میلاد جلیلزاده: با این تعبیر امروز همه آشنا هستند که پیادهروی اربعین بزرگترین اجتماع مذهبی دنیاست اما این آیین فقط مذهبی نیست و تعبیر درستتر و کاملتر این میتواند باشد که مراسم اربعین بزرگترین اجتماع مذهبی و سیاسی دنیاست. اساساً قیام سیدالشهدا برجستهترین حرکت سیاسی - مذهبی تاریخ بود و طرح مساله را به ذات دینداری کشاند؛ آیا کنار آمدن با یک انحراف و ادامه دادن به مناسک ظاهری دین جایز است؟ امام حسین علیهالسلام با نیمهکاره گذاشتن حج و حرکت به سمت کوفه به چنین تلقی خامی نه گفت و الگویی از دینداری را جا انداخت که در مقابل پوستهگرایی و ظاهرپرستی قد علم میکند. ۱۴ قرن است که در ایام ماه محرم، قیام عاشورا و پایمردی امام حسین و اصحابش برای زنده نگه داشتن آن پیام رهاییبخش پاس داشته میشود؛ اما در تکمیل این رویداد نمادین، مراسم اربعین وظیفه بازماندگان قیام را یادآوری میکند. پیادهروی به سمت مقتل و مدفن شهدای کربلا از سویی اعلام موضع است و یافتن طرفیت درباره حق و ناحق ماجرا و از سوی دیگر تأکید بر اینکه اگرچه ما در کربلا حضور نداشتیم چون نمیتوانستیم حضور داشته باشیم اما اعلام میکنیم کار درست و بهنجار و بایسته این است که تا پای بذل جان برای تحقق این ایده بایستیم. علامه بزرگ آیتالله سیدابوالحسن اصفهانی دهها سال پیش، از پیادهروی اربعین استفاده کرد تا اجازه ندهد سرزمین عراق به رغم خواست دولتهای استعمارگر ضمیمه خاک عربستان سعودی شود و هویت مستقل شیعه را حفظ کرد. پر واضح است که اگر آن اتفاق میتوانست رخ بدهد، امروز از اکثر مظاهر عیان تشیع که بقاع متبرکه ۶ امام شیعه و تعداد زیادی از اهل بیت و یارانشان هستند، هیچ کدام امکان ظهور و بروز نداشتند. در دوره حاکمیت حزب بحث بر عراق و خصوصاً زمامداری صدام، پیادهروی اربعین و اساساً هر نوع عزاداری برای امام حسین ممنوع بود و این قضیه در سالهای آخر حکمرانی صدام با مقاومت خونین مردم شیعه عراق مواجه شد. اینجا هم عزاداری سیدالشهدا و به طور خاص پیادهروی اربعین، تبدیل به نمادی از مقاومت و مبارزه هویتطلبانه شیعیان در برابر استبداد آهنین یک دیکتاتور شد. پس از سقوط صدام حسین و مدتی بعد از اینکه اوضاع عراق آرامش بیشتری پیدا کرد، ایرانیها هم به شکل گستردهای به پیادهروی اربعین اضافه شدند. رژیم صدام تمام تلاش خودش را کرده بود تا میان شیعیان ایران و عراق جدایی بیندازد و ماجرای جنگ 8 ساله، به نظر موفقترین تلاش او و حامیانش در این زمینه میرسید. اینجا زخم عمیقی باز مانده بود که ترمیم کامل آن محال مینمود اما اربعین توانست چنان مرهمی بر این زخم بگذارد که تمام آثار سوء و شوم آن را مرتفع کند و امروز بهترین دوست مردم ایران، مردم عراق هستند. ایرانیها ضمن اینکه هنوز به ارزشهای دفاع مقدس ۸ ساله احترام میگذارند و افتخار میکنند، حالا دیگر عراقیها را بهترین دوستان خودشان میدانند و مقصر واقعی ماجرا که دشمن مشترک هر دو ملت بوده، کاملاً مشخص شده است. اینها همگی تنها بخشی از تأثیرات سیاسی مراسم اربعین است. شیعیان با این رویداد بزرگ هم جلوهای مقهورکننده از اتحاد و انسجامشان را نمایش میدهند و هم به همه جهان میآموزند که اجتماع مذهبی در بهترین حالت خود چه شکلی میتواند داشته باشد. این اجتماع قومگرایانه نیست و نهتنها از ملیتهای مختلف در آن حضور دارند، بلکه افراد غیرشیعه هم میتوانند جزوی از این رویداد باشند. اربعین مبتنی بر سخاوت داوطلبانه آحاد جامعه شیعی است و اینچنین است که مذهب میتواند حد اعلای نوعدوستی را ترویج کند و نهادینه سازد. اربعین پر از محبت و احترام است و هر کسی در مغناطیس آن قرار بگیرد، خواهینخواهی از هنجارهای سودمحور دنیای امروز که شدیداً خودخواهانه هستند فاصله میگیرد و در کل این مراسم تجربه شیرینی برای شیعیان و حتی کل مومنان دنیا پدید میآورد که خود به الگویی مهم و موثر تبدیل میشود. این مراسم توانسته طوری برگزار شود که به واقع برای همه باشد و حالا همه با نگرانی و شورمندی و عشق در پی حفظ و گسترش آن هستند و تلاش میکنند. یک نکته قابل تأمل دیگر درباره مراسم اربعین سبک برگزاری این آیین یعنی پیادهروی طولانی است. در ادامه اشارههایی به این شده که پیادهروی چطور و چرا به یک ابزار و شیوه جهانشمول برای مومنان به ادیان مختلف تبدیل شده است. سپس از لحاظ علمی هم خصیصهها و فواید پیادهروی جمعی بررسی شده است و البته باید توجه داشت که همه اینها مطالبی هستند سوای بحثهای سیاسی و اجتماعی مربوط به اربعین؛ یعنی همان چیزهایی که مختصراً در سطور بالا به آنها اشارههایی شد.
پیادهروی در مسیحیت
پیادهروی در ادیان و مذاهب گوناگون جهان یکی از جدیترین آیینهاست که مومنان را گرد هم میآورد. در دنیای مسیحیت میشود به موارد متعددی در این زمینه اشاره کرد که اکثراً بزرگداشت قدیسهای محشور و محبوب است. مثلاً مسیر سنت پل در ترکیه، یک مسیر پیادهروی ۵۰۰ کیلومتری ناهموار و ۲۷ روزه از پرگا، در 10 کیلومتری شرق آنتالیا تا یالواچ در شمال دریاچه ایگیردیر است و از جنگلهای کاج معطر و دریاچههای سرابمانند میگذرد که البته شعبه دوم آن از بشکوناک در ۸۰ کیلومتری شمال آنتالیا شروع میشود و به مسیر اول در سایت رومی آدادا میپیوندد. این پیادهروی به عنوان گرامیداشت سفر سنت پل برای گسترش مسیحیت برگزار میشود. پیادهروی زیارتی به کانتربری در انگلستان، مورد دیگری است که در جهان مسیحیت میتوان به آن اشاره کرد. این پیادهروی یک ادای احترام به قدیسی محبوب در یک کلیسای جامع باشکوه است؛ کلیسایی که یک اثر غولپیکر ادبی و تاریخی محسوب میشود. قتل اسقف اعظم توماس بکت در محراب این کلیسا توسط 4 شوالیه هنری دوم در سال ۱۱۷۰ میلادی، تقریبا بلافاصله شهرت او را به عنوان یک معجزهگر در همه جا گسترد. زیارتگاه او زائرانی را به سوی خود جذب میکرد که در جستوجوی شفا بودند یا صرفا برای زیارت میآمدند. مسیر کلیسای جامع وینچستر تا مقبره توماس بکت در کلیسای جامع کانتربری تقریبا ۲۰۰ کیلومتر است. در امتداد این مسیر اماکن مقدس دیگری مثل تپه سنت مارتا و نمازخانه سنت کاترین هم وجود دارند که زائران از آنها بازدید میکنند. یک مورد جالب توجه دیگر که در دنیای مسیحیت برگزار میشود و با باورهای شیعیان پیوند میخورد، پیادهروی سفر به سوی فاطمه است که در پرتغال انجام میشود. سفر به سوی فاطمه (Camino to Fatima) یک سفر زیارتی به شهر فاطمه یا فاطیما در منطقه Santarem پرتغال است. فاطمه مکانی است که گفته میشود زنی قدیس در سال ۱۹۱۷ در برابر 3 کودک چوپان ظاهر شد. کلیسای کاتولیک بعدا این وقایع را شایسته اعتقاد تشخیص داد و بعضا آن زن قدیس را مریم مقدس دانستند. نمازخانه کوچکی که در محل ظهور آن قدیسه ساخته شده بود، بعدها به یک مجموعه حرم تبدیل شد و هر ساله مورد بازدید هزاران زائر قرار میگیرد. بیشتر زائران امروزی تابلوهای فلش آبی را در مسیر مشخصی دنبال میکنند که از لیسبون شروع میشود و همان مسیری که مسیر پرتغالی Camino است را بهمدت ۹۰ کیلومتر دنبال میکنند و پس از آن از راه دیگری به طول ۶۰ کیلومتر دیگر به سمت شهر فاطیما میروند.
پیادهروی در اسلام
اگر دقت کنیم در خود جهان اسلام هم پیادهروی مذهبی ریشهای قدیمی دارد، چنانکه عمل طواف در مناسک حج هم غیر از اذکاری که حجاج به زبان میآورند و لباسهای ساده احرام، چیزی جز پیادهروی نیست. غیر از اینها یک مورد شناختهشده دیگر در جهان اسلام پیادهروی مارشمیرا در بوسنی و هرزگوین است. این مراسم در یک سنت قدیمیتر که مذهبی بود ریشه دارد. بیش از ۵۰۰ سال پیش شخصی به نام آجواز ددا که حاکم مسلمان بخشی از بوسنی بود و اسلام را بدون خشونت وارد این منطقه کرد، تصمیم گرفت به روستای پروساک آب برساند. او ۴۰ روز پس از هر نماز صبح دعا کرد و نهایتا صخرهای که در مسیر آب قرار گرفته بود شکافت و چشمهای را نمایان کرد. از آن زمان مسلمانان در ۳۰ ژوئن در پروساک گرد هم میآیند تا در بزرگترین زیارت اسلامی اروپا شرکت کنند و برخی از آنها هم با لباس محلی سوار بر اسب میشوند. این مسیر 120 کیلومتری از سارایوو از طریق منطقه جنگلی تپهای به سمت شمال غرب میرود و به مسجد سلطان احمد متعلق به قرن 17 میرسد. البته بدون تردید مشهورترین و بزرگترین پیادهروی مذهبی جهان مربوط به شیعیان و مراسم اربعین حسینی است و غیر از آن مسیرهای زیارتی دیگری مثل مشهد مقدس یا مسجد شریف جمکران و یا مسجد سهله هم شاهد حضور زائرانی هستند که با پای پیاده طی طریق میکنند.
پیادهروی در آیینهای شرق
بوداییها هم پیادهرویهای مذهبی متعددی دارند که یکی از معروفترین مواردش مسیر زیارتی شیکوکو در ژاپن است. این مراسم که در اطراف جزیره شیکوکو در جنوب ژاپن برگزار میشود، یک پیادهروی ۱۲۰۰ ساله و ۱۲۰۰ کیلومتری است؛ از میان مناظر اثیری جنگلهای بامبو، درهها، رودخانههای وسیع و کوههای سر به فلک کشیده و تکمیل کامل آن تا 2 ماه طول میکشد. هر ساله حدود ۱۵۰ هزار زائر از ژاپن و سراسر جهان این سفر معنوی را آغاز میکنند. زائران با عنوان هنرو، اغلب با لباسهای سفید، کلاههای مخروطی شکل و عصا قابل تشخیص هستند. این مسیر ۸۸ معبد مرتبط با راهب بودایی، کوبو دایشی را به هم متصل میکند و معمولا در کوه کویا، جایی که پایه بودیسم شینگون است، آغاز میشود یا به پایان میرسد. اما جایی هم در جهان وجود دارد که مقصد پیادهروی افراد مختلف از ادیان مختلف است. کوه مخروطی ۲۲۴۳ متری آدم در سریلانکا، همچنین به عنوان «سری پادا» شناخته میشود که به عنوان «پای مقدس» ترجمه شده است. این نام و اهمیت مذهبی کوه، از صخرهای شکل پا که در نزدیکی قله قرار دارد، گرفته شده است. بوداییها معتقدند این رد پای بودا است. هندوها معتقدند رد پای شیوا است. مسلمانان و مسیحیان معتقدند این رد پای آدم و حوا است که از باغ عدن به زمین فرود آمدند. فصل زیارت از دسامبر تا مه ادامه دارد و اوج آن در ژانویه تا فوریه است و برای زیارت قله آدم باید ۵۵۰۰ قدم برداشت که معمولا از ۲ نیمهشب آغاز میشود. دسترسی به کوه از ۶ مسیر پیاده امکانپذیر است که هر کدام با اتوبوس به شهرهای بزرگ اصلی یا شهرهای کوچک مرتبط هستند. وقتی از این پلهها بالا میروند، کهنگی پلههایی که چند هزار سال عبادت بندگان خدا از ادیان مختلف را میزبان بودهاند، در روح و جان آنها رسوخ میکند.
آثار جنبی سنت پیادهروی
اینکه پیادهروی چه نوع تاثیر معنوی خاصی روی مومنان دارد، خود دارای فلسفه جداگانهای است که شرح مستوفایی میطلبد. حتی پزشکان و روانشناسان عصر مدرن هم نکاتی درباره تاثیر معنوی و بالطبع جسمانی پیادهروی دارند.
به طور مثال شان اومارا، استاد دانشکده روانشناسی و موسسه علوم اعصاب در کالج ترینیتی دانشگاه دوبلین در ایرلند، درباره این موضوع مینویسد: «راه رفتن انسان یک انطباق بیولوژیکی تعبیهشده در اوست که دارای جنبه اجتماعی هم هست. این سبک راه رفتن به ما یک حالت عمودی منحصربهفرد، با سر متحرک و چشمان بالای ستون فقرات میدهد. 2 پا بودن، دستان ما را برای اشاره، استفاده از ابزار، حمل غذا و حمل کودک و بسیاری از عملکردهای دیگر آزاد میکند. ما انسانها برد قابلتوجهی در پیادهروی داریم».
تمام این خصوصیات مثبت و آثار آرامبخش پیادهروی وقتی با رجای مذهبی پیوند میخورد، تاثیری صدها برابری و معجزهآسا پیدا میکند. اما به هر حال باید توجه کرد که سوای تأثیرات پیادهروی به معنای مطلق آن که میتواند فردی یا در جمعهای کوچک باشد، خصوصیات دیگری هم در پیادهروی هست که مخصوص پیادهروی جمعی است. شان اومارا، استاد کالج ترینیتی در ادامه همان نوشته، این تاثیر منحصر به فرد را چنین توصیف میکند: «در سطح جهان، سالانه دهها میلیون نفر از مردم سنتهای باستانی، مهم و ماندگار پیادهرویهای زیارتی را در طول یک روز یا هفته انجام میدهند. پیادهروی زائر یک فعالیت مهم انسانی است که نیازمند تعهدات سنگین زمان، عمل و اعتقاد و همچنین حمایت جامعه است».
اومارا ادامه میدهد: «راه رفتن ما با دیگران نشاندهنده مشارکت ما در نیات مشترک و اهداف جمعی است. ما انسانها با هم قدم میزنیم تا پایبندی خود را به سیستمهای اعتقادی نیازمند نشان دهیم. برای نمایش اجتماعی، تلاش برای تغییر جهان، ما با هم قدم میزنیم تا زندگی بهتری برای خود و یکدیگر پیدا کنیم. در سرتاسر جهان، دهها میلیون انسان سفرهای پیادهروی زیارتی اغلب طولانیمدت را در خدمت اهدافی که شامل تعهدات اساسی در زمان، عمل و اعتقاد است انجام میدهند و همچنین حمایت و مشارکت جامعه را ایجاد و کسب میکنند. در اینجا ما استدلال میکنیم در حالی که چنین مواردی از نظر تئوریک و تجربی نسبتا نادیده گرفته شدهاند، پیادهرویهای زائران میتواند یک «آزمایشگاه زنده» را تشکیل دهد که پرسوجوهای ادبی، تاریخی و مذهبی را به تحقیقات تئوریک و تجربی مترقی درباره راه رفتن انسان به دلیل تبعیت از یک نظام اعتقادی نیازمند کنش رفتاری پیوند میدهند».