09/شهريور/1404
|
18:42

به عبارت دیگران

خانم‌ها هم به زیارت حسین(ع) بروند!

از امام باقر یا صادق علیهماالسلام نقل شده كه فرمودند: اي زراره! هيچ زن مؤمنه‌ای در زمين نيست مگر اينكه بر او واجب است فاطمه عليهاالسلام را در زيارت حسين عليه‌السلام ياری كند.
علی بن اسباط/ نوادر
صفحه ۱۲۳

***
رهبر انقلاب: موسیقی فاخر غرب مرا مبهوت می‌کند

می‌دانید که من به طور طبیعی از جمله آدم‌های غرب‌ستیزم. چنانکه هیچ ویژگی غرب، مرا مبهوت و مجذوب نمی‌کند. در عین حال، ویژگی‌های مثبت غرب را از روی محاسبه، تأیید می‌کنم. یکی از آن ویژگی‌ها، مقوله موسیقی است. درست است که در غرب، موسیقی‌های منحط وجود دارد اما در همان نقطه از جهان، از دیرباز موسیقی‌های آموزنده و معنادار هم بوده است؛ موسیقی‌ای که برای گوش‌ سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، می‌تواند بلیت تهیه کند، در سالن اجرای کنسرت بنشیند و ساعتی، از آن لذت ببرد. در غرب موسیقی‌هایی که گاهی یک ملت را نجات داده و گاهی یک مجموعه فکری را به سمت صحیح هدایت کرده، کم نبوده است. غرب برخوردار از چنین ویژگی‌ای نیز بوده و هست. در شرق که راجع به آن گفتم (یعنی در محدوده جغرافیایی مورد اشاره) متأسفانه موسیقی از چنین اعتبار و جایگاهی برخوردار نبوده است. موسیقی در اینجا عبارت از آهنگ‌ها و‌آلات و ادوات لهو بوده؛ که فقها از آن به موسیقی لهوی حرام تعبیر کرده‌اند. فرض بفرمایید فلان خلیفه، شب دچار بی‌خوابی می‌شده است. موسیقیدان‌ها همراه با کنیزکان مغنی، باید می‌آمدند تا اسباب طرب او را فراهم کنند. موسیقیدان با آن خصوصیات که گفتم اهل خرد و قریحه و ذوق است، باید خود را می‌شکست و انواع و اقسام هنرهای خویش را نثار می‌کرد تا خلیفه از حالت افسردگی که لازمه خونریزی‌ها، قساوت و خباثت‌های وی بود بیرون می‌آمد! این وضعیت موسیقی در بارگاه خلفا و امرای عرب بود. یعنی همین قضیه، درباره سلاطین ایران هم صدق می‌کند. پادشاهانی که اهل موسیقی لهو بوده و دربارها که موسیقی طرب داشته‌اند کم نیستند. که از آن جمله می‌توان به دربار قاجار و پادشاهان آن سلسله اشاره کرد. توجه می‌کنید که موسیقی در خدمت چه جریان‌ها و کسانی بوده است؟! اینکه می‌بینید در کلمات فقها، موسیقی، مقوله‌ای حرام و ممنوع و دست‌نزدنی و نزدیک‌نشدنی است، به همین خاطر است.
سیدعلی حسینی خامنه‌ای
هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری
(چاپ ششم، تهران: دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، 1377)
بیانات در جمع کارکنان صداوسیما - 9 مرداد 137

***
این آدم‌های عجول!

شازده‌ کوچولو گفت: سلام!
سوزنبان راه‌آهن گفت: سلام!
شازده‌ کوچولو پرسید: تو اینجا چه می‌کنی؟ 
سوزنبان گفت: من مسافران را دسته‌دسته تقسیم می‌کنم و قطارهای حامل هر دسته را گاهی به راست می‌فرستم و گاهی به چپ. در همین ‌دم، یک قطار تندرو با چراغ‌های روشن، که همچون رعد می‌غرید، اتاقک سوزنبان را به لرزه درآورد.
شازده‌ کوچولو گفت: اینها خیلی عجله دارند. پی چه می‌گردند؟ 
سوزنبان گفت: راننده قطار هم نمی‌داند.
و باز قطار تندرو و روشن دیگری در جهت مخالف غرید.
شازده‌ کوچولو پرسید: مگر آنها به این زودی برگشتند؟ 
سوزنبان گفت: همان‌ها نیستند؛ این یک قطار تعویضی است.
- مگر از جایی که بودند راضی نبودند؟ 
سوزنبان گفت: آدم هیچ‌وقت از جایی که هست، راضی نیست. 
آنتوان دو سنت اگزوپری/ شازده کوچولو
محمد قاضی - (چاپ پنجاه‌وششم، تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، ۱۳۹۵) - صفحات ۹۷ و ۹۸

***
گیرنده‌هایی که شناخته نشدند!

گزارش از این قرار بود که «بارتلبی» در واشنگتن کارمند جزئی در «دایره مرسولات باطله» بوده که غفلتاً متعاقب یک تغییر و تحول اداری از کار برکنار شده است. وقتی به این شایعه فکر می‌کنم، نمی‌توانم احساسی را که به من دست می‌دهد بخوبی بیان کنم. مرسولات باطله! آیا شبیه آدم‌های مرده به نظر نمی‌رسد؟ مردی را مجسم کنید از بداقبالی و بالذاته مستعد یأس و کسالت. برای این خلقیات آیا مشغله‌ای تشدیدکننده‌تر از کار با نامه‌های باطله و دسته‌بندی آنها برای سوزاندن هست؟ زیرا گاری‌گاری از آنها را به طور سنواتی می‌سوزانند. گاهی کارمند رنگ‌پریده در میان تای کاغذی حلقه انگشتری می‌یابد. شاید انگشتی که مقصد آن بوده اکنون در گور پوسیده باشد. اسکناسی که به قصد اعانت در اسرع وقت ارسال شده، در حالی که نیازمندش دیگر نه می‌خورد و نه گرسنه می‌شود. رحمت خدا بر آنان که مأیوس مردند. استدعای امید برای آنان که ناامید مردند. اخبار مسرت‌بخش برای آنان که از رنج‌های تسکین نیافته نفس‌بریده مردند. در مأموریت‌های زندگی، این نامه‌ها به سوی مرگ می‌شتابند.
آه، بارتلبی! آه، انسان.
هرمان ملویل/ یک درخت، یک صخره، یک ابر
مجموعه برجسته‌ترین داستان‌های کوتاه
بارتلبی محرر - صفحات ۱۴۶ و ۱۴۷

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر