09/شهريور/1404
|
18:16

به عبارت دیگران

حق دوست و همنشین

حق «دوست» آن است که با او با انصاف و کرم مصاحبت کنی و چنانکه تو را گرامی می‌دارد، او را گرامی بداری که در این‌کار بر تو پیشی نگیرد و اگر پیشی گیرد، او را پاداش دهی و بر او چنان مهربان باشی که او بر تو مهربان است و اگر آهنگ گناهی کند، او را از آن باز داری و بر او رحمتی باشی نه عذابی.
حق «معاشر»: حق آن ‌کس که با تو معاشرت کند آن است که او را فریب ندهی و با او نیرنگ نبازی و در کار او از خدا بپرهیزی.
حق «همنشین» تو آن است که با او نرمی کنی و در گفت‌وگو با وی انصاف دهی و از جای خود بی‌اجازه او برنخیزی، ولی آن‌کس که نزد تو می‌نشیند می‌تواند بی‌اجازه تو برخیزد و لغزش‌های او را فراموش کنی و نیکی‌های او را از یاد نبری و جز خیر به او نگویی.
امام سجاد(ع)/ پیشوایان معصوم
مؤسسه در راه حق قم
صفحات ۲۸۲ و ۲۸۳

***
اولتیماتوم آیت‌الله کاشانی برای بازگشت دکتر مصدق

تاریخ، جواب قاطعی را ثبت کرده است که هیجان عمومی و قیام ۳۰ تیر را موجب شد. کاشانی در جواب این پیشنهاد وسوسه‌انگیز، با حمیت منحصربه فرد دینی و در دفاع از دولت مصدق نوشت: «جناب آقای علا دام ظله! عرض می‌شود دیروز بعد از شما ارسنجانی از جانب قوام‌السلطنه آمد و گفت به شرط سکوت، قوام انتخاب ۶ وزیرش را در اختیار من می‌گذارد. همان‌طور که حضوری عرض کردم، به عرض اعلی‌حضرت برسانید اگر در بازگشت دولت دکتر مصدق تا فردا اقدام نفرمایند، دهانه تیز انقلاب را با جلوداری شخص خودم متوجه دربار خواهم کرد. در انتظار اقدامات مجدانه شما».
محمد ایمانی
مؤلفه‌های تاریخی مدنیت ولایی در ایران
انتشارات کیهان
صفحات ۲۱۲ و ۲۱۳

***
به دعوت شاهنشاه!

چهارشنبه ۳۰ مهر۱۳۵۴: بریده‌ای از روزنامه نیویورک تایمز درباره اینکه روشنفکران این مملکت طالب اصلاحات اجتماعی بنیادی هستند را به شاهنشاه دادم. اصلا خوشش نیامد. گفتند: احمق‌های پفیوز. این روشنفکران فکر می‌کنند که کی هستند؟ یک مشت بیکاره‌های بزدلی هستند که انتقادات‌شان صرفاً به دعوت خود ما صورت گرفته است.
اسدالله علم
خاطرات

***
موساد به چه امید بسته است؟

روزنامه‌نگاران متعددی مدعی بودند که «موساد» به عنوان یک پیمانکار آدم‌کشی در ایران عمل می‌کند. آنها حدس می‌زدند که قاتلان توسط اسرائیلی‌ها از گروه‌های مخالف مانند مجاهدین خلق یا گروه جندالله استخدام می‌شوند. این موضوع واقعیت دارد؛ زیرا برنامه نبرد [مئیر] داگان [رئیس وقت موساد]، استفاده از گروه‌های ناراضی بود. در یک تلگراف وزارت خارجه آمریکا از قول رئیس موساد گفته شده است که او به مقامات آمریکایی اظهار داشته که آمریکا و اسرائیل باید از نارضایتی اقلیت‌های بلوچ، آذری و کرد بهره‌برداری کنند. داگان همچنین پیشنهاد کرده بود که باید از فعالیت دانشجویی طرفدار دموکراسی پشتیبانی به عمل آورد. 
دان راویو و یوسی ملمن/ جاسوسان علیه آخرالزمان
مرتضی میرمطهری
انتشارات اطلاعات - صفحات ۴۴ و ۴۵

***
حسرت در فاصله ۲ سنگر...

چند پتو برداشتم و زیر و رویم کشیدم. هنوز ۵ دقیقه چشمانم گرم خواب نشده بود که دوباره حالم به‌هم خورد. پتوی نرم و راحت را کنار زدم و از سنگر بیرون رفتم. محمد مؤمنی رفت و درست جای من دراز کشید. کمی دورتر به فاصله ۱۰ متری، سنگر دیگری بود که هیچ امکاناتی نداشت. نه پتویی و نه آبی و نه هیچ چیز دیگر. همان‌جا دراز کشیدم و سرم را روی کلوخ گذاشتم و عجیب بود که آنجا خیلی آرام و راحت خوابم برد. 
تا ظهر خوابیدم. از گرسنگی بیدار شدم و به سمت سنگر قبلی رفتم اما هیچ نشانی از آن سنگر نبود. انگار لودر گذاشته و تخریبش کرده بودند. یکی از نیروهای تعاون آنجا بود. وقتی قیافه پرسان و متعجبم را دید، گفت: «تو تا حالا کجا بودی؟» 
- همین کنار خوابیده بودم. مگر چه اتفاقی افتاده؟ چرا این سنگر خراب شده؟ 
- ۲ ساعت پیش یک گلوله توپ از داخل هواکش، داخل این سنگر رفت و همه بچه‌هایی که داخل آن بودند تکه‌تکه شدند. 
شوکه شدم. باور نمی‌کردم. همان‌جا که من خوابیده بودم محمد مؤمنی خوابید. هاج‌وواج مانده بودم که اصلا چرا با مؤمنی جایم را عوض کردم؟ 
اصلا کم آورده بودم. قدرت تحلیل این موضوع را نداشتم. فکر می‌کردم پرونده‌ام پیش خدا آنقدر سیاه است که تا آستانه شهادت می‌روم اما مردود می‌شوم و بچه‌هایی که بعد از من می‌آیند زودتر به کاروان شهدا می‌رسند.
حمید حسام/ وقتی مهتاب گم شد
خاطرات علی خوش‌لفظ
انتشارات سوره مهر - صفحات ۵۳۰ و ۵۳۱

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر