پیام رسولالله(ص) و امیرالمؤمنین(ع) به زائران حسینی
حارث بن مغیره میگوید امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند: خداوند متعال فرشتگانی دارد که موکّل قبر حضرت امام حسین علیهالسلام هستند. هنگامی که کسی قصد زیارت آن حضرت را میکند، حق تعالی گناهان او را در اختیار این فرشتگان قرار میدهد و زمانی که وی گام برداشت، فرشتگان تمام گناهانش را محو میکنند. سپس قدم دوم را که برداشت، حسناتش را مضاعف و دوچندان میکنند و پیوسته با قدمهایی که برمیدارد، حسناتش را مضاعف و دوچندان میکنند تا به حدی میرسد که بهشت برایش واجب و ثابت میشود. سپس اطرافش را میگیرند و تقدیسش میکنند. فرشتگان آسمان آنگاه ندا میدهند و میگویند: زائران دوستِ دوست خدا را تقدیس کنید. و وقتی که زوار غسل کردند، حضرت محمد صلیالله علیه وآله وسلم به آنان ندا میکند و میفرماید: «ای مسافران خدا! بشارت باد بر شما که در بهشت با من هستید». سپس امیرالمؤمنین علیهالسلام آنان را خطاب قرار میدهد و میفرماید: «من ضامنم که حوائج شما را برآورم و بلا را در دنیا و آخرت از شما دفع کنم». سپس پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله وسلم با آنان از طرف راست و چپ ملاقات میفرمایند تا بالاخره به اهل خود بازگردند.
ابن قولویه قمی / کاملالزیارات
سیدمحمدجواد ذهنیتهرانی
انتشارات پیام حق / صفحات ۴۳۳ و ۴۳۴
***
وقتی ژنرال جیاپ آیه
«وَ أعدّوا ...» میخواند!
ژنرال جیاپ آنقدر از دانش نظامی، فرهنگی، سیاسی، تواضع و حساسیت و ادب برخوردار بود که ما را به حیرت انداخته بود. وزیر دفاع [ویتنام] نخستین دور مذاکرات را با قرائت آیهای از قرآن آغاز کرد که تأکید میکرد برای رویارویی با دشمن، «قدرت» لازم است. او با عصبانیت به ما هشدار داد که فریب شعارهای عامهپسندی چون جنگ خلقی یا اینکه قدرت از لوله تفنگ بیرون میآید را نخوریم و با مراجعه و تأکید بر تجربه ویتنام، گوشزد کرد که روابط به این سادگی نیست. هرچند تفنگ اهمیت دارد، اما برای کسب پیروزی کافی نیست؛ باید توپ، موشک، تانک، هواپیمای جنگی و تمام انواع سلاح را که دشمن در اختیار دارد نیز بر آن افزود.
ژنرال جیاپ اضافه کرد: «هرچند ویتنامیها و فلسطینیها به عنوان 2 ملتی که از دردی مشترک رنج میبرند دارای وجوه اشتراک زیادی هستند اما نبرد ما از جهات گوناگون از مزایای خیلی بیشتری برخوردار است. برخلاف شما که در میان کشورهایی به سر میبرید که با شما دشمنی داشته یا دارای روابطی غیردوستانهاند، ما از پشت جبههای دوستانه و مطمئن برخورداریم؛ از قاره چین گرفته که یک ذخیره استراتژیک عظیم در اختیار ما میگذارد تا کمکهای گوناگون کشورهای سوسیالیستی». علاوه بر آن، به نظر او 3 عامل دیگر برای پیروزی در جنگ خلقی غیرقابل چشمپوشی بودند؛ سلاحهای جنگی مدرن و تکاملیافته، عقیدهای سازنده و مبارز و سازمانی که قادر باشد تودهها را متحد و رهبری کند.
اریک رولو / فلسطینی آواره / [خاطرات ابوایاد مسؤول بخش اطلاعات و امنیت ساف]
حمید نوحی/ (چاپ اول، تهران: انتشارات گام نو، پاییز ۱۳۸۱)/ صفحات ۱۶۶ و ۱۶۷
***
مادرانه...
مادرم چون خودش نتوانسته بود سواد یاد بگیرد، بیشتر از پدرمان ما را تشویق میکرد که درس بخوانیم و به تحصیلات بالا برسیم اما پدرم تا کلاس نهم نظام قدیم درس خوانده بود.
ننه هادی خیلی انقلابیتر و پرجنبوجوشتر از حاجلطیف بود. امکان نداشت جلوی ننه هادی کسی غیبت فردی را بکند و او تذکر ندهد. او فردی بسیار دلسوز و مهربان بود. حساب کنید در سالهای اول جنگ، او از امیدیه به هوای خواهرهای خوابگاه راه میافتاد و به آبادان میآمد و دلمههایی را که با برگ انگور درست کرده بود، برای ما میآورد. این قضیه بارها اتفاق افتاد. هر غذایی را که میدانست بچهها یا مریم دوست دارند در امیدیه درست میکرد و کیلومترها با خود تا آبادان میآورد. مسیر هم طوری نبود که فرد آسوده و راحت خود را به آبادان برساند. مشکلات فراوانی سر راه بود اما او به عشق بچهها، خود را به آبادان میرساند... خیلی وقتها در سهراهی شادگان نیروهای نظامی به افراد گیر میدادند و از تردد آنها به آبادان ممانعت به عمل میآوردند اما او هرگز خسته نمیشد. ننه هادی معمولاً نان و کتلت یا شامیکباب درست میکرد و سهم هر کسی را جدا در کیسههای پلاستیکی گره میزد و یکی یکی برای بچههایش به آبادان میآورد. این در حالی بود که بعضیهاشان ازدواج کرده و زندگی و امکانات داشتند و شوهرهایشان نیز کنارشان بودند. روزهایی که به آبادان راهش نمیدادند، او غذاها را تحویل کسی میداد تا به بیمارستان نزد مریم برساند و کار تقسیم آنها را مریم انجام میداد.
عبدالرضا سالمینژاد / دختری کنار شط
[زندگی و خاطرات شهیده مریم فرهانیان]
نشر فاتحان
گردآورنده، تقی دژاکام