۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۶:۱۱

به عبارت دیگران

توصیه‌های حاج‌آقا مجتبی به زائران

راجع به زیارت، دستورات خاصی داشتند که مؤمنان و جوانانی که خدمت‌شان می‌رسیدند مطالبی را می‌فرمودند؛ و عمده کارهایی را توصیه می‌کردند که خودشان به آن عمل می‌کردند.
یک‌ روز در دفترشان برای شهادت رئیس مذهب، آقا امام صادق(ع) من مداحی کردم و بعد خدمت‌شان رسیدم و دست‌بوسی کردم. خدمت‌شان عرض کردم می‌خواهم به «عتبات عالیات» بروم. ایشان دستورات زیر را توصیه کردند: وقتی سوار ماشین، هواپیما یا هر وسیله نقلیه شدی یا هر جایی که در سفر می‌خواهید، مجدد سفر کنید (مثلا از شهری به شهر دیگر بروید مثلا از نجف به کاظمین بروید)، ۱۰۰ صلوات، ۱۰۰ الله‌اکبر و بعد از آن ۱۰۰ مرتبه «یا اباالحسن‌الرضا» و ۶ مرتبه سوره توحید را به ۶ جهت بخوانید و بعد یک‌مرتبه آیه‌الکرسی. [فرمودند:] این ۵ کار را خود من انجام می‌دهم.
فرمودند: قبل از ورود به حرم ائمه(ع) استغفار کنید، برای اینکه پاک به داخل حرم بروید. از درِ صحن تا داخل به محضر آن امام معصوم صلوات هدیه کنید. در حرم امام حسین(ع)، دعا زیر قبّه مستجاب است. در حرم امام حسین(ع) بالای سر دعا کنید. اینکه می‌گویند دعا در بالاسر، چون سری در بدن نیست [اما] در حرم امیرالمؤمنین باید ادب کنید و پایین پا بایستید.
در حرم امیرالمؤمنین یک حاجت مخصوص بخواهید؛ بگویید: آقا! من شما را دوست دارم، این حب را پیش شما امانت می‌گذارم، شب اول قبر به من برگردانید.
برای کسانی که به شما بد کردند بیشتر دعا کنید؛ این کار، رنگی از الوهیت دارد. ما به خدا بد می‌کنیم او به ما خوبی می‌کند. خیلی برای دیگران دعا کنید و همه را مد نظر داشته باشید.
میثم مطیعی
حاج‌آقا مجتبی
[خاطراتی از زندگی عالم عامل حاج‌آقا مجتبی تهرانی]
مؤسسه فرهنگی پژوهشی مصابیح‌الهدی
صفحه ۲۱۸

***
روایت یک شاهد عینی

روزی که آمریکا هیروشیما را بمباران اتمی کرد
۱۴ساله و کلاس هشتم مدرسه بودم که شهر [هیروشیما] بمباران شد. حالا که ۹۲ سال دارم هنوز آن روز را بخوبی به یاد دارم. زمانی که بمب اتم به هدفش اصابت کرد، من در مکانی متعلق به ارتش ژاپن بودم که کمتر از ۲.۵ کیلومتر با ایستگاه قطار هیروشیما فاصله داشت.
هیروشیما در میان شهرهای دیگر ژاپن انتخاب شد، زیرا برخی آمریکایی‌ها خواستار هدف قرار دادن یک شهر ژاپنی با قطر 4.8 کیلومتر بودند و می‌خواستند تأثیر بمب را از فاصله‌ای مشخص بر شهری با آن حجم بسنجند.
در ۶ آگوست ۱۹۴۵، هواپیمای جنگی آمریکایی «اینولا گی» از پایگاهی در جزیره تینین در اقیانوس آرام به آسمان پرواز کرد و سفرش 6.5 ساعت طول کشید اما قبل از پرواز، یک هواپیمای دیگر برای ارزیابی وضعیت جوی در ۳ شهر هدف حضور داشت، تا در نهایت هیروشیما به عنوان بهترین گزینه برای پرتاب بمب انتخاب شد.
بمب اتم ساعت ۸ صبح پرتاب شد و انفجار طبق برنامه، روی دایره‌ای به قطر ۳ مایل رخ داد و چون هیروشیما با این معیارها مطابقت داشت، برای این منظور انتخاب شده بود.
نتیجه نهایی این بود که تا پایان دسامبر ۱۹۴۵، ۱۴۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند. اکثر قربانیان ژاپنی بودند اما تعدادی کره‌ای که در ژاپن کار می‌کردند، زندانیان و ۱۲ نظامی آمریکایی نیز در بین آنها بودند.
آنچه بیشتر بر من تأثیر گذاشت، هدف قرار گرفتن مرکزی بود که در آن‌ زمان پر از دانش‌آموزان همسن من و در حال برگزاری فعالیت‌های دانش‌آموزی بود. همه دانش‌آموزان مانند تکه‌های کوچک در هوا پراکنده شدند و من بیهوش شدم. همچنین کارگرانی در آنجا بودند که مشغول انجام کارهایی برای حفاظت از شهر در برابر بمباران‌های هوایی معمول بودند و هیچ‌گاه تصور نمی‌کردند که بمباران هسته‌ای رخ دهد. مدرسه ما (هیروشیما نیشیو) به طور کامل تخریب شد. تعداد قربانیان در مدرسه ما به ۳۲۱ دانش‌آموز در کلاس اول و ۴ معلم رسید. 
دانش‌آموزان کلاس اول دبیرستان ما در فاصله ۵۰۰ متری از مرکز بمب بودند و ۷۰ درصد آنها جان خود را از دست دادند، زیرا بمب دمای بسیار بالایی حدود ۴۰۰۰ درجه سانتیگراد ایجاد کرد.
از شدت انفجار، آسمان را رنگ سیاهی پوشاند که به دلیل مخلوط‌ شدن هوا با خاک زمین بود، حتی باران‌ها نیز به خاطر آلودگی هوا سیاه می‌بارید. کودکانِ زنان باردار هم تحت تأثیر بیماری‌ها و اشعه قرار گرفتند و برخی در رحم مادر مردند، بعضی دیگر دچار نقص‌های مادرزادی شدند و بسیاری دیگر هم به سرطان خون مبتلا شدند که جان بسیاری را بعد از ۲ یا ۳ سال از این حادثه گرفت.
ساداو یاماماتو 
روزنامه الشرق الاوسط
[روايت یک شاهد عینی از بمباران اتمی هیروشیما]
خلاصه‌شده از ترجمه پایگاه خبری شفقنا
11 دی 1403

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
captcha