایی، نتانیاهو نیاز دارد نشان دهد رهبران عرب همچنان او را یک بازیگر قابل اتکا میدانند.
سابقه سفر پیشین وی در مقطع کنونی معنادار است. کانال ۱۲ گزارش کرده بود دفتر نتانیاهو برخلاف خواست امارات، خبر سفر محرمانه او را منتشر کرد، زیرا نگران بود سفر بنت این تصور را ایجاد کند که رقیب نتانیاهو در ابوظبی پذیرفته میشود اما خود او «میهمان مطلوب» نیست. اکنون نیز ملاقات طولانی با بنزاید همین پیام را منتقل میکند. افزون بر این و در میانه انتقادات از سیاستهای توسعهطلبانه نتانیاهو ، واینت گزارش داد امارات و بحرین تنها کشورهای عرب بودند که نمایندگانشان هنگام سخنرانی اخیر نتانیاهو در مجمع عمومی، سالن را ترک نکردند. در نتیجه، رابطه با ابوظبی خود به یکی از ابزارهای رقابت نتانیاهو با آیزنکوت، بنت و لاپید تبدیل شده است.
۹- نقشدهی به امارات و شبکه دحلان در آینده غزه
غزه پرونده دیگری است که ابوظبی در ترتیبات پساجنگ آن جایگاه بالقوه مهمی دارد. امارات از مشارکت در طرحهای مورد حمایت واشنگتن برای اداره و بازسازی غزه، خلع سلاح گروههای مسلح و ایجاد ترتیبات امنیتی جدید حمایت کرده است. در کنار نقش رسمی ابوظبی، «محمد دحلان» مقام پیشین فتح و چهره نزدیک به امارات نیز در تماسها و گمانهزنیهای مربوط به آینده سیاسی غزه مطرح بوده است.
برای نتانیاهو، تقویت نقش امارات و شبکههای فلسطینی نزدیک به آن میتواند ۲ هدف را تأمین کند:
الف) کاهش سهم حماس و دیگر گروههای مقاومت در نظم پساجنگ
ب) محدود کردن نفوذ قطر و ترکیه و وزندهی به جایگاه امارات در آینده باریکه غزه
۱۰- تکمیل فشار اقتصادی بر ایران و کاهش وابستگی به هرمز
مواضع اخیر ابوظبی نشان میدهد امارات در کنار عربستان خواستار حفظ فشار اقتصادی و دریایی آمریکا بر ایران است. از نگاه تلآویو، استمرار چنین فشاری زمانی کمهزینهتر خواهد بود که مسیرهای جایگزین برای تجارت و صادرات انرژی کشورهای عرب توسعه یابد. فجیره و دسترسی مستقیم امارات به دریای عمان در این محاسبه اهمیت راهبردی دارد. تقویت کنترل بر شبکههای مالی و تجاری مرتبط با ایران و توسعه مسیرهای انرژی خارج از هرمز میتواند بخشی از زنجیره فشار مورد نظر رژیم باشد. جایگاه ویژه امارات به عنوان یکی از شرکای کلیدی ایران پیش از وقوع جنگ و حضور صدها هزار ایرانی در آن کشور، موجب شده واشنگتن و تلآویو در پی انسداد مسیرهای احتمالی انتقال پول و کالا به ایران از مسیر امارات برآیند.
همچنین گزارشهای متعددی در طول هفتههای اخیر منتشر شده که بر مبنای آن، امارات عربی متحده کوشیده با بهرهگیری از لجستیک آمریکاییها، بخشی از نفت کویت و عراق را از مسیرهای ممنوعه و پرخطر جنوب تنگه عبور دهد. حضور نتانیاهو در امارات در راستای تشویق و حمایت صهیونیستها از تداوم سیاست مذکور قابل ارزیابی است.
۱۱- تلاش برای افزایش سهم امارات در آرایش نظامی علیه ایران
حساسترین پرونده، به میزان مشارکت امارات در صورت وقوع دور دیگری جنگ علیه ایران بازمیگردد. شواهد علنی نشان میدهد همکاری امنیتی ۲ طرف در جنگ قبل به سطح کمسابقهای رسید: اسرائیل گنبد آهنین و نیروهای عملیاتی به امارات اعزام کرد، مقامهای ارشد امنیتی رژیم برای هماهنگیهای مرتبط با جنگ به آن کشور رفتند و خود نتانیاهو نیز در همان دوره مخفیانه با بنزاید دیدار کرد.
همین سابقه میتواند مبنای تلاش تلآویو برای حفظ یا افزایش همکاری اطلاعاتی، لجستیکی و دفاعی ابوظبی در رویارویی احتمالی آینده با ایران باشد. گزارشهای متعددی در خلال جنگ رمضان منتشر شد که در آن طرف اماراتی چندین مرتبه حملاتی هوایی را در جزایر و جنوب ایران صورت داد؛ گزارشهایی که از سوی منابع رسمی امارات تأیید نشد. صهیونیستها میکوشند در جنگ آتی جهت ایجاد اجماع منطقهای علیه تهران و کاهش بار حملات موشکی جمهوری اسلامی به سرزمین اشغالی، زمینه مشارکت برخی دولتهای عرب در حمله به ایران را فراهم آورند؛ امری که ضمن تأمین مطامع صهیونیستها، در صحنه رویارویی جبهه اسلام و کفر تشکیک وارد کرده و بخشی از دولتهای عرب را در زمره متحدان ائتلاف متجاوز قرار خواهد داد. طرح وعده حمایت از الحاق جزایر سهگانه ایرانی به امارات در صورت مشارکت در جنگ آتی، میتواند پاداشی باشد که صهیونیستها و آمریکاییها در ازای مشارکت امارات در جنگ به آلنهیان پیشنهاد داده باشند.
گزارش «وطن امروز» از اهداف سیاسی، امنیتی و انتخاباتی سفر محرمانه نخستوزیر رژیم صهیونیستی به ابوظبی
نتانیاهو در امارات به دنبال چه بود؟
ارسال نظر
پربیننده