گروه سیاسی: بر اساس گزارش اولیه رسانهها دیروز درگیری مسلحانهای میان نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران و عناصر یک گروهک تروریست در یکی از روستاهای شهرستان راسک سیستان و بلوچستان رخ داد. نیروهای نظامی و امنیتی پس از درگیری، عملیات پاکسازی منطقه و بررسی وضعیت را در دستور کار قرار دادند و بر اساس گزارشهای اولیه، درگیری چند ساعت ادامه داشت و تعدادی از تروریستها نیز به هلاکت رسیدند. تا لحظه تنظیم این گزارش، جزئیات نهایی درباره تعداد تلفات و هویت عناصر درگیر اعلام نشده بود.
تنها یک روز پیش از این درگیری، بامداد پنجشنبه 9 مهر، افراد مسلح از سمت رودخانه به ایست بازرسی احمدآباد راسک تیراندازی کردند. نیروهای مستقر در ایست بازرسی به این حمله پاسخ دادند و مهاجمان تروریست عقبنشینی کردند. در جریان این حمله، گروهبان یکم علیرضا سنچولی، از کارکنان فرماندهی انتظامی شهرستان راسک به شهادت رسید.
دامنه عملیاتها اما به راسک محدود نماند و صبح همان روز، قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران از شناسایی و هدف قرار دادن یک تیم تروریست در منطقه منزلآب زاهدان خبر داد؛ تیمی که بنا بر اعلام رسمی، قصد اجرای عملیات تروریستی داشت. در این عملیات 6 نفر از اعضای گروهک تروریست تکفیری کشته شدند و تعدادی بسته انفجاری نیز کشف و ضبط شد.
چند روز قبلتر نیز در منطقه جهادآباد شهرستان سراوان، نیروهای سپاه، اداره کل اطلاعات و فراجا در عملیاتی مشترک، با اعضای یک گروهک تروریست درگیر شدند. بر اساس اطلاعیه قرارگاه قدس، در این عملیات 5 تروریست به هلاکت رسیده و تعدادی نیز دستگیر شدند و سلاح و مهمات از مخفیگاه آنان به دست آمد. در جریان همین عملیات، یکی از رزمندگان قرارگاه قدس به شهادت رسید. مقامهای رسمی اعلام کردند این تیم قصد اجرای عملیات ترور در سراوان را داشته است.
این سلسله عملیاتها در شهریورماه نیز وجود داشت. مثلا در روزهای پایانی شهریور، وزارت اطلاعات از انهدام 3 هسته عملیاتی گروهکهای تروریستی - تکفیری در جنوب شرق کشور خبر داد که طی آن 3 تروریست کشته و 9 نفر دستگیر شدند. پیش از آن نیز درگیری در منطقه بخشان سراوان به هلاکت شماری از اعضای گروهک و شهادت 2 نیروی امنیتی، میثاق ثانی و مهدی سرحدی منجر شده بود.
در چنین شرایطی، آنچه تحولات روزهای اخیر در جنوب شرق را از یک سلسله عملیات امنیتی معمول فراتر میبرد، نه صرفا تعداد درگیریها، بلکه زمینهای است که این حوادث در آن اتفاق میافتد. در فاصلهای کوتاه، چند تیم مسلح در نقاط مختلف جنوب شرق شناسایی یا با نیروهای امنیتی و نظامی درگیر شدهاند. در برخی موارد، مقامات از کشف مواد منفجره و برنامهریزی برای عملیات تروریستی سخن گفتهاند و در موارد دیگر، حمله مستقیم به نیروهای انتظامی و ایستهای بازرسی رخ داده است. روز گذشته روابط عمومی قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه در اطلاعیهای اعلام کرد: تروریستها با کارگذاری بمب کنار جادهای در یکی از مسیرهای مواصلاتی استان سیستان و بلوچستان، اقدام به یک عملیات تروریستی دیگر کردند که در پی آن، یکی از رزمندگان اسلام به فیض عظیم شهادت نائل آمد. مشخصا گروهکهای مسلح فعال در جنوب شرق بخشی از پروژه دشمن آمریکایی - صهیونی برای ناامنسازی کشور هستند.
پس از تجربه جنگ اخیر و بنبست راهبردی ایالات متحده در مقابله با ایران، بحث درباره ایجاد فشار از درون ایران بار دیگر در محافل سیاسی و رسانهای غرب مطرح شد. اگر هدف در مرحله نخست، تغییر معادلات و محاسبات ایران از طریق فشار نظامی و حملات مستقیم بود، اکنون در برخی تحلیلها و اظهارنظرها، موضوع فعال شدن شکافهای داخلی، بروز اغتشاشات و فعالیت گروههای مسلح پیرامونی نیز دیده میشود.
این مساله را میتوان در مقالهای که چند روز قبل در واشنگتنپست منتشر شد، بهوضوح مشاهده کرد. «متیو گُلد» سفیر سابق انگلیس در سرزمین اشغالی و معاون سابق سفیر آن کشور در ایران، در مقالهای با عنوان «برای سرنگونی حکومت ایران چه چیزی لازم است؟» بررسی کرد چه شرایطی میتواند زمینهساز تغییر سیاسی در ایران شود. گلد در این مقاله از ضرورت شکلگیری دوباره اغتشاشات گسترده، استمرار آنها و ایجاد امکان سازماندهی در شرایط قطع اینترنت نوشت.
نکته مهمتر مقاله واشنگتنپست اما بخشی است که در آن نویسنده درباره پیامدهای احتمالی ایجاد خلأ قدرت در ایران هشدار میدهد. گلد تصریح میکند در صورت وقوع چنین وضعیتی، یکی از سناریوهای محتمل میتواند تقویت گروههای جداییطلب در حاشیه ایران باشد؛ از کردها در شمال غرب تا بلوچها در جنوب شرق.
این بخش از مقاله از آن جهت قابل توجه است که نشان میدهد در محافل غرب، مساله گروهکهای قومی تروریست پیرامون ایران صرفا به عنوان یک موضوع امنیتی داخلی دیده نمیشود، بلکه در سناریوهای مربوط به آینده سیاسی ایران نیز جایگاهی پیدا کرده است. به بیان دیگر، در این نگاه، فشار برای تغییر سیاسی و براندازی جمهوری اسلامی تنها به آشوبهای خیابانی محدود نمیماند و محیط پیرامونی ایران و گروهکهای مسلح مستقر در مناطق مرزی نیز میتوانند در معادلات پس از ایجاد خلأ قدرت، نقش پیدا کنند.
بازگشت به نسخهای که یک بار امتحان شد
این رویکرد به طور مشخص یادآور مسیری است که در آغاز جنگ اخیر نیز از سوی واشنگتن و تلآویو دنبال شد. در روزهای نخست حملات آمریکا و رژیم به ایران، رئیسجمهور تروریست آمریکا و نخستوزیر جنایتکار رژیم بارها مردم ایران را خطاب قرار دادند و از آنها خواستند در کنار عملیات نظامی آنها وارد میدان جنگ داخلی شوند.
مثلا ترامپ در یکی از پیامهای خود خواست مردم دست به آشوب بزنند و نهادهای کشور را در اختیار بگیرند و در سخنرانی دیگری، همزمان با آغاز حملات آمریکا و رژیم اشغالگر گفت پس از پایان عملیات، مردم ایران دولت خود را در اختیار خواهند گرفت. او در همان مقطع از این موقعیت به عنوان فرصتی تاریخی یاد کرد. متیو گلد نیز در مقاله واشنگتنپست همین اظهارات را در کنار یکدیگر قرار داده و آنها را بخشی از تلاش ترامپ برای تشویق مردم ایران به اقدام علیه نظام سیاسی توصیف کرده است.
نتانیاهو نیز در جریان جنگ، پیامهای مستقیمی خطاب به مردم ایران منتشر میکرد و از آنان میخواست منتظر تحولات باشند. در مجموع، یکی از عناصر مهم جنگ تبلیغاتی آن دوره، تلاش برای ایجاد این تصور بود که عملیات نظامی خارجی میتواند با یک حرکت داخلی تکمیل شود اما روند تحولات نشان داد محاسبات ابتدایی واشنگتن و تلآویو درباره مردم ایران، از اساس اشتباه بوده است؛ چه آنکه اکنون بیش از 215 شب است مردم ایران در حمایت و پشتیبانی از جمهوری اسلامی به خیابانها میآیند.
ماهها پس از آغاز جنگ، بازگشت دوباره به تصاویر کودتای دی ماه سال قبل از سوی رئیس دولت آمریکا نیز قابل توجه است. دونالد ترامپ روز پنجشنبه ۹ مهر ویدئویی از اغتشاشات تروریستی دی ماه ایران را در حساب کاربری خود در تروثسوشال منتشر کرد. این اقدام را میتوان در کنار مواضع قبلی ترامپ و فضای جدید مربوط به بحث درباره ایران قرار داد. بازنشر تصاویر اغتشاشات، آن هم در شرایطی که همزمان در جنوب شرق کشور چندین عملیات و درگیری با گروهکهای مسلح رخ داده، نشان میدهد مساله جنگ داخلی در ایران همچنان مورد توجه ایالات متحده برای به زانو درآوردن کشورمان است. در همین حال، اقدام نظامی نیز کاملا از دستور کار کنار نرفته است. واشنگتنپست اول اکتبر/ 9 مهر گزارش داد ارتش آمریکا در حال بررسی امکان اعزام گسترده نیروهای دریایی و هوایی بیشتر به منطقه در صورت بروز مجدد درگیری با ایران است. ترامپ نیز در مصاحبهای که اول اکتبر منتشر شد، در پاسخ به این پرسش که آیا امکان از سرگیری بمباران گسترده ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا وجود دارد، پاسخ داد: «ممکن است».
در چنین بستری، تحولات جنوب شرق کشور اهمیت مضاعف مییابد. این منطقه در سالهای گذشته نیز یکی از کانونهای فعالیت گروهکهای تروریست تکفیری بوده و عملیاتهای امنیتی در آن سابقه دارد. تداوم فعالیت گروهکهای مسلح، حمله به نیروهای انتظامی، کشف مواد منفجره و اجرای عملیاتهای پیدرپی علیه هستههای تروریستی نشان میدهد امنیت جنوب شرق همچنان یکی از میدانهای مهم تقابل جمهوری اسلامی با گروهکهایی است که مشخصا از سیا و موساد خط میگیرند.
از سوی دیگر، تجربه جنگ اخیر نیز یک متغیر مهم را به این معادله اضافه کرد: جامعه ایران اکنون تجربه مستقیمی از حملات تجاوزکارانه آمریکا، تبعات آن و نحوه پیوند خوردن فشار نظامی و جنگ روانی دارد. در جریان جنگ، تلاش برای پیوند زدن حملات خارجی با آشوب و جنگ داخلی به نتیجهای که طراحان آن انتظار داشتند منجر نشد. اکنون نیز هرگونه تلاش برای فعال کردن دوباره آشوبهای خیابانی و استفاده از ظرفیت گروهکهای تروریست، در شرایطی است که جامعه تجربهای متفاوت از چند ماه قبل دارد.
سرکوب تروریستها در جنوب شرق کشور؛ تعدادی از تروریستها به هلاکت رسیدند
حمله به پلن B آمریکا
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها