بنیا ابراهیمنژاد: وقتی تیمی ۴ بار پیاپی از یک رقیب شکست میخورد، چرا باید توقع نجات از دشمن همیشگیاش را داشته باشد؟
در فوتبال، گاهی واقعیت از گل سنگینتر است. پرسپولیس، تیم پرهواداری که روزگاری مدعی بلامنازع قهرمانی بود، در فصل بیستوچهارم به ناگاه به موجودی بدل شد که با داس توقع، به درختان خشک امید میزد. انتظاری که از تیم بحرانزده استقلال برای متوقف کردن سپاهان در هفته آخر داشتند، نهتنها واقعگرایانه نبود، بلکه چیزی شبیه طنزی تلخ بود؛ طنزی که با ۴ شکست سرخها برابر طلاییپوشان در هر ۴ دیدار این فصل نوشته شده بود.
* وقتی قهرمان نمیشوی، دنبال قهرمانکُش میگردی!
پرسپولیس این فصل در هیچ کدام از مسابقاتش مقابل سپاهان موفق نبود. یک بار با گاریدو، ۲ بار با سرمربی موقت و بار چهارم هم در حالی که فصل به سراشیبی افتاده بود، باخت؛ همه را باخت. نه مساوی، نه پنالتی، نه وقت اضافه. باخت، باخت، باخت و باخت. حالا توقع اینکه استقلال با شرایط عجیب و غیرنرمال این فصلش بیاید همان سپاهانی را که پرسپولیس 4 بار به آن نه نگفت، زمینگیر کند، بیرحمانهترین شکل سادهانگاری است.
* استقلال سوخته، چرا باید شمشیر بکشد؟
بگذارید صریح بگوییم. استقلال امسال یک تیم بحرانزده بود؛ بیمدیر، بینقشه، بیثبات. جباری جوان، وارث خرابهای شد که دیگر حتی دیوارهایش هم صدا نداشتند. در هفته پایانی، استقلال برای خودش هم بازی نمیکرد. یک تیم نیمهجان چرا باید برای پرسپولیس بجنگد؟ آن هم تیمی که بارها آنها را به باد متلک گرفت؟ مگر استقلال سرباز ارتش پرسپولیس است که در جنگهای نیابتی سپر بلا شود؟
* کدام پرسپولیس؟ همان که ۴ بار زانو زد
در این فصل عجیب، پرسپولیس برابر سپاهان، ۴ بار روی زمین افتاد و هیچوقت بلند نشد. بازی رفت لیگ را ۲ بر یک باخت، در سوپرجام یک بر صفر زانو زد، در جام حذفی ۳ بر۲ وداع کرد و در بازی برگشت هم ۲ بر صفر در ورزشگاه آزادی تسلیم شد. این تیم نه فقط ۴ نتیجه را واگذار کرد، بلکه از نظر فنی هم هیچ وقت چیزی برای ارائه نداشت. بنابراین اگر قرار باشد امتیازی داده شود، آیا منطق نمیگوید تیمی باید آن را بگیرد که خودش بتواند بگیرد، نه اینکه از رقیب سنتیاش گدایی کند؟
* نقشجهان، صحنه شادمانی غریبهها
در روزی که استقلال در اصفهان با کامبک سپاهان به زانو درآمد، سکوها غرق در شادی بود اما نه شادی میزبان، بلکه جشن هواداران حریف سنتی پرسپولیس. هوادار استقلال، همان که همیشه در شکست رنجیدهخاطر میشد، حالا لبخند میزد. چرا؟ چون این باخت خاصترین باخت تاریخشان بود؛ باختی که مانع صعود پرسپولیس به آسیا شد. و این همان جایی است که داستان فوتبال ایرانی رنگ تعصب کور میگیرد و منطق را در رختکن جا میگذارد.
* از خودت طلبکار باش، نه دیگران
اگر پرسپولیس امروز جایی ایستاده که هوادارانش به استقلال چشم دوختهاند، به خاطر این است که تیمشان نتوانسته خودش را نجات دهد. در فوتبال حرفهای، موفقیت را نمیخرند، نمیبخشند و از کسی قرض نمیگیرند. اگر این تیم در همان بازی رفت با سپاهان امتیاز میگرفت، یا در جام حذفی با کمی تمرکز بیشتر بازی میکرد، شاید امروز داستان سهمیه فرق میکرد.
* برانکو و یحیی، قهرمانی با دستهای خود
یادمان نرود در دورهای که برانکو و یحیی پرسپولیس را هدایت میکردند، هیچگاه کسی از استقلال نخواست آنها را قهرمان کند. تیمشان خودش بود. خودش امتیاز جمع میکرد، خودش مدعی را میزد، خودش جام را بالا میبرد. آن تیم پرسپولیس اگر از رقیب شکست میخورد، سر خم نمیکرد؛ درس میگرفت، برمیگشت و انتقام میگرفت. اما تیم این فصل؟ با هر ضربهای شکست و با هر باختی دنبال مقصر بیرونی گشت.
* پایان لیگ، آغاز واقعبینی؟
پرسپولیس اگر میخواهد دوباره مدعی شود، باید واقعیت را ببیند. باید بپذیرد این فصل، سپاهان از آنها بهتر بود، تراکتور قویتر بود، حتی گلگهر منسجمتر بود. باید قبول کند ناکامیاش حاصل بیثباتی، تصمیمهای نادرست و بازیهای بیرمق است، نه خیانت استقلال، نه تبانی سپاهان، نه توطئه داور.
* کلام آخر
فوتبال، مثل زندگی است. گاهی میبری، گاهی میبازی اما وقتی مدام میبازی، طلبکار بودن تنها باعث مضحکه میشود. پرسپولیس این فصل نه در زمین چیزی داشت، نه در ذهن و تا زمانی که با خودش روراست نشود، قهرمانی برایش افسانه است؛ نه هدف.
پرسپولیس حق اعتراض به استقلال ندارد
ظلم به خویشتن کردی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها