روزهای داغ تابستانی سوریه همچنان بدون صدای تیر و تفنگ نیست. در یکی از همین روزهای گرم اخیر حوالی غروب، صدای گلولهها سکوت محله «مقوس» در شرق سویدا را شکست؛ جایی که سالهاست قبایل بادیهنشین عرب در همسایگی دروزیها زندگی میکنند؛ همسایگیای که هیچگاه بیتنش نبوده است.
همه چیز از آدمرباییها شروع شد. چند روز قبل یک تاجر دروزی در بزرگراه دمشق - سویدا ربوده شد. در شهری که شایعه و ترس با سرعت باد میپیچد، این آدمربایی یعنی آتش زیر خاکستر. گروههای مسلح دروزی بهسرعت اسلحه برداشتند و قبایل بادیهنشین نیز دست به بسیج زدند. محله مقوس نخستین میدان نبرد شد و شعله درگیری بهسرعت به روستاهای اطراف سویدا رسید. رهگذران از جسدهایی میگفتند که در کوچهها افتاده بود و خانوادههایی که با وحشت در خانههایشان پناه گرفته بودند.
گزارشها از ۱۰۰ کشته و صدها زخمی حکایت دارد؛ آماری که هر ساعت به شکلی غیررسمی در شبکههای محلی و گروههای تلگرامی افزایش مییابد. برای اولینبار، شهر سویدا شاهد چنین درگیری مستقیم فرقهای بود. پیشتر اگر خشونتی رخ میداد، در حاشیهها بود؛ در خطوط مرزی دروزیها با گروههای سنی یا در درگیریهای پراکنده میان طوایف. اما این بار، خون در قلب شهر جاری شد.
دولت شورشیان سوریه که دیر وارد میدان شد، حکومت نظامی اعلام کرد. سربازان با تانک و نفربر در خیابانها مستقر شدند. رهبران معنوی دروزیها هشدار دادند به حضور ارتش تن نمیدهند اما فشار کشتار و ترس جمعی، برخی رهبران ارشد را به پذیرش همکاری با دولت واداشت. آدم عبدالمولی، هماهنگکننده سازمان ملل در امور سوریه، با لحنی محتاطانه گفت: «با نگرانی تحولات خطرناک در سویدا را پیگیری میکنم. مردم سوریه بهشدت به ثبات، صلح و وحدت نیاز دارند». اما آنچه در میدان رخ میداد، چیزی جز نفرت و انتقام نبود.
در میانه این آشوب، رژیم صهیونیستی نیز برای نمایش قدرت وارد صحنه شد. ابتدا هواپیماهایش در نزدیکی تانکهای نیروهای جولانی، رهبر حکومت موقت سوریه، ضربات هشداردهنده زدند. سپس ارتش صهیونیستی بهطور رسمی اعلام کرد تانکهای ارتش سوریه را در حومه سویدا هدف قرار داده است. منابع امنیتی صهیونیستی مدعی شدند این اقدام «در واکنش به حملات تروریستی علیه دروزیها» بوده، چراکه تانکهای سوریه از خط تعیینشده اسرائیل عبور کرده بودند. این حملات، علاوه بر تنشهای داخلی، پیامدهای منطقهای خطرناکی به همراه دارد.
گزارش شبکه «العهد» لبنان نشان میدهد گروههای دروزی پس از حمله قبایل به یک روستای دروزینشین، نیروهای کمکی اعزام کردند. عشایر بادیهنشین نیز از قبایل حوران و عرب اللجا درخواست بسیج عمومی کردند. میدان جنگ از محله مقوس به حومه سویدا و روستاهای اطراف کشیده شد؛ جایی که هر ساعت، صدای تیراندازی قطع و وصل و جبهههای جدیدی گشوده میشد.
در این میان، صدای شیخ حمود الحناوی، رهبر معنوی دروزیهای الموحدین، بلند شد: «از همه طرفها میخواهم هر چیزی را که باعث اختلاف میشود متوقف کنند. تشدید تنشها فقط به نفع دشمنان وحدت و امنیت ما است». اما در زمین، اسلحهها پاسخ میدادند، نه سخنان صلحطلبانه. برخی منابع میگویند اسرائیل با تحریک دروزیها و وعده حمایت در مقابل دولت دمشق، در حال دامن زدن به آتش اختلافات است؛ تنشی که از «جامانا» در حومه دمشق تا قلب سویدا کشیده شده و جای زخمهای تازهای بر پیکره جامعه سوریه گذاشته است.
حکومت جولانی، همچون حکومتهای موقت محلی پیش از خود، نتوانسته است سایه سنگین جنگهای مذهبی، قومی و فرقهای را از جنوب سوریه دور کند. با فروپاشی نسبی قدرت مرکزی، هر قبیله و گروه مذهبی به سلاح پناه برده و هر نزاع کوچک، به جنگی تمامعیار بدل شده است. در چنین شرایطی، سویدا تنها یک نمونه از آینده تاریک سوریهای است که اختلافات تاریخی و تنشهای مذهبی، در نبود یک دولت مقتدر و عادل، همواره به جنگ ختم میشود؛ جنگی بیپایان، میان مردمانی که روزی همسایه بودند.
میراث خونین جنگهای فرقهای و ضعف قدرت مرکزی در سوریه
سویدا پس از ساحل
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها