25/آذر/1404
|
16:17
نگاه متفاوت به بازی امروز سپاهان - استقلال

آبی‌هایی که قرمز را تاب نمی‌آورند

در فوتبال، گاهی پیروزی تلخ است و گاهی شکست، شیرین‌تر از قهرمانی. حالا هفته پایانی لیگ برتر رسیده و استقلال باید در اصفهان به مصاف سپاهان برود. یک بازی روی کاغذ اما سنگین‌تر از خیلی فینال‌ها در دل هواداران.
برای خیلی از آبی‌ها، این مسابقه فقط یک بازی نیست. یک انتخاب اخلاقی است. دوراهی‌ای بین وفاداری به تیم محبوب و نفرت از رقیب سنتی. «ترجیح می‌دهم استقلال ببازد اما پرسپولیس به لیگ نخبگان نرسد!» این را یک نوجوان آبی‌دل زیر پست اینستاگرام باشگاه نوشته. حرفی که شاید روزی تابو بود اما حالا با صدای بلند فریاد زده می‌شود.
ماجرا از این قرار است: اگر سپاهان در بازی آخر امتیاز از دست بدهد و پرسپولیس تیم سقوط‌کرده هوادار را شکست دهد، قرمزها سهمیه آسیایی می‌گیرند. به همین سادگی، به همین تلخی.
این دقیقاً همان لحظه‌ای‌ است که فوتبال تبدیل به آینه‌ای می‌شود در برابر روان جمعی یک ملت. همان‌طور که سال گذشته در انگلستان، خیلی از هواداران تاتنهام نمی‌خواستند تیم‌شان مقابل منچسترسیتی نتیجه بگیرد، چون می‌دانستند قهرمانی آرسنال در گرو این نتیجه است. چیزی درون آدم‌ها هست که موفقیت رقیب را طاقت‌فرساتر از شکست خود می‌بیند.
در ایران هم حالا برخی هواداران استقلال، ترجیح می‌دهند تیم‌شان ببازد، فقط پرسپولیس به موفقیت نرسد. اینجا فوتبال دیگر فقط فوتبال نیست. یک میدان بی‌پایان برای تسویه‌حساب است. نوعی شادنفرود خالص. یعنی لذت از زمین خوردن دیگری.
شاید برای تحلیل این وضعیت باید کمی از مستطیل سبز فاصله بگیریم. مینا سیکارا، استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد در پژوهشی با دستگاه fMRI نشان داد مغز هواداران، هنگام شکست تیم رقیب همان مراکز لذت را فعال می‌کند که هنگام برد تیم محبوب خود. جالب‌تر آنکه وقتی تیم بی‌ربطی شکست می‌خورد، این واکنش ایجاد نمی‌شود. یعنی مغز ما طوری سیم‌کشی شده که شکست دشمن، گاهی از پیروزی خودی خوشحال‌کننده‌تر است.
شاید برای همین است که خیلی از استقلالی‌ها امروز بدون خجالت می‌گویند: «باخت خودمان، بهتر از موفقیت پرسپولیس است». طنز تلخ ماجرا اینجاست که این نگاه حتی از عشق به پیراهن آبی هم عبور کرده. حالا دیگر نفرت از قرمز، تبدیل شده به اصل محوری.
اما این فقط فوتبال نیست. این الگو را می‌شود در همه جای جامعه دید. از دانشگاه تا محل کار، از اقتصاد تا سیاست. خیلی وقت‌ها وقتی رقیب‌مان زمین می‌خورد، ته دل‌مان لبخند می‌زنیم. چرا؟ چون موفقیت او را تهدیدی برای خودمان می‌دانیم. چون فکر می‌کنیم دنیا همزمان ظرفیت موفقیت ۲ نفر را ندارد.
چه کسی است که از افتادن یک شاگرد اول خوشحال نشده؟ یا وقتی یک مدیر مغرور به‌خاطر فساد برکنار می‌شود، ته دلش نگفته باشد: «حقش بود!»؟ حسادت، قوی‌تر از همدلی‌ است، وقتی پای رقیب در میان باشد.
برای پرسپولیس، رسیدن به لیگ نخبگان فقط افتخار نیست. پول است، ویترین است، برندینگ است. بازی مقابل تیم‌های بزرگ آسیا، یعنی جذب بهتر بازیکن، یعنی قراردادهای بهتر، یعنی اعتمادبه‌نفس بالاتر. طبیعی‌ است هواداران استقلال، این صعود را شبیه کابوس ببینند.
اما این پرسش همچنان باقی‌ است: اگر موفقیت رقیب، از برد تیم خودمان تلخ‌تر است، آیا ما هنوز هواداریم؟ یا فقط طرفدار شکست دیگران شده‌ایم؟ فوتبال، قرار بود جشن باشد. حتی در شکست اما حالا تبدیل شده به میدان حذف؛ میدان کینه.
وقتی شعار می‌دهیم «تا ابد استقلال»، آیا منظورمان این است: فقط تا وقتی که پرسپولیس نبرد؟ اگر موفقیت ما به بهای موفقیت دشمن باشد، آیا حاضریم آن را قربانی کنیم؟ شاید وقت آن رسیده یک بار دیگر از خود بپرسیم: ما استقلالی هستیم، یا فقط ضدپرسپولیس؟

ارسال نظر