
حجتالاسلاموالمسلمین شیخ عباس روزمه*: ماجرای مباهله پیامبر اکرم صلواتالله علیه و آله با مسیحیان نجران را کم و بیش شنیدهاید. به صورت مختصر اشاره میکنم تا از لحاظ ذهنی آمادگی لازم جهت درک مسائلی که به فضل الهی در این باب مطرح میکنم، در خوانندگان محترم ایجاد شود. آیه ۶۱ سوره آلعمران از رویداد مباهله سخن گفته و به آیه مباهله شهرت دارد. ما شیعیان معتقدیم بر اساس آیه مباهله، برای ترویج حق باید سعی بلیغ در اقناع افکار عمومی کرد.
حضرت علی(ع) به منزله نفس و جان پیامبر(ص) شمرده شده و از این رو این آیه را از فضائل مولا علی میدانیم و تحقیقا عرض میکنم این واقعه در منابع شیعه و اهلسنت نقل شده است. مباهله درخواست لعن و نفرین الهی برای اثبات حقانیت است و بین ۲ طرف رخ میدهد که هر کدام ادعای حقانیت دارند.
پیامبر(ص) پس از مناظره با مسیحیان نجران و ایمان نیاوردن آنان، پیشنهاد مباهله دادند و آنان پذیرفتند اما در روز موعود، مسیحیان نجران پس از اینکه دیدند پیامبر(ص) با اهل بیتشان (اصحاب کسا) و نه اهل خانهشان یعنی همراه با امیرالمومنین علی و صدیقه کبری فاطمه زهرا و ابامحمد امام حسن مجتبی و اباعبدالله امام حسین سیدالشهدا علیهمافضل صلواتالمصلین برای مباهله و نفرین آمدهاند، از مباهله خودداری کردند.
در ادامه به درسهایی از قضیه مباهله اشاره میکنم که در هیچ منبع و حتی مقالهای از این جهت به آن پرداخته نشده ست.
حقانیت دین اسلام، فضیلت اهل بیت پیامبر بر سایر مردم و حتی بر زنان پیامبر، افضلیت و برتری امام علی علیهالسلام بر اصحاب رسولالله، جایگاه ویژه حضرت زهرا سلاماللهعلیها در میان اهل بیت رسولالله مطالبی است که به محض شنیدن این واقعه به ذهن هر انسان منصف خردورزی متبادر میشود حال درسهایی که باید از مباهله آموخت.
مباهله به ما آموخت، دین مبین اسلام در جایگاهی است که باید با مناظره عالمانه و گفتوگوی روشنگرانه و منطقی به مصاف دشمنان و اعضای فرقههای انحرافی و نحلههای فکری رفت و با سخن خوش و منطقی پاسخ آنها را داد و شک نداشت اسلام و مکتب تشیع برای همه سوالات و اشکالات پاسخی مناسب دارد.
مباهله آموخت، باید برای ترویج حق و مبارزه با باطل، در اقناع افکار عمومی سعی بلیغ داشت.
مباهله به ما آموخت نباید از پرسشگری ترسید. نباید باب نقد و اشکال بسته شود. باید بیاموزیم در هر رتبه و جایگاهی هستیم، فضای عمومی جامعه را برای طرح سوالات و نقل شبهات باز کنیم و به تأسی از پیامبر و اهل بیت راستین رسولالله، عالمانه و منطقی به سوالات پاسخ دهیم.
مباهله به ما آموخت حتی اگر اهل کفر و نفاق از پاسخ منطقی سوالات ما قانع نشدند تا زمانی که تهاجمی نشده و دست به اسلحه نبردهاند، با آنها برخورد خشن نکرده و جنگ و خونریزی راه نیندازیم.
مباهله آموخت چنانچه دنیاگرایان و خداناباوران در مباحثه علمی و منطقی مغلوب شدند اما این شکست را نپذیرفتند، تا زمانی که اقدامی درباره آغاز جنگ و فتنه نکردهاند، آنها را به حال خود رها کنیم و ضمن دعا برای هدایتشان، اموراتشان را به خدا واگذار کنیم.
مباهله به ما آموخت، در رویارویی با جبهه کفر و نفاق و فتنه از تعداد و جمعیت، عِده و عُده آنان هراس به دل راه ندهیم.
مباهله به ما فهماند در راه خدا یک مرد جنگی به از صدهزار است. مباهله به ما آموخت کیفیت نیروها و افراد مهمتر از کمیت و تعداد است.
مباهله به ما آموخت، زمانی که به اعتقادات و راه خود ایمان داریم و ایمانمان مبتنی بر عقل و تفکر است، پس هراس برای چه؟ نباید صحنه را خالی کرد.
باید اعتماد به نفس و خودباوری خود را بالا برد، باید خودمان و قدرتمان را باور داشته باشیم، باید یقین داشته باشیم قدرتمندیم و باید یقین کنیم ما میتوانیم.
«خودباوری» درس ویژه ماجرای مباهله است؛ پیامبر اعظم(ص) به ما آموخت هیچ مسالهای نباید اعتماد به نفس ما را از بین ببرد.
برای بالا بردن روحیه خودباوری در وجودمان، طبق دستور اولیای دین، باید خودشناسی کنیم و از خود به خدا برسیم و زمانی که خودباوری و اعتماد به نفس ما در بالاترین درجه قرار گرفت، بیشک خدا باوری ما تقویت میشود. مگر میشود کسی خودباور باشد و خداباور نباشد یا بالعکس و مگر میشود شخصی بعد از خودشناسی، خداباور باشد اما اعتماد به نفسی ضعیف داشته باشد. کافی است به سیره بزرگان دین توجه کنید تا اوج اعتماد به نفس را در رفتار و سخنان و کارهای آنان ببینید.
مباهله به ما آموخت اصالت در اجتماع با خانواده است.
خانواده نقش کلیدی در پیشبرد اهداف دینی، فرهنگی و اجتماعی دارد. با تربیت صحیح خانوادگی و صیانت خانواده از انحراف است که جامعه آرمانی و مدینه فاضله محقق میشود. پیامبر در این واقعه اهمیت خانواده از منظر دین اسلام را تا قیامت به رخ جهانیان کشید.
سالهاست که رسانههای معاند و دنیای کفر و استکبار بدرستی نقش خانواده را در جلوگیری از رسیدن به اهدافشان درک کردهاند و کمر بستهاند به نابودی خانه و خانواده.
پیامبر در مباهله به ما آموخت حواستان به خانواده و اهل خانههایتان باشد. شاهراه اصلاح اجتماع یا انحراف و نابودی اجتماع از میان خانواده میگذرد. اگر بنیان خانوادهها سست و منحرف شد، چند صباح بعد جامعهای سستبنیان و منحرف خواهید داشت.
واقعه مباهله، خانوادهای را در تراز یک خانواده موفق مسلمان معرفی میکند که مقام و منزلت پدر و مادر به نحوی است که فرزندان هم از لحاظ عاطفی، هم از لحاظ اعتقادی و هم به لحاظ رفتار و عمل، به آنها ایمان قلبی داشته باشند تا جایی که هم چون یک مرید، بیچون و چرا در لحظههای حساس پشت به پشت هم صف بکشند و اثرگذار باشند و در این مسیر هم از هیچ خطری نهراسند.
الف) فرزندان، تناقضات رفتاری در عملکرد والدین نبینند.
ب) حرمت والدین توسط همدیگر شکسته نشده باشد.
پ) حرفهای بیمنطق و غیرعلمی و خرافی پایه رفتاری والدین را تشکیل ندهد.
ت) فرزندان با تمام وجود خود، باور داشته باشند پدر یا مادر یا هردوی آنها بیمنطق، بیاخلاق، زورگو و... نیستند و در حقیقت والدین، به عنوان یک الگوی مناسب برای فرزندان مطرح باشند.
آنجاست که میبینیم اهل خانه، دست در دست بزرگتر خانواده، برای رویارویی با مشکلات و ناهنجاریها از هیچ کوششی دریغ نمیکنند و دوشادوش پدر، از حق دفاع کرده و به جنگ باطل میروند.
چنانچه دقت کنیم، واقعه تاریخی مباهله، تجسم و تبلور این معناست.
در یک کلام: اعتماد و اعتقاد اهل بیت به رسولالله و نیز متقابلا اعتماد و اعتقاد پیامبر اسلام به اهل بیت پاک و مطهر خویش.
مباهله به ما آموخت برای دفاع از حق، باید همراه با خانواده خود اقدام کنیم و همراه با اهل و عیال خود و با تمام وجود و با تمام توان خود حق را یاری کنیم. نباید از حضور زنان و کودکان در راه دفاع از حق به بهانههای واهی جلوگیری کرد.
مباهله به آموخت زنان و کودکان باید در بطن حوادث جامعه ایفای نقش کنند و اثرگذار باشند.
مباهله به ما آموخت باید همراه خانواده و نزدیکان، به مصاف دشمن و اصحاب فتنه و اهل نفاق رفت و با آنها مقابله کرد. حضور زنان و حتی کودکان کمر فتنهگران، دشمنان، منافقان و کفار را میشکند و همینه پوشالی آنها را به آتش میکشد.
هیچ شخصی در دنیا حاضر نیست خانواده خود را برای امور مربوط به مسائل دنیایی و مادیات فدا کند یا در معرض خطر قرار دهد.
اما درباره مسائل معنوی و در امور معنوی اینچنین نیست. شاید یکی از دلایل ترس مسیحیان نجران از شروع مباهله این بود که دیدند پیامبر همراه با عزیزترین کسان از اهل بیتش برای نفرین آماده شده و به میدان آمده و پیش خود فکر کردند اگر پیامبر و دین اسلام حق نبود، به هیچ عنوان شخص پیامبر راضی نمیشد خانواده خود را در معرض خطر نابودی قرار دهد.
مباهله به ما آموخت، مقابله و مبارزه جبهه حق با باطل پایان نداشته و به طول تاریخ ادامه دارد و به عنوان یک موحد مومن نباید از بصیرتافزایی و روشنگری و مبارزه با جبهه باطل دست کشید تا ساعتی که نصرت و فتح الهی شامل حال حق و پیروان او شود. نمیتوان یک انسان موحد بود اما دست از یاری حق و مبارزه با باطل کشید و در بستر بیخیالی، در آسایش کامل، رفع خستگی و گذران عمر کرد.
به تعبیری استراحت بماند برای بعد از فتح و پیروزی یا بعد از شهادت انشاءالله.
این ادله و آموختهها دلیلی روشن است بر جایگاه روز مباهله در تقویم مکتب تشیع و اهل اسلام اما متاسفانه آنطور که باید به زوایای مساله مهم مباهله توجه نمیشود و بدرستی شرح و تفسیر نمیشود که بخشی از این بیتوجهیها به علت کمکاری یا بیهنری من و امثال من به عنوان یک مبلغ دینی از یک سو و عدم دقت و توجه و نبود درک درست از قضیه مباهله توسط متولیان عرصه فرهنگی، در رسانه ملی و فضای مجازی از سوی دیگر است که صرفا با یکسری رفتار کلیشهای در روز مباهله به آن پرداخته میشود، در حالی که دنیایی درس و عبرت مفید برای زندگی فردی و اجتماعی میشود از این واقعه گرفت.
کارشناس مذهبی *