۰۸/مرداد/۱۴۰۵
|
۰۰:۵۰
چگونه دوگانه‌سازی رسانه‌ای می‌تواند همپوشانی راهبردی ترامپ و نتانیاهو را پنهان کند؟

کدام اختلاف؟ کدام شکاف؟

حنیف غفاری: سفر نخست‌وزیر کودک‌کش رژیم اشغالگر صهیونیستی به آمریکا و دیدار وی با رئیس دولت تروریست آن کشور در واشنگتن، مورد توجه بسیاری از تحلیلگران حوزه روابط بین‌الملل قرار گرفته است. روایتی که اکثر رسانه‌های غربی- صهیونی از کلیت این دیدار ارائه می‌کنند، ناظر بر یک پیش‌فرض متوهمانه است: چنین ملاقاتی در نقطه اوج اختلافات طرفین بر سر حمله به ایران و دیگر تحولات جاری در منطقه صورت گرفته و نشانه‌ای دال بر هم‌افزایی مطلق واشنگتن- تل‌آویو در قبال چنین پرونده‌های مهم و تعیین‌کننده‌ای وجود ندارد! متاسفانه این خط تحلیلی از سوی برخی رسانه‌های منطقه‌ای و حتی داخلی نیز با ذوق‌زدگی دنبال می‌شود. طرح گزاره‌هایی مانند «مهار نتانیاهو توسط ترامپ» یا «تعارض منافع واشنگتن-تل‌آویو» در منطقه و تکرار مستمر آن، بیش از آنکه نشان‌دهنده یک نگاه ایده‌آل‌گرایانه و اشتباه باشد، بیانگر اصراری معنادار بر خلق عامدانه انگاره‌های نادرست در اذهان مخاطبان است.  درست ساعاتی قبل از دیدار نتانیاهو و ترامپ، شاهد انتشار مصاحبه ترامپ با شبکه «فاکس‌نیوز» بودیم؛ جایی که وی ادعا کرد بی‌بی قصد دارد با طرح موضوعاتی در خصوص کوه کلنگ، بیش از پیش توجه من را به سوی ایران جلب کند، حال آنکه چنین مساله‌ای چندان بزرگ نیست! باراک راوید، خبرنگار آکسیوس بلافاصله پس از انتشار این مصاحبه مدعی شد ترامپ در مصاحبه با فاکس‌نیوز قصد داشت (پیش از دیدار با بنیامین نتانیاهو) پیامی قاطع و سخت‌گیرانه به نخست‌وزیر رژیم منتقل کند. البته کار به اینجا ختم نشد. رسانه‌های صهیونیستی نیز در گزارشی همزمان مدعی شدند پیش از موافقت رئیس‌جمهور آمریکا برای دیدار با نخست‌وزیر اسرائیل، ترامپ از نتانیاهو خواسته بود با دست پر به کاخ سفید برود. در همین راستا، نتانیاهو پس از مشورت با مشاورانش، جلسه‌ای در کابینه اسرائیل تشکیل داد که طی آن، با وجود عدم خلع سلاح حماس، ورود نیروی بین‌المللی حافظ ثبات به نوار غزه را برای جلب رضایت کاخ سفید تصویب کرد. اما پشت پرده ماجرا چیست؟! آیا می‌توان چنین نگاه ساده‌انگارانه و کودکانه‌ای را در قبال ماهیت، فرامتن و عمق مناسبات 2 موجود تروریستی که هر 2 در جنگ رمضان، جنگ لبنان و نسل‌کشی غزه، پررنگ‌ترین همپوشانی ممکن را داشته‌اند باور کرد؟ پاسخ این سوال قطعا منفی است!
واقعیت امر آن است که یکی از رایج‌ترین شگردهای دشمن این است که 2 فرد یا 2 جریان، در عمل از یک فرمول و نقشه راه مشترک پیروی کنند اما در سطح روایت عمومی، خود را متفاوت و حتی در مواردی  متضاد نشان دهند. این شکاف میان «واقعیت تصمیم‌سازی» و «تصویر رسانه‌ای» نه تصادفی است و نه صرفا محصول سوءتفاهم، بلکه اغلب بخشی از یک مهندسی آگاهانه برای مدیریت افکار عمومی و کاهش هزینه‌های سیاسی محسوب می‌شود. نخستین ابزار کاخ سفید و رژیم صهیونی در پیشبرد این القای خطرناک، «ساختن دوگانه‌های نمادین» است. در این شیوه به جای بحث درباره مخرج مشترک راهبردی طرفین، بر تفاوت‌های سطحی و نمایشی تأکید می‌شود: لحن گفتار، سبک پوشش، واژگان احساسی یا نحوه مواجهه با رسانه‌ها. یکی تندتر و دیگری آرام‌تر! این تفاوت‌های ظاهری به مخاطب القا می‌کند با 2 سیاستمدار متفاوت روبه‌رو است، در حالی که در لایه تصمیم‌گیری، ترامپ و نتانیاهو هر دو به یک منافع مشترک، یک شبکه قدرت و یک منطق تروریستی همسان پایبندند. رسانه‌های وابسته به جریان سلطه و اشغال، در اینجا نقش آیینه‌ای بزرگ‌نما را بازی می‌کنند؛ آیینه‌ای که کارکرد آن پنهان‌سازی اشتراک‌های بنیادین ترامپ و نتانیاهو است.
ابزار دیگر، «خلق دوقطبی‌سازی کنترل‌شده» است. این دوقطبی‌سازی، امکان پرسشگری درباره همسانی‌های واقعی را کاهش می‌دهد، چون مخاطب درگیر رقابت احساسی و گمراه‌کننده میان 2 فرد (نتانیاهو و ترامپ) می‌شود. وقتی سیاست به صحنه مسابقه هیجانی تبدیل شود، مردم بیشتر از آنکه درباره اشتراکات عمیق  یا نتایج عملی سیاست‌های جنگ‌طلبانه ترامپ و نتانیاهو بپرسند، درگیر توصیف تفاوت‌های دروغین القایی میان آنها می‌شوند. دقیقا در همین نقطه است که همپوشانی واقعی می‌تواند زیر لایه‌ای از جدال‌های نمایشی پنهان بماند. سومین سازوکار، «تخصیص نقش‌های مکمل» است. گاهی یک شخصیت نقش تندرو و دیگری نقش میانه‌رو را بازی می‌کند اما هر 2 در عمل به یک هدف مشترک خدمت می‌کنند. این تقسیم کار با هدف ساده‌سازی  هزینه‌های شکست مشترک تل‌آویو و واشنگتن در تقابل با ایران و اضلاع جبهه مقاومت و مدیریت انتقادات جهانی از نتانیاهو و ترامپ صورت می‌گیرد. در خلال این تمرکز انتخابی، مخاطب تصور می‌کند با 2 مسیر جداگانه روبه‌رو است، چون هر روز تیترها و تصاویر، این جدایی را بازتولید می‌کنند. به بیان دیگر، رسانه نه بازتاب‌دهنده اختلاف، بلکه «سازنده» آن است. در چنین معادله‌ای  ترامپ مدعی می‌شود به‌سادگی ملاقات با نتانیاهو را نپذیرفته و نخست‌وزیر رژیم نیز از امتیازات دروغینی می‌گوید که در راستای تحقق نرمش رفتاری ترامپ به وی داده است!

ارسال نظر
captcha
پربیننده