۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۳:۱۴

به عبارت دیگران

ماجرای این جنایت تکان‌دهنده مجاهدین را نخوانید!

در 22 مرداد سال 61 با دستگیر شدن یک دزد خودرو توسط مردم و تحویل او به پلیس، پرده از یکی از فجیع‌ترین جنایت‌ها در تاریخ بعد از انقلاب برداشته شد که یک شوک عمومی در ایران ایجاد کرد. فرد دستگیرشده جوانی به‌ نام «خسرو زندی» از اعضای شاخه نظامی سازمان تروریستی مجاهدین خلق بود که قصد داشت برای انجام یک عملیات ترور، خودرویی را سرقت کند اما در بازجویی پرده از برنامه‌ای وحشیانه و ضدبشری با نام «عملیات مهندسی» توسط سازمان منافقین برداشت.
مهران اصدقی، فرمانده نظامی شاخه تهران سازمان با اشاره به خانه تیمی مرکزیت در خیابان کارون از مهدی کتیرایی و حسین ابریشمچی در آنجا خبر می‌دهد و جواد محمدی (طاهر) نیز مسؤول حفاظت خانه بود. طاهر حین مراقبت از خانه به جوانی مشکوک می‌شود و طبق خط داده‌شده اقدام به شناسایی وی می‌کند.
روز بعد همان ‌فرد را به همراه یک جوان دیگر در آنجا می‌بیند و به افراد بالای بخش ویژه گزارش می‌دهد و آنها دستور ربودن آن ۲ جوان را صادر می‌کنند. طاهر به همراه رضا هاشملو و محمدجعفر هادیان، اقدام به ربودن این ۲ جوان می‌کنند. در خیابان با ماشین جلوی آنها می‌پیچند و به آنها می‌گویند ما کمیته‌ای هستیم و باید با ما بیایید و آنها را به خانه خیابان بهار که از قبل برای شکنجه آماده شده بود، می‌برند.
حمام این خانه برای شکنجه، به ‌وسیله نایلون‌های کلفت صداگیری شده بود. ابزار این خانه عبارت بود از طناب و کابل، نقاب، دست‌بند و میله‌های سربی که اگر به پشت گردن هر کس می‌زدی بیهوش می‌شد. همچنین زنجیر، قفل، سیانور و... .
اصدقی در اعترافات خود درباره نحوه شکنجه این ۲ پاسدار 25 و 16ساله می‌گوید: «پاهای طالب و محسن متورم بود و روی دست‌ها لکه‌های سرخ بود که با هویه آنطور شده بود... شب قبل بی‌خوابی کشیده بودند و حال‌شان خوب نبود و پاهای‌شان درد می‌کرد و با پاشنه پا به توالت می‌رفتند».
با وجود اینکه این ۲ پاسدار اطلاعات پراکنده‌ای نظیر نحوه آموزش یا تعداد پاسداران کمیته  مبارزه با مواد مخدر را دادند، مجاهدین نتوانستند هیچ اطلاعاتی درباره علت ضربه‌ها به خانه‌های تیمی به دست آورند، چراکه آنها در کمیته فعالیت می‌کردند و ضربه به خانه‌های تیمی از جمله ضربه به خانه‌ خیابان زعفرانیه (محل اختفای موسی خیابانی رأس مرکزیت سازمان در داخل کشور) توسط سپاه طراحی شده بود. با اینکه عدم ارتباط این ۲ پاسدار با ضربه زعفرانیه معلوم شد اما پاسدار بودن گناهی بود که گروهک منافقین نمی‌توانست از آن چشم‌پوشی کند، لذا انتقام‌گیری جای خود را به کسب اطلاعات داد.
اصدقی درباره نحوه اعمال جنایت روی پاسداران کمیته می‌گوید: «مسعود قربانی (عضو منافقین) و من قرار شد بالای سر محسن میرجلیلی برویم و جواد محمدی و مصطفی معدن‌پیشه سراغ طالب طاهری بروند... من اُتو آوردم. مسعود اتو را به برق زد و اتو را در حالی که چراغش روشن شده بود و داغ می‌شد به کمر محسن نزدیک کرد، طوری که او احساس می‌کرد اتو داغ است که ناگهان اتو را به کمر محسن میرجلیلی چسباند و محسن از شدت درد با حالت عجیبی دهانش را باز کرد و سپس از هوش رفت».
سوزاندن بدن شهید میرجلیلی با آب داغ، صحنه دلخراش دیگری از این جنایت بود. آنها شکنجه‌های وحشیانه را روی طالب طاهری که 16سال بیشتر نداشت نیز ادامه دادند. اصدقی در اعترافات خود نوشته است: «پوست سر طالب به همراه موهایش کنده شده بود و مصطفی حالت رنگ‌پریده و ترسیده‌ای داشت. جواد محمدی هم در حالی که چاقوی خونی در دستش بود بالای سر طالب بیهوش‌شده ایستاده بود... وقتی طالب به هوش آمد حرف نمی‌توانست بزند و فقط در حالی که دهانش را به سختی باز می‌کرد، ناله‌هایی از او شنیده می‌شد... جواد با عصبانیت چاقو را بالای گوش طالب گذاشت و آن را برید و بلافاصله چاقو را روی بینی طالب گذاشت و بینی او را برید طوری که خون زیادی از سر و صورت طالب جاری شد».
روند جنایت‌ها تا سوزاندن بدن پاسدارها با گاز تا کشیدن شیشه بر بدن آنها ادامه یافت؛ جنایتی که شاید داعش نیز هنوز موفق به انجام آن نشده باشد!
خط آخر جنایت عملیات مهندسی، زنده به ‌گور کردن ۲ پاسدار کمیته و کفاش در تاریخ 21 مرداد 1361 بود. خسرو زندی به زنده‌ بودن آنها حین دفن اعتراف کرد و توضیح داد: «من و جعفر بعد از اینکه جسدها را از رحمان تحویل گرفتیم، ساعت 10شب به سمت محل باغ‌فیض که گودالی را آماده کرده بودیم... در حین انتقال اجساد به گودال متوجه نفس‌ کشیدن آنها شدیم و اینکه زنده و در حال جان ‌کندن بودند و بدن‌شان گرم بود، اما آنها را داخل گودال انداختیم...»
تلخیص از گزارش مفصل خبرگزاری تسنیم 
22 مرداد 1396

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
captcha
پربیننده