09/شهريور/1404
|
12:43

به عبارت دیگران

گردآورنده، تقی دژاکام

حکمتی از جامی

هر که به جای تو نیکو کرد، تو را بسته خود کرد.
هر که با تو جفا کرد، تو را رسته خود کرد.
رسته‌ای به از بسته‌ای!
جامی

نفحات‌الانس
***

این عمال اسرائیل جانورهایی هستند...
اين عمال اسرائيل در ايران هر جا انگشت می‌گذاری، می‌بينی که يکی از اينهاست. مراکز حساس، مراکز خطرناک، والله مراکز خطرناک برای تاج اين آقا. ملتفت نيستند اينها. اينها، آنها بودند که در شميران توطئه کردند ناصرالدين‌شاه را بکشند [و] مملکت ايران را قبضه کنند. شما تاريخ نگاه کنيد. تاريخ که می‌دانيد. در نياوران توطئه کردند. در نياوران چند نفر رفتند ناصرالدين‌شاه را ترور کنند و يک عده هم در تهران بودند که حکومت را قبضه کنند. اينها حکومت را از خودشان می‌دانند. اينها در کتاب‌هاي‌شان نوشته‌اند، در مقالات‌شان نوشته‌اند حکومت مال ما است بايد ما يک سلطنت جديدی به‌وجود بياوريم، يک حکومت جديدی به‌وجود بياوريم، حکومت عدل... آقا بترسيد از اينها. يک جانورهايی‌اند اينها.
سیدروح‌الله موسوی‌خمینی
صحيفه نور / جلد ۱،‌ صفحه ۱۳۳

***
وقتش نرسیده است؟!

پی‌درپی محرم بیاید، دل‌مان حداکثر به این خوش باشد که می‌‏رویم در جلسه‏‌ای شرکت می‌‏کنیم و قطره اشکی می‌‌ریزیم. واللَّه اینها کافی نیست. باید یک فکر اساسی به حال خودمان و اسلام‌مان بکنیم. بچه‌های‌مان از دست رفتند، پسرهای‌مان از دست رفتند، دخترهای مان از دست رفتند، جامعه‏‌مان از دست رفت، یک فکری بکنیم، توبه کنیم. رکن اول توبه، ندامت و پشیمانی‏ است.
علی علیه‌السلام فرمود: نخستین رکن توبه این است که روحت آتش بگیرد، مشتعل بشود، خودت را غرق در حسرت ببینی، غرق در ندامت و پشیمانی ببینی. چشمت را بر روی گناهانت باز کن، یک محاسبه الاعمالی برای خودت درست کن، از خودت حساب بکش، ببین روزی چند گناه کبیره مرتکب می‏شوی. 
شیخ بهایی می‏گوید:
جدّ تو آدم بهشتش جای بود 
قدسیان کردند بهر او سجود
یک گنه ناکرده گفتندش: تمام! 
مُذنبی مذنب؛ برو بیرون خرام‏
تو طمع ‌داری که با چندین گناه
‏داخل جنّت شوی ‏ای روسیاه؟
قرآن می‌فرماید آیا نرسیده است آن وقتی که دل مردم باایمان، دل مردمی که ادعای ایمان می‏کنند، نرم بشود برای پذیرش یاد خدا؟ قساوت قلب تا کی؟ غفلت و بی‏خبری تا کی؟ خوابیدن تا کی؟ حرام‌خواری تا کی؟ دروغگویی و غیبت ‌کردن تا کی؟ شرابخواری و قماربازی تا کی؟ معصیت تا کی؟ 
این صدای خداست، مخاطبش هم ما مردم هستیم، خدا دارد به ما می‌گوید:‌ ای بنده من! ‌ای مسلمان! آن وقتی که این دل تو می‏‌خواهد برای یاد خدا نرم و خاضع و خاشع بشود، کی می‏‌خواهد برسد؟ «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ‌الله وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ؟؛ آیا نرسیده آن وقتی که این دل‌های ما خشوع پیدا کنند، خاشع شوند، نرم شوند برای یاد خدا و به این قرآن حقی که از جانب خدا نازل شده است اعتنایی بکنیم، به تعلیماتش توجهی بکنیم؟!» (حدید،16)
مرتضی مطهری 
آزادی معنوی / صفحات ۴۳ و ۱۳۸

***
مگر ایران هواپیما دارد؟!

روزها و شاید ماه‌های نخست، ایران در بین مردم و حتی گروه‌های خاص نظامی و مذهبی [در بوسنی] شناخته‌شده نبود. وقتی فهمیدند این گروه‌ها از ایران آمده‌اند، به دلیل تلفظ نزدیک ایران (Iran) و عراق (Iraq) تصورشان این بود که از عراق آمده‌اند. شاید به این دلیل که در جنگ ایران و عراق، این کشور (بوسنی) متحد حزب بعث بود و حالا تصور می‌کردند آنها برای جبران خدمات سابق آمده‌اند در کنارشان قرار بگیرند اما وقتی می‌شنیدند «خمینی»، تازه متوجه می‌شدند آنها کیستند و از کجا آمده‌اند. با این ‌همه تصور درستی از ایرانِ خمینی هم نداشتند. وقتی می‌شنیدند با هواپیما آمده‌اند، با تعجب می‌پرسیدند: «مگر شما هواپیما هم دارید؟».
مریم برادران
نشر آرما / صفحه ۲۲۸

***
شیعه‌کشی در لبنان
پس از تماس شاه با شمعون

بگذار نکته دیگری را برایت فاش کنم تا عمق فشار و شکنجه ما را بدانی... در اوایل جنگ [داخلی لبنان] بین مسیحیان و مسلمانان، [حزب] کتائب، قهرمان جنگ و آدم‌کشی بود و احرار - حزب کَمیل شمعون - از جنگ برکنار بود و به مقدار زیاد جلوی اعمال افراطی کتائب را می‌گرفت. در این دوره چندماهه اول جنگ، مسیحیان علیه شیعیان کمتر کینه داشتند، فلسطینی‌ها و دروزی‌ها و سُنی‌ها را می‌کشتند، ولی شیعیان را اغلب آزاد می‌کردند. 
یک‌باره وضع عوض شد. تماس‌هایی بین [محمدرضا] شاه و شمعون برقرار گردید، قرارهایی بین این دو دوست قدیمی گذاشته شد جنگندگان شمعون در ایران تعلیمات نظامی دیدند و اسلحه شاه به سوی آنها روان شد، و خونخواران شمعون با خشونت و وحشیگری شدید دست به کشتار شیعیان زدند؛ [حالا دیگر] سنی‌ها و دروزی‌ها را نمی‌کشتند، بلکه لبه تیز حمله، ضد شیعیان قرار گرفت!
مصطفی چمران
خاطرات سیاسی - اجتماعی دکتر صادق طباطبایی
صادق طباطبایی
نشر عروج / جلد ۲، صفحات ۳۷۰ و ۳۷۱

ارسال نظر