۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۶:۱۱

به عبارت دیگران

کتاب‌های خامنه‌ای جوان

ساواک مشهد در تاریخ 23/۹/1356 به منزل آیت‌الله خامنه‌ای هجوم آورده و پس از بازداشت ایشان، گزارشی از کتاب‌های موجود در منزل رهبر انقلاب تهیه می‌کند.
در گزارش ساواک پیرامون کتاب‌های موجود در منزل آیت‌الله خامنه‌ای آمده است: «۱۳ جلد کتاب مربوط به دکتر علی شریعتی است و یک جلد مربوط به مطهری و تعدادی جزوات دست‌نویس و نامه‌های قابل بررسی به دست آمد».
هدایت‌الله بهبودی/ شرح اسم
مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
صفحه ۵۷۵

***
کلیدها کجاست؟

بلد نیستم وقتی به در بسته‌ای می‌خورم، یادم بیاید این قفل حتماً کلید دارد و کلیدش حتماً دست «یکی» هست. یاد گرفته‌ام تا پشت یک در گیر می‌کنم، هزار تا کلید بی‌ربط را امتحان کنم و در باز نشود و خسته بشوم و درمانده بنشینم پشت در و قفل را نگاه کنم...
یکی هست که همه کلیدها دست او است. کلیدهای عالم غیب؛ عالمی که فقط با دودوتا  چهارتای ما نمی‌شود درهاش را باز کرد. کلیدهایی که جای‌شان را به جز او کسی نمی‌داند: «وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلّا هُوَ».
مریم روستا/ برای خاطر آیه‌ها 
نشر معارف - صفحه ۴۴

***
هنرمندانی رها از تعلق...

این سبک اندیشه موجبات پیدایی و بسط روندی خاص در سراسر تاریخ هنر اعم از تئاتر، سينما و ادبيات گردید که در اصطلاح «هنر برای هنر» خوانده می‌شود. زمانی است که هنرمند از تقبل رسالت اجتماعی خود سر باز می‌زند؛ در جست‌وجوی زیبایی الفاظ و لذات شخصی است؛ او در خلق اثر هنری در این اندیشه نیست که چه کسانی از آن سود خواهند برد، بلکه در صدد تمتع شخصی و التذاذ است؛ او به خدماتی که از جامعه دریافت داشته و می‌دارد نمی‌اندیشد و در همین حال نیز از جامعه تغذیه کرده، برای ادامه حیات به صور گوناگون به خدمات دیگر اعضای جامعه تمسک می‌جوید؛ خود را از قید خدمت متقابل به دیگران رها می‌سازد و به صورتی یک‌طرفه رشته تعهد خود را در برابر دیگران می‌گسلد.
باقر ساروخانی/ جامعه‌شناسی ارتباطات
انتشارات مؤسسه اطلاعات - صفحه ۱۶۰

***
وقتی مادیگرایان نمی‌فهمند چه می‌گویند

جای هیچ‌گونه تردید نیست که در هر موقع و هر گونه شرایطی که عنصر مادّی فرد یا اجتماع غلبه کرده است، سرکشی و خودخواهی و تجاوز و جنگ، یک پدیده کاملاً طبیعی برای انسان بوده است.
درست به همین علت است که می‌گوییم: هر متفکر مکتبی که کوشش خود را برای ترجیح و برتری ‌دادن به عنصر مادّی بشر منحصر کرده است، مجبور است خودخواهی و طغیانگری و استفاده از قدرت و تجاوز و جنگ را مانند معلول‌های جبری که دنبال طبیعت مادی بشر کشیده می‌شود، بپذیرد...
اگر با دیده تحلیلی دقیق بنگریم، خواهیم دید: جوهر طبیعی حیات در عین حال که ناخودآگاه است، به مقتضای طبع خودخواهی همواره طالب اشباع بی‌قید و شرط می‌باشد. بنابراین هر متفکر و مکتبی که انسان را با دیدگاه مادی خالص می‌نگرد و در عین حال برای اصلاح حال انسان‌ها و ممنوعیت جنگ و پیکار و حق‌کشی و انحراف به معنای عمومی‌اش توصیه می‌نماید و از کلمه انسان و عدالت و آزادی و سایر مفاهیم آرمانی استمداد می‌جوید، نه خودش می‌فهمد چه می‌گوید و نه دیگران.
محمدتقی جعفری/ ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه
دفتر نشر فرهنگ اسلامی - جلد 1، صفحات ۴۰ و ۴۱

***
مواظب آمریکا باشید
معلوم نمی‌کند!

برای اینکه شیرفهم بشوی عرض می‌کنم! یکی بود یکی نبود. در روستایی، زارعِ فقیری بود که ناگهان ثروتمند شد. همکارانش سؤال کردند. گفت: کیسه‌ای از بادمجان (محصول مزرعه) پر کردم و برای حاکم شهر هدیه بردم، در عوض آن به من کیسه‌ای طلا بخشید...!
روزی یکی دیگر از زارعان تنگدست برخاست و به همین خیال، راهی شهر و قصر شد اما چون این ‌بار شرایط زمانی مساعد نبود، امیر از دیدن آن بادمجا‌ن‌ها عصبانی‌تر شد و به‌ جای اعطای طلا دستور داد که...! بیچاره زارع بخت ‌برگشته(!) مرتباً و لحظه ‌به ‌لحظه می‌گفت: خدا آخر و عاقبت مرا به خیر کند(!)... چون این ‌جمله را زیاد تکرار کرد، امیر پرسید: ماجرا چیست؟ گفت: یادم آمد که وقتی در ده خواستم کیسه را از بادمجان‌ها پر کنم، چند تا کدو حلوایی هم در تَهِ جوال گذاشته بودم(!)
الغرض(!)، مقصود این است که آمریکا موجود خطرناکی است. کسانی که به طرف آمریکا حرکت می‌کنند، باید بدانند که همیشه طلا نمی‌دهند(!) ماجرای عراق و کویت [در زمان جنگ خلیج فارس] و امثالهم شاهد مثال خوبی است.
جلال رفیع/ در بهشت شداد
انتشارات مؤسسه اطلاعات - صفحه ۳۷۵

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
captcha