علیرضا داربی: مدتها بود استقلال در سکوتی سنگین روزگار میگذراند؛ سکوتی که نه از آرامش که از بیعملی میآمد. حالا اما همه نگاهها دوباره به دفترهای شیشهای هلدینگ خلیج فارس دوخته شده؛ مالکی که قرار بود ناجی باشد اما خودش زیر تیغ پرسشها رفته است. وقتی این مجموعه ثروتمند زمام امور باشگاه را گرفت، وعدههای پرزرقوبرق، دل هوادار خسته را گرم کرد. همه خیال میکردند حالا که پول پشت استقلال ایستاده، روزهای روشن از راه میرسند اما واقعیت چه شد؟ همان مسیر آشنای آشفتگی و ناکارآمدی دوباره تکرار شد و فصل قبل با زنجیرهای از ناکامیها تمام شد. در میانههای فصل گذشته، تغییرات شتابزدهای در رأس مدیریت انجام شد. مدیرعامل و چند عضو هیاتمدیره رفتند و نفرات تازه آمدند اما هیچ چیز بهبود نیافت. بهجای آنکه استقلال روی پای خودش بایستد، بیشتر در گرداب بیثباتی فرورفت. در نهایت بازیکنانی که باید ستون تیم میشدند، یکییکی پیراهن آبی را کنار گذاشتند و راهی دیگر باشگاهها شدند. اعتراض هواداران هم به همان چرخه تکراری سالهای اخیر بازگشته است؛ تجمع مقابل ساختمان باشگاه، شعارهای همیشگی؛ از «مدیر بیکفایت» تا «حیا کن، رها کن». دیروز بار دیگر همان صحنه تکرار شد. گروهی از هواداران خشمگین آمدند تا به گوش مدیران برسانند دیگر تحمل وعدههای پوچ را ندارند. آنها تیمی میخواهند که از فصل گذشته ضعیفتر نباشد؛ انتظاری حداقلی که هنوز برآورده نشده است. استقلال با دست خالی راهی اردوی ترکیه شده؛ تنها ۱۳ بازیکن بزرگسال و چند جوان که بیشتر به عنوان وصله موقت به کار گرفته شدهاند. نفرات کلیدی یا جدا شدند یا در بلاتکلیفی ماندند. نقلوانتقالاتی که قرار بود فصل تازهای را بسازد، حالا خودش به کلافی از گرههای کور تبدیل شده است. این وضعیت نهتنها آینده فنی تیم را تهدید میکند، بلکه روابط میان هواداران و مالکان را هم به حد انفجار رسانده. همه حالا منتظر واکنش هلدینگ خلیجفارس هستند. جلسات داخلیشان شروع شده و گفته میشود تصمیمهای مهمی در راه است اما کسی نمیداند این تصمیمها چه خواهد بود. آیا ترکیب مدیریتی یکباره دگرگون میشود؟ آیا مدیران فعلی فقط توبیخ شده و تذکر میگیرند و فرصت دوباره؟ یا شاید گزینه سوم روی میز باشد که هنوز کسی از آن خبر ندارد. از طرفی، برخی تحلیلگران میگویند هلدینگ خلیجفارس نمیخواهد دوباره اتهام «بیتوجهی» بخورد، چون فصل گذشته همین بیتفاوتی مدیریتی باعث شد هم استقلال ضربه بخورد، هم اعتبار مجموعه لطمه ببیند اما آیا مدیران ارشد هلدینگ واقعاً حاضرند وارد یک خانهتکانی جدی شوند؟ یا مثل دفعات قبل، همه چیز با چند بیانیه و قول شفاهی به فراموشی سپرده خواهد شد؟ در این میان، هوادار دیگر دلش به وعده گرم نمیشود. آنهایی که سال گذشته با هزار امید پای تیم ایستادند، حالا تنها یک مطالبه دارند: تغییر واقعی. برای آنها مهم نیست چه کسی مدیرعامل باشد، چه کسی عضو هیاتمدیره. مهم این است که استقلال دوباره تیمی شود که لیاقت نامش را دارد، نه مجموعهای از سردرگمی و بیبرنامگی. پایان ماجرا هنوز روشن نیست. جلسات پشت درهای بسته ادامه دارد و هر روز خبرهای ضدونقیض بیرون میآید. هرچه هست، زمان برای آبیها در حال تمام شدن است. لیگ جدید نزدیک است و اگر تغییرات دیر برسد، فصل تازه هم چیزی جز تکرار تلخیهای فصل باورنکردنی گذشته نخواهد بود. این بار اما توپ در زمین هلدینگ خلیج فارس است. مالکی که میتواند با تصمیمی قاطع، خون تازهای در رگهای استقلال جاری کند یا با ادامه تعلل، تیم را به سراشیبی سقوط عمیقتر بفرستد. همه نگاهها به یک سؤال دوخته شده: هلدینگ واقعا دارد چه میکند؟!
پربیننده
تازه ها