09/شهريور/1404
|
04:38
تیم ملی والیبال دوباره بوی ولاسکو می‌دهد

بازگشت بزرگی

سعید عقیلی: این روزها هر قدر بیشتر بازی‌های تیم ‌ملی والیبال را نگاه می‌کنم، بیشتر یاد روزهای طلایی می‌افتم؛ همان روزهایی که «خولیو ولاسکو» تیم ‌ملی را از خاکستر بلند کرد، اعتماد به‌ نفس تزریق کرد و مردم ایران را به والیبال‌بین‌های واقعی تبدیل کرد. حالا پیاتزا، مرد آرام و متفکر ایتالیایی، دارد همان مسیر را با حوصله و صبوری طی می‌کند.
شاید نتایج لیگ ملت‌ها تا اینجا برای عده‌ای آنطور که انتظار داشتند نبوده ولی اگر عمیق‌تر نگاه کنیم، متوجه می‌شویم این تیم بیش از آنکه به دنبال نتیجه کوتاه‌مدت باشد، دنبال ساختن هویت تازه و آینده پایدار است. تیم ‌ملی در این ۲ هفته پوست انداخته، جوان‌ها بالاخره به میدان آمده‌اند و مربی جرأت کرده به نسلی که شاید خیلی‌ها فکر می‌کردند هنوز خام است، اعتماد کند.
بردیا سعادت که سال‌ها فقط در اردوها عرق می‌ریخت و روی نیمکت خاک می‌خورد، حالا دارد در زمین می‌درخشد. اعتماد پیاتزا آتشی درون او روشن کرده که هیچ دفاعی جلودارش نیست. او بالا می‌پرد، با ارتفاع می‌زند و حالا شجاعانه مبارزه می‌کند. چه کسی فکر می‌کرد بازیکنی که قبلاً حتی به او نگاه هم نمی‌شد، حالا تبدیل به یک مهره کلیدی شود؟ این دقیقاً همان فلسفه‌ای است که ولاسکو سال‌ها پیش وارد والیبال ما کرد؛ ایجاد اعتماد به نفس، دادن فرصت و مهم‌تر از همه، ساختن روح تیمی.
حالا دیگر خبری از آن کوچینگ پراسترس و پر از خطای گذشته نیست. پیاتزا، برخلاف برخی مربیان داخلی و خارجی‌های قبلی، تیم را در لحظات حساس رها نمی‌کند. شاید برخی فکر کنند تعویض‌های زودهنگام دلیل نوسان است اما من معتقدم این انتخاب‌ها دقیق و حساب‌شده است. بازیکن تا لحظه آخر فرصت دارد خودش را ثابت کند و حتی وقتی اشتباه می‌کند، دوباره اعتماد دریافت می‌کند. این دقیقاً همان سیاستی است که بازیکن را رشد می‌دهد، نه اینکه او را به حاشیه براند.
بازی مقابل آلمان مثال خوبی است. اگر کمی شانس یار ما بود، حالا صدرنشین جدول بودیم ولی حتی همین شکست هم به نفع ما تمام شد. بازیکنان یاد گرفتند در روزهای سخت، باید جنگجو باشند. به نظرم اگر در آن بازی از خانزاده استفاده می‌شد، می‌توانستیم نتیجه را برگردانیم. خانزاده تجربه و قدرت حمله لازم را دارد و اصلاً هم بازیکن پا به سن گذاشته‌ای نیست. این یک تصمیم تاکتیکی بود که می‌توانست سرنوشت بازی را عوض کند.
اعتبار، چیزی نیست که بشود یک‌شبه یا با چند برد تصادفی به دست آورد. تیم ‌ملی حالا دوباره اعتبار پیدا کرده، همان چیزی که سال‌ها از دست داده بودیم. این اعتبار را مدیون انتخاب دقیق فدراسیون والیبال هستیم که برخلاف دوره‌های قبل، به وعده‌هایش عمل کرد و مربی بزرگی مثل پیاتزا را آورد. نتیجه‌اش هم مشخص است؛ تیم‌هایی که تا دیروز برای ما غول بودند، حالا دیگر آن ابهت را ندارند.
از نظر روانی، تیم ‌ملی یک سر و گردن بالاتر رفته است. بازیکنان وقتی عقب می‌افتند، تسلیم نمی‌شوند، برمی‌گردند و می‌جنگند. در سرویس‌های پرشی، دفاع‌های در عمق و حتی در چهره بازیکنان، اعتماد به نفس موج می‌زند. اینها موارد کوچکی نیست؛ ستون‌های یک تیم قهرمان است.
حالا نوبت بازی‌های حساس هفته آخر رسیده. چین و بلغارستان شاید در ظاهر حریفان آسانی باشند اما دقیقاً همین بازی‌ها خطرناک‌ترند. بازیکن وقتی فکر می‌کند بازی ساده است، بدترین ضربه را می‌خورد. فرانسه و لهستان اما داستان متفاوتی دارند؛ آنجا جنگ واقعی است، آنجا باید جوهر اصلی تیم را نشان داد. به نظرم اتفاقاً ما در بازی‌های سخت، بهتر و آزادتر بازی می‌کنیم، چون دیگر هیچ‌ کس دست‌کم گرفته نمی‌شود. امیدوارم تیم بتواند حداقل ۳ برد در هفته آخر به دست آورد. اگر این اتفاق بیفتد، نه‌تنها در جدول بالا می‌رویم، بلکه به اعتماد و روحیه بچه‌ها کمک بزرگی می‌شود. هر برد، یک آجر دیگر روی بنای جدید والیبال ایران است. در نهایت، همین حالا هم دستاورد پیاتزا ارزشمند است. او به بازیکنان شجاعت و به ما تماشاگران امید داده. دوباره عاشق والیبال شده‌ایم، دوباره منتظر سوت شروع بازی‌ها می‌نشینیم و دوباره نفس‌مان را حبس می‌کنیم برای هر امتیاز.
این والیبال، بوی روزهای ولاسکو را می‌دهد. بوی بلندپروازی. بوی دوباره ایستادن و این تازه اول راه است… 

ارسال نظر
پربیننده