۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۴۶
شکست نزدیک سپاهان مقابل دحیل در دوحه

سقوط از الیت به سطح ۲

باربد بهراد: سپاهان با یک شکست پرماجرا در قطر، بلیت ورود به لیگ نخبگان آسیا را از دست داد و در همان مسیری افتاد که استقلال چندی پیش تجربه کرده بود؛ یعنی حضور در مسابقات سطح ۲ قاره.
سه‌شنبه‌شب، در دوحه، شاگردان محرم نویدکیا برابر دحیل ایستادند اما آنچه در زمین گذشت، بیشتر شبیه یک هشدار تلخ به فوتبال ایران بود تا صرفاً یک باخت. اشتباهات فردی، بی‌اثری تجربه بین‌المللی و کمبود کیفیت در لحظات کلیدی، ترکیبی مرگبار ساخت که نتیجه‌اش حذف سپاهان از رقابتی بود که می‌توانست آن‌ را در کنار تراکتور در جمع تیم‌های «الیت» قرار دهد. حالا این تیم باید دل به حضور در لیگ قهرمانان آسیا خوش کند؛ جایی که نه اعتبار سابق را دارد و نه هیجان رویارویی با بزرگان آسیا را.
* صورت بی‌نقاب فوتبال ایران
واقعیت این است که هرچند فوتبال را نمی‌توان با فرمولی ساده پیش‌بینی کرد اما نقش سرمایه و ستاره‌های آماده را نمی‌توان نادیده گرفت. سپاهان در حالی پا به این جدال گذاشت که حوادث خارج از مستطیل سبز – از مشکلات داخلی گرفته تا شرایط خاص کشور – باعث شد چند بازیکن خارجی کلیدی و حتی سرمربی خارجی تیم، راه خروج را انتخاب کنند.
مدیران باشگاه سعی کردند با خریدهای داخلی و چند لژیونر آسیایی جای خالی ستاره‌های رفته را پر کنند اما در فوتبال امروز، این وصله‌پینه‌ها به‌سختی جواب می‌دهد؛ بویژه وقتی باید مقابل باشگاه‌هایی بازی کرد که با دلارهای بی‌محابا، از هر قاره‌ای بهترین‌ها را به خدمت می‌گیرند.
* وقتی یک ستاره، هم‌قیمت یک تیم است
یکی از شکاف‌های عمیق ۲ تیم، در قیمت‌گذاری بازار فوتبال روشن می‌شود. ارزش یکی از خریدهای دحیل، مدافع سرشناس برزیلی «توتا»، به تنهایی ۱۵ میلیون یورو است؛ یعنی برابر با ارزش کل فهرست سپاهان. این آمار، فقط یک عدد نیست؛ نشانه‌ای است از فاصله ۲ جهان فوتبالی.
حتی گران‌ترین بازیکن سپاهان، ریکاردو آلوز که می‌توانست در چنین شبی عصای دست نویدکیا باشد، به دلیل پرونده جنجالی‌اش با تراکتور امکان حضور نداشت. نتیجه آن شد که سپاهان با کمترین بهره‌گیری از تجربه و کیفیت خارجی‌ها، به مصاف تیمی رفت که در هر خطش، نام‌های سرشناس جهانی می‌درخشید.
* زیرساخت؛ حلقه مفقوده موفقیت
اگر از ماجرای پول و نقل‌وانتقالات بگذریم، باز هم مشکل بزرگی باقی می‌ماند؛ زیرساخت‌های فوتبال ایران. کافی است نگاهی به اوضاع استادیوم‌ها بیندازیم؛ زمین‌هایی با چمن‌های فرسوده که پیش از آغاز فصل، چند تیم لیگ برتری را آواره شهرهای دیگر کرده‌ است.
وقتی قهرمان لیگ – تراکتور – یا پرطرفدارترین باشگاه‌های کشور استقلال و پرسپولیس برای پیدا کردن زمین تمرین و مسابقه با مشکل روبه‌رو هستند، چگونه می‌توان انتظار داشت نمایندگان ایران در نبرد با باشگاه‌هایی که از بهترین کمپ‌ها و استادیوم‌ها با زمین‌های باکیفیت و متعدد استفاده می‌کنند، نتیجه بگیرند؟
لیگ نخبگان آسیا فقط اسمش سنگین نیست؛ استانداردهایی دارد که از کیفیت چمن تا سازماندهی باشگاه، از تجهیزات تمرینی تا مدیریت منابع مالی، همه را می‌سنجد. در چنین میدانی، ضعف مدیریت و ساختار نه یک نقص جزئی، بلکه مانعی جدی برای بقاست.
* نتیجه‌ای که قابل پیش‌بینی بود
شاید روی کاغذ، سپاهان می‌توانست امیدوار باشد با یک بازی حساب‌شده و تمرکز در لحظات حساس، شگفتی خلق کند اما فوتبال، بویژه در سطحی که کوچک‌ترین اشتباه با یک گل جبران‌ناپذیر همراه است، جایی برای آرزوهای بی‌پشتوانه ندارد.
دحیل نه‌تنها از نظر فنی، بلکه از لحاظ روانی هم یک گام جلوتر بود. بازیکنانش عادت داشتند در مسابقات بزرگ بجنگند، در حالی که برای خیلی از نفرات سپاهان، این دیدار یک تجربه نادر و پراسترس بود.
* وداع
در پایان، نتیجه ۳-۲ تنها یک عدد روی تابلو نبود؛ آینه‌ای بود که تصویر واقعی فوتبال باشگاهی ایران را نشان داد؛ تیمی که می‌خواست به لیگ نخبگان آسیا برسد اما هنوز در بخش‌های حیاتی – از سرمایه‌گذاری گرفته تا مدیریت – فاصله‌ای طولانی با استانداردهای این سطح دارد.
شاید سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا بتواند با حریفانی هم‌وزن‌تر روبه‌رو شود و شانس موفقیت بیشتری داشته باشد اما رؤیای حضور در الیت، حداقل تا زمانی که ساختار فوتبال ایران تغییر اساسی نکند، بیشتر شبیه یک آرزو باقی خواهد ماند تا یک هدف دست‌یافتنی.

ارسال نظر
captcha