زیارت سیدالشهدا واجب است
امام باقرعليهالسلام: شيعيان را به زيارت قبر امام حسين عليهالسلام امر كنيد، زيرا رهسپاری به سوی او بر هر مؤمنی كه به امامت امام حسين از سوی خدا اعتقاد دارد، واجب است.
امام محمد باقر علیهالسلام
كامل الزيارات
ابن قولویه قمی
صفحه ۱۲۱
***
زید بن علی چگونه به شهادت رسید
عاقبت، زید بن علی پس از احراز رضایت امام خود به اذن او در پیشاپیش رزمندگانی سلحشور با شعار «یا منصور اَمِت»، چهارشنبه اول صفر ۱۲۱ در حالی که آفتاب خود را پهن میکرد با قهرمانی و دلیری و بیباکیای که مردم نظیرش را ندیده بودند، چون شیر شمیده و پلنگ شکاردیده دل به کارزار بست که به فرموده شیخ مفید، زنان همانندش را در فضایل و شجاعت نزاده بودند. قیام نمود و با پیروزیهای چشمگیری که به دست آورد، در یک حمله دشمن را در محله «جباله صاتدین» کوفه که حدود 500 تن از ارتش آنجا بودند، پراکنده کرد. لشکریان زید چنان رشادتی با شعار «یا منصور امت» نشان دادند که همان روز اول جمع زیادی از لشکر دشمن میدان را ترک و شبانه از کوفه فرار کردند.
سرنوشت کارزار به اینجا که رسید، چون استاندار بصره مردم کوفه را در مسجد زندانی کرده بود، سپاهیان زید برای نجاتشان به مسجد روی بردند. ولی مردم با اینکه صدای حمایت نصر بن خزیمه، افسر رشید سپاه زید بن علی را شنیدند و پرچمهای برافراشته از دیوار مسجد به نشانه پیروزی را دیدند، باز برای بیرون آمدن از مسجد همتی نکردند تا اینکه سپاه تازهنفس استانداری کوفه آن موقعیت حساس را از دست یاران زید خارج کرد.
ولی محله دارالرزق که خزینه دارایی کوفه بود، نزدیک بابالجر که پشتش رود فرات قرار داشت، به تصرف زید درآمد. دستور داده بود که تنها راه به خزینه را با هیزم و چوب مسدود کنند تا دزدان چپاولگر فرصتجو، وقت را برای غارت غنیمت ندانند.
روز چهارشنبه در حالی که کوفه و حیر 2000 کشته داده بود، به نفع جنبشیان حامی امامت به اتمام رسید. روز پنجشنبه در حالی که زید زرهی آهنین بر تن داشت، قبای سفیدی زیر آن پوشیده بود و شکل و شمایلش تجدیدکننده خاطره علی امیرالمؤمنین(ع) و جد بزرگوارش حسین بن علی(ع) در روز عاشورا بود، به جمع یاران و سربازان آمد.
تا قبل از ظهر جنگیدند و نصر بن خزیمه به شهادت رسید. شهادت او چنان اثری در زید گذاشت که چون شیر غرنده و توفانی سهمگین به جنگ ادامه داد تا پیش از ظهر همان روز جمع زیادی از دشمن به هلاکت رسیدند و عقبنشینی کردند. بعدازظهر دلاوران سپاه زید با اینکه زخمهای زیادی دیده بودند و خستگی از چهرهشان نمایان بود پیش میرفتند و بر دشمن تا حدی که از مرکز طلب کمک کند، لطمه وارد آوردند. به هنگام غروب آفتاب که عدهای تیرانداز ماهر از ناحیه استاندار کوفه به سپاه دشمن پیوستند، زید بن علی چون تندباد به قلب دشمن حمله برد. ناگهان تیری به طرف چپ پیشانی مقدس او اصابت کرد، که با حالتی غمگین و متأثر فرمود: کجاست آن کسی که راجع به آن 2 از من سؤال میکرد. آنان مرا به این روز و حال کشاندند.
بدن مقدس قهرمان رشید علوی از اسب به زمین افتاد. یاران زید اطرافش را گرفتند. او را به منزل حران بن ابیکریمه در قسمت بازار در نزدیکی سکةالبرید یا بنا بر قولی به خانه دارالحوارین نزدیک سینحه بردند.
در این حال یحیی فرزند رشید و گرامی زید وارد شد، خود را به روی پدر افکند. زید چشمان مهربان خود را به روی او گشود و فرمود: «فرزندم! تو با این گروه تبهکار مبارزه کن». در همین زمان طبیب وارد شد، پس از معاینه معروض داشت: اگر این تیر را از پیشانی شما بکشم با مرگ شما همراه خواهد بود.
زید فرمود: مرگ برایم آسانتر از این حالتی است که در آنم. طبیب با کلبتین تیر را از پیشانی زید بن علی بیرون کشید. گویا جان او هم با آن بود که در همان لحظه به جانان تسلیم کرد.
علی امیرمستوفیان
رهبران ضلالت
صفحات ۱۳۱ تا ۱۳۳
***
جذب نیروی گروههای چپ با رمان!
بیتردید نمیتوان در کنار همه عواملی که مبارزه مسلحانه را برافروخت، از ادبیات انقلابی در آن روزگاران چشم پوشید. به شهادت گزارش بازجوییهای موجود و اسناد اطلاعاتی، مطالعات اکثریت به اتفاق چریکهایی که بازجویی شدند، از کتابهایی چون «مادر» اثر ماکسیم گورگی، «چگونه فولاد آبدیده شد؟» اثر نیکلای استروسکی، «برمیگردیم گل نسترن میچینیم» و «رز فرانس» اثر ژان لافیت و «خرمگس» اثر اتل لیلیان وینیچ فراتر نمیرفت. بر بستر چنین تصوراتی بود که نوعی از مبارزه مسلحانه در ایران رخ نمود و زبانه کشید و سپس آرام گرفت.
محمود نادری
چریکهای فدایی خلق
مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
جلد 1، صفحات ۲۱ و ۲۲
گردآورنده، تقی دژاکام