طناز مقدم: در سرزمینی که بحران مالی حکمروایی میکند، راه موفقیت چیزی فراتر از خرید ستارههای میلیاردی است. هانسی فلیک، مربی باهوش و دقیق آلمانی، با علم به محدودیتهای مالی باشگاه بارسلونا، به دنبال قهرمانانی است که بتوانند در نقشهای گوناگون بدرخشند؛ بازیکنانی که نهتنها توانایی بازی در چند پست را داشته باشند، بلکه بتوانند در هر نقشی بدرخشند و تیم را از بنبست بیرون بکشند.
* سربازان چندمنظوره در اردوی کاتالانها
از همان روزهای نخست ورود فلیک به نوکمپ، رویکردی نو در طراحی ترکیب بارسلونا دیده شد. فلسفه فلیک ساده اما کارآمد بود: بازیکنی که تنها یک وظیفه بلد باشد، در این بحران اقتصادی جایی در برنامههای او ندارد. بنابراین، سرمربی سابق بایرنمونیخ و تیم ملی فوتبال آلمان، بهجای اصرار بر جذب بازیکنان پرهزینه، تصمیم گرفت سرمایههای فعلی را با مهندسی مجدد تاکتیکی به سلاحهایی انعطافپذیر تبدیل کند.
در این میان، چهرهای چون اریک گارسیا که روزگاری صرفاً مدافع میانی بود، حالا در کنار پست اصلیاش بهعنوان دفاع راست و هافبک تدافعی هم ایفای نقش میکند. گاوی، با تجربه در پستهای مختلف میانی، به یکی از ارکان بازیسازی بدل شده و فران تورس که زمانی وینگر کلاسیک محسوب میشد، حالا مهاجمی باهوش در مرکز خط حمله است. فلیک نشان داده حتی از تغییرات غیرمنتظره هم نمیترسد، چرا که از نظر او، «بازیکن مفید» الزاماً کسی نیست که در پست خودش بدرخشد، بلکه کسی است که در هر شرایطی بدرخشد.
* داستان قهرمانان نوظهور
در تور پیشفصل اخیر و دیدار مقابل افسی سئول، هانسی فلیک برگ دیگری از دفتر تاکتیکیاش را رو کرد؛ استفاده از جرارد مارتین در قلب خط دفاع. بازیکنی که پیشتر در تیم کورنیا بهعنوان دفاع چپ تجربه بازی داشت، در لباس بارسلونا در استادیومی مملو از هوادار، بهخوبی از عهده وظایفش برآمد. او نهتنها در امور دفاعی محکم ظاهر شد، بلکه در حمله نیز با یک پاس مؤثر، نقش مهمی در گل دوم بازی ایفا کرد.
اما این تنها تغییر عجیب فلیک در آن بازی نبود؛ جوفره تورنتس که کمتر کسی تصور میکرد به دفاع چپ بدل شود، در این نقش به میدان رفت. چنین تصمیماتی نشان میدهد فلیک بهدنبال یافتن راهحلهایی جدید از دل داشتههای موجود است، نه آرزوهای گرانقیمت.
* هنر تربیت قهرمانان
فلیک باور دارد یک مربی واقعی باید توانایی استخراج حداکثر پتانسیل از شاگردانش را داشته باشد. تمرینات منظم و تخصصی او با بازیکنانی چون اریک گارسیا، نهتنها آنها را در پستهای تازه تثبیت، بلکه اعتمادبهنفس و روحیه رقابتپذیری را نیز در آنها نهادینه کرده است.
بهعنوان مثال، فران تورس در نقش مهاجم مرکزی، فراتر از انتظارات عمل کرده و بویژه در سیستم مبتنی بر گردش سریع توپ، موفق شده با بهرهگیری از فضای بین مدافعان، تهدیدی دائم برای حریفان باشد. اریک گارسیا نیز در قامت یک مدافع کناری، با درک بالا از فضا و زمان، به بازویی مطمئن در حملات تیم بدل شده است.
* بارسا، در جستوجوی توازن
با خروج ستارههایی چون بوسکتس، آلبا و احتمال جدایی بازیکنان دیگر، بارسلونا با خلأهای ساختاری مواجه شده است اما فلیک با تکیه بر نظم آلمانیاش، بهجای وحشت، پروژهای مبتنی بر سازگاری طراحی کرده؛ پروژهای که در آن نقشها تعریفناپذیر و منعطفند و بازیکنان باید در لحظه، نه براساس عنوان پستشان، بلکه برحسب نیاز تیم تصمیم بگیرند.
در این ساختار سیال، بازیکنی مثل جرارد مارتین به نمونهای از نسل جدید بارسا تبدیل شده؛ نه فقط مدافع، بلکه مهندس بازی از عقب زمین. او در فصل گذشته، در بازی مقابل میلان با ۲ پاس گل کلاسیک، یادآور جوردی آلبای درخشان شد.
* فلیک، معمار ایدههای جدید
بارسلونا دیگر آن تیم متمول سابق نیست اما هنوز میتواند تیمی بزرگ باشد؛ اگر ساختارش را براساس عقلانیت، انعطاف و فداکاری بازطراحی کند. فلیک در این مسیر، نهتنها رویای بازگشت به قله را دارد، بلکه راهی متفاوت برای تحقق آن ترسیم کرده: با ساختن قهرمانانی چندچهره، از دل جوانانی که تشنه اثبات خودند.
با چنین نگاهی، شاید فلیک دقیقاً همان ابرقهرمان واقعیای باشد که بارسا به دنبالش میگشت.
وقتی فلیک از بحران فرصت میسازد
تاکتیک بدون خرید
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها