09/شهريور/1404
|
07:14
چگونه دستیاران پپ تبدیل به بهترین‌های اروپا شدند؟

مربی‌ساز!

طناز مقدم: وقتی پپ گواردیولا هنوز روی نیمکت بارسلونا می‌نشست و با فلسفه فوتبالی‌اش جهان را خیره می‌کرد، کمتر کسی تصور می‌کرد روزی دستیاران و شاگردانش هم به چهره‌های اصلی نیمکت‌های بزرگ دنیا بدل شوند اما فوتبال امروز مملو از نام‌هایی است که مستقیم یا غیرمستقیم از مدرسه تاکتیکی او بیرون آمده‌اند؛ یکی در شمال لندن، دیگری در غرب آن و حالا در آستانه فصلی تازه، دوباره این پرسش پررنگ شده است: کدام‌ یک بهتر راه استاد را ادامه داده‌اند؟
ماجرا از همان سال‌های درخشان نوکمپ شروع شد. تیتو ویانووا، دست راست پپ، برای مدت کوتاهی فرصت یافت به جایگاه فرمانده اصلی برسد. لالیگا را برد اما بخت با او یار نبود. بیماری امانش نداد و در اوج ناباوری، خیلی زود همزمان با فوتبال و زندگی خداحافظی کرد. اگر تقدیر به او زمان بیشتری می‌بخشید، شاید روایت دیگری از تاریخ بارسا می‌نوشت.
بعدتر، وقتی پپ به سیتی نقل مکان کرد، ۲ دستیار جوان در سایه‌اش رشد کردند؛ میکل آرتتای اسپانیایی و انزو مارسکای ایتالیایی. یکی راهش را زودتر جدا کرد و چالش بازگرداندن اعتبار به آرسنال را پذیرفت؛ دیگری صبورتر بود و از مسیر متفاوتی خود را به بالاترین سطح رساند.
* آرتتا؛ وسواس‌گرای شمال لندن
میکل آرتتا از همان روز نخست که هدایت توپچی‌ها را پذیرفت، روشن بود قصد ندارد تنها مقلد کورکورانه‌ پپ باشد. هرچند الهام‌های زیادی از استادش گرفت اما از ابتدا تلاش کرد هویتی خاص برای تیمش بسازد. سال‌های ابتدایی سخت گذشت؛ ۲ فصل پیاپی در رده هشتم، بدون سهمیه لیگ قهرمانان، زیر فشار شدید رسانه‌ها اما مدیران باشگاه برخلاف سنت رایج فوتبال انگلیس، پای مربی جوان ایستادند. حاصل این صبر، امروز تیمی است که هر فصل تا هفته‌های پایانی در کورس قهرمانی لیگ برتر می‌ماند.
با این حال، میکل هنوز در چشیدن طعم قهرمانی بزرگ ناکام مانده است. جام حذفی و سوپرجام، برای باشگاهی با سابقه آرسنال تنها اندکی التیام بود، نه نشانه بازگشت به روزهای طلایی. ساختار تیم او منظم، حساب‌شده و تا حدی خشک است؛ گاهی همین نظم افراطی، مثل زنجیری دور پای توپچی‌ها می‌پیچد. وقتی نقشه از پیش طراحی‌شده به بن‌بست می‌خورد، انعطاف کافی برای تغییر مسیر دیده نمی‌شود. مارتین اودگارد، نماد نگاه محتاطانه آرتتاست؛ بازیکنی تکنیکی اما بی‌ریسک، درست مثل مربی‌اش که کنترل مطلق را به خلاقیت غریزی ترجیح می‌دهد.
* مارسکا؛ ریسک‌پذیر استمفوردبریج
در سوی مقابل، انزو مارسکا آرام و بی‌سر و صدا بالا آمد. از لیگ پایین‌تر انگلستان، با لسترسیتی خودش را مطرح کرد، بلافاصله چلسی ریسک کرد و او را به استمفوردبریج آورد؛ آن هم باشگاهی که در سال‌های اخیر مربیانش مثل برگ‌های پاییزی یکی پس از دیگری سقوط کرده‌اند اما مارسکا برخلاف انتظار دوام آورد. نه فقط دوام، بلکه نتیجه گرفت. سهمیه لیگ قهرمانان، قهرمانی لیگ کنفرانس اروپا و در نهایت ناباوری، قهرمانی مقتدرانه جام‌جهانی باشگاه‌ها.
چیزی که سبک مارسکا را متفاوت کرده، همان جسارت در نوآوری است. او در چلسی نشان داد به هیچ طرح تاکتیکی ثابت وابسته نیست. بازیکنان را در نقش‌هایی به کار می‌گیرد که کمتر کسی تصورش را می‌کند. فول‌بک‌ها به هافبک میانی تبدیل می‌شوند، هافبک‌های دفاعی به مدافع عقب‌کشیده بدل می‌شوند و مهاجمان گاهی از عرض زمین شروع می‌کنند. همین انعطاف، نقطه قوتی است که در فوتبال امروز کمیاب است. شاید این نگاه تطبیقی را از مربیانی مثل پلگرینی گرفته باشد، نه مستقیماً از گواردیولا.
چلسی تحت هدایت او، تیمی است که سبک ندارد؛ یا بهتر بگوییم، سبکش نداشتن سبک است! مارسکا برای هر حریف و هر شرایطی، یک نسخه متفاوت ارائه می‌دهد. بر خلاف آرتتا که کنترل کامل می‌خواهد و از چارچوبش بیرون نمی‌آید، مارسکا اهل ریسک است. همین ریسک‌ها باعث شده بازیکنان جوان و ناشناخته چلسی خیلی زود شکوفا شوند و هواداران دوباره با امید به استمفوردبریج نگاه کنند.
این مقایسه، فقط درباره افتخارات نیست؛ درباره شخصیت مربیگری است. آرتتا مثل مهندسی است که می‌خواهد هر پیچ و مهره تیمش دقیق سر جای خود باشد، بدون حتی یک میلیمتر خطا. مارسکا بیشتر شبیه یک طراح آزاداندیش است که از دل هرج ‌و مرج هم نظم تازه‌ای بیرون می‌کشد. یکی به ثبات طولانی‌مدت فکر می‌کند، دیگری به پیشرفت سریع در کوتاه‌مدت.
فصل گذشته، در نبردهای رودررو، دست بالا کمی با آرتتا بود. آرسنال در امارات چلسی را شکست داد و در استمفوردبریج مساوی گرفت. حالا اما با توجه به قهرمانی‌های تازه مارسکا، معادله می‌تواند عوض شود. از طرفی، چلسی او در فینال جام‌جهانی باشگاه‌ها بازی کرد و ۳ بر صفر پاری‌سن‌ژرمن قهرمان اروپا را در هم کوبید؛ جایی که پپ نتوانست به مراحل بالاتر صعود کند و آرتتا حتی فرصت حضور در رقابتش را پیدا نکرد.
پرسش بزرگ این است: در پایان مسیر، کدام‌یک می‌تواند میراث واقعی استاد را به دوش بکشد؟ آرتتا که حالا 3 سال است آرسنال را میان مدعیان نگه داشته و چشم به جام بزرگ لیگ برتر انگلیس دارد یا مارسکا که تازه از راه رسیده اما در همین مدت کوتاه ردپای عمیقی گذاشته است؟
شاید پاسخ قطعی هنوز زود باشد. فوتبال در نهایت درباره نتیجه است اما گاهی مسیر اهمیت بیشتری دارد. گواردیولا شاگردانی ساخته که هر کدام روایت خاص خودشان را دارند؛ یکی با وسواس و دقت، دیگری با ریسک و خلاقیت. رقابت میان آنها تازه شروع شده و هر فصل فوتبال، فصل تازه‌ای از این داستان را خواهد نوشت.
در نهایت، شاید مهم‌ترین نکته همین باشد: میراث واقعی پپ، نه فقط جام‌ها و تاکتیک‌ها، بلکه پرورش ذهن‌هایی است که حالا هر کدام به سبک خودشان دنیای فوتبال را شکل می‌دهند.

ارسال نظر
پربیننده