عبدالله دارابی: علی نظریجویباری پس از بالغ بر ۲۰۰ روز مدیرعاملی باشگاه استقلال، استعفا کرد تا پرونده دهمین مدیر این باشگاه در ۶ سال اخیر اینگونه بسته شود. همین که چنین باشگاه بزرگی ظرف ۶ سال، این تعداد مدیر عوض کرده، خود میتواند گویای ناکارآمدی و ایراد در انتخاب تصمیمگیران این باشگاه باشد؛ انتخابهایی که نشان از فقدان یا کمبود پشتوانه صحیح و متقن فکری و استانداردهای مدیریتی انتخابکنندگان دارد و هیچ بعید نیست چنین روند نامطلوب تصمیمگیری ادامهدار هم باشد!
طی این سالها فقط در زمان مدیریت مصطفی آجرلو، باشگاه استقلال روی آرامش را دید و موفق به فتح لیگ برتر شد اما وی هم، چنان بدهیهای نامربوط و عجیبی به این باشگاه تحمیل کرد که خود طلبکاران نیز انگشت به دهان شدند! در این سالها انواع مدیران بر صندلی مدیریت استقلال تکیه زدند؛ از مدیر تازهوارد و مدیر فوتبالی تا مدیر باسابقه استقلالی. همواره اما یک جای کار میلنگید و در اکثر ادوار نیز بخش عمده مدیران منصوب هلدینگ خلیجفارس هم نوبرانههایی از آب درآمدند ناگفتنی!
جویباری با سوابق اجرایی قبلی در باشگاه استقلال، از نیمه دوم دی ماه سال قبل بر مسند مدیریت این باشگاه تکیه زد و قاطبه هواداران با توجه به سوابق وی امید داشتند دوران طلایی این باشگاه آغاز شود، بویژه که مشکلات مالی وجود نداشت و جویباری نیز ساختن تیمی در حد و نام استقلال و آوردن یک مربی بزرگ خارجی را مکرر وعده میداد. در عمل اما هرچه زمان میگذشت، امیدها به وی رنگ میباخت و تصمیمات مدیرعامل زنگ خطر را به صدا در میآورد! هرچند جویباری در روزهای پایانی مسؤولیتش تکانی به خود داد و چند خرید خوب انجام داد که یکی از دلایل تجمع اعتراضآمیز هواداران رقیب علیه مدیران باشگاهشان نیز شد ولی این دلیل کافی برای سر و سامان دادن اساسی به استقلال نمیشد و ضعفهای مدیریتی مختلف به قوت خود باقی بود. ناهماهنگی و تداخل در تصمیمگیری هم که کماکان جلوه مینمود و مدیرعامل هم زور و شاید انگیزه جلوگیری از آن را نداشت؛ همین دخالتها قطعا یکی از دلایل کنار رفتن مدیرعامل مستعفی است!
جویباری در جدیدترین استوریاش پس از استعفا، از وجود بیمهری و کارشکنی درون مجموعه گلایه کرده است اما اگر وی مدیر توانمندی بود، زودتر از این و با قدرت مانع کارشکنیها میشد یا حداقل پیشتر از اینها به دلیل میسر نبودن شرایط کار، عطای مدیریت را به لقایش میبخشید. نمیتوان شخصیت، دلسوز بودن، میل به خدمت و سلامت جویباری را زیر سوال برد ولی اینها نمیتواند شروط کافی برای مدیریت باشگاهی چون استقلال باشد. متاسفانه وی به رغم چنین خصایصی از مولفههای اصلی مدیریت کمبهره بود و عواقب آن استقلال و خودش را متضرر کرد، البته او در این میان تاوان تسامح و کوتاه آمدن در برابر دخالتهای سایرین را نیز پرداخت؛ هزینه گزافی که شاید اگر به ۲۰۰ روز قبل برگردد حاضر به پرداختش نشود. به هر روی نمیتوان به مدیریت وی در باشگاهی چون استقلال نمره قبولی داد.
اینک انتخاب مدیرعامل جدید نیز مسالهای قابل بحث است، کدام مسیر در این انتخاب چیره است؛ مسیر سابق یا مسیر نو و اصولی؟ مسیر تاوانساز و منتهی به تغییر اجباری و پیاپی یا شیوه برگرفته از اصول مدیریتی صحیح؟ اگر فقط تعهد و دلسوزی در قبال بیتالمال در تصمیمگیران باشد، مدیری واجد شرایط و متعهد در برابر اموال عمومی و وظایف محوله، سکاندار مدیریت این باشگاه خواهد شد.
انتظار میرود دیگر ریاست هلدینگ از عملکرد مدیران منصوب و برآیند آن در سرنوشت باشگاه استقلال در این یکی دو سال تجربه لازم را اندوخته باشد و انتخابی منبعث از آگاهی، مطالعه، کارآمدی و بر اساس نیازهای باشگاه داشته باشد تا راه بر تضییع بیتالمال بسته شود و اقدامات عملی و شایسته در راستای چشمانداز ترسیمی رئیس هلدینگ برای این باشگاه صورت پذیرد.
تغییر دهمین مدیرعامل استقلال در ۶ سال!
ثمره مسیر غلط در انتخاب مدیران
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها