۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۲:۱۰
درباره غفلت از مطالعه اربعین در ایران

گذار از جامعه‌شناسی ترجمه‌ای به جامعه‌شناسی میدان‌مدار

پدیده‌های اجتماعی - مذهبی مانند گردهمایی عظیم اربعین که به‌ عنوان یکی از بزرگ‌ترین تجمعات انسانی جهان شناخته می‌شود، با وجود ابعاد بی‌نظیر و پیچیدگی‌های جامعه‌شناختی‌اش، به ‌طور نظام‌مند در کانون توجه جامعه‌شناسان ایرانی قرار نگرفته است. این غفلت نه‌تنها به اربعین محدود نمی‌شود، بلکه الگویی فراگیر است که بسیاری از جلوه‌های هویت جمعی و فرهنگی جامعه ایران را دربرمی‌گیرد. برای فهم این شکاف پژوهشی، لازم است ۲ پرسش بنیادین را پیگیری کنیم: نخست، آیا این غفلت به‌ طور واقعی وجود دارد و شواهد آن چیست؟ دوم، ریشه‌های ساختاری و گفتمانی این بی‌توجهی کدامند؟ پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند تحلیل دومرحله‌ای است: احراز وجود غفلت و سپس کالبدشکافی علل آن.
برای اثبات وجود این غفلت، می‌توان به بررسی نظام‌مند منابع علمی موجود پرداخت. مرور پایگاه‌های داده‌های علمی داخلی مانند SID، Magiran و بانک‌های اطلاعاتی پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دانشگاهی (مانند ایرانداک) نشان می‌دهد پژوهش‌های بنیادی یا کاربردی با محوریت اربعین یا دیگر پدیده‌های مشابه (مانند مناسک جمعی شیعی، یا تحلیل‌های اجتماعی - اقتصادی این رویدادها) به‌ طرز قابل‌ توجهی محدود و نادر هستند. طی ۴ دهه گذشته، بویژه پس از انقلاب اسلامی، حجم قابل‌ توجهی از پژوهش‌های جامعه‌شناختی به موضوعات کلی‌تر مانند مدرنیته، توسعه یا مفاهیم نظری کلاسیک اختصاص یافته است اما پدیده‌های ملموس و پویایی مانند اربعین کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. حتی در کنفرانس‌ها و همایش‌های علمی داخلی، مقالات مرتبط با اربعین اغلب به جنبه‌های کلامی، تاریخی یا توصیفی محدود شده و فاقد تحلیل‌های عمیق جامعه‌شناختی هستند.
از منظر کیفی، اگرچه جامعه‌شناسی دین به ‌عنوان یک زیرشاخه در ایران از توجه نسبی برخوردار بوده اما انتخاب موضوعات در این حوزه اغلب انتزاعی و غیرمرتبط با واقعیت‌های بومی است. به ‌عنوان مثال، تمرکز بر مفاهیم کلاسیک مانند نظریه‌های وبر، دورکیم یا مارکس در تحلیل دین، جای تحلیل پدیده‌های زنده و پویای جامعه ایرانی مانند اربعین را تنگ کرده است. اربعین فراتر از یک مراسم مذهبی، نمایشی بی‌نظیر از همبستگی اجتماعی، مدیریت خودجوش جمعیت، اقتصاد مقاومتی مردمی، شکل‌گیری هویت فراملی و حتی دیپلماسی فرهنگی است. با این حال، این پدیده به ‌ندرت به ‌عنوان یک موضوع جذاب برای پژوهش‌های جامعه‌شناختی در ایران مطرح شده است.
* ریشه‌یابی علل غفلت
غفلت از مطالعه پدیده‌هایی مانند اربعین ریشه در چالش‌های ساختاری و گفتمانی جامعه‌شناسی ایران دارد که در ادامه به تفصیل بررسی می‌شود.
جامعه‌شناسی در ایران، برخلاف جوامع غربی که از تأمل در مسائل بومی خود سرچشمه گرفت، عمدتاً از طریق انتقال و ترجمه ادبیات غربی شکل گرفته است. این انتقال، چه از طریق اساتید تحصیلکرده در غرب و چه از طریق کتب و مقالات ترجمه‌شده، انجام شده است. نتیجه این فرآیند، شکل‌گیری یک جامعه‌شناسی وابسته و غیربومی است که پرسش‌ها و مسائلش بیشتر از جوامع دیگر اقتباس شده تا از واقعیت‌های اجتماعی ایران.
نکته دیگر اینکه نظام آموزشی جامعه‌شناسی در ایران بشدت متن‌محور است و بر بازخوانی و تکرار متون کلاسیک غربی متمرکز شده است. دانشجویان به جای آموزش مهارت‌های عملی مانند مشاهده میدانی، مصاحبه عمیق یا تحلیل داده‌های بومی، به بازتولید مفاهیم و نظریه‌های وارداتی مشغولند. این رویکرد، توانایی «جامعه‌شناسی کردن» - یعنی مواجهه خلاقانه با مسائل اجتماعی و تولید دانش مبتنی بر واقعیت‌های بومی - را تضعیف کرده است. در مقابل، در جوامع غربی، جامعه‌شناسی از تأمل در مسائل ملموس اجتماعی آغاز شده و به نظریه‌پردازی رسیده است. نظام آموزشی در این جوامع بر پرورش بینش جامعه‌شناختی و مهارت تحلیل مسائل واقعی تأکید دارد.
وابستگی به گفتمان وارداتی، اعتماد به نفس علمی جامعه‌شناسان ایرانی را برای مواجهه با مسائل بومی و تولید دانش اصیل کاهش داده است. این انفعال علمی باعث شده پدیده‌هایی مانند اربعین که از منظر جامعه‌شناختی غنی و چندوجهی هستند، به حاشیه رانده شوند.
گفتمان غالب در جامعه‌شناسی ایران، مسائل و پرسش‌های جوامع غربی را به ‌عنوان موضوعات «جهانی» و مشروع پژوهش قلمداد می‌کند، در حالی که مسائل بومی مانند اربعین به ‌عنوان موضوعاتی حاشیه‌ای یا غیرعلمی تلقی می‌شوند. این مساله‌زدایی بومی، جامعه‌شناسی ایران را از واقعیت‌های اجتماعی پویا و ملموس جامعه خود دور کرده است.
فاصله گرفتن از پدیده‌های اجتماعی کلیدی مانند اربعین، جامعه‌شناسی ایران را در خطر انزوا و بی‌ربطی نسبت به تحولات عمیق جامعه قرار داده است. این انزوا نه‌تنها به کاهش تأثیرگذاری علمی این رشته منجر شده، بلکه ارتباط آن با نیازها و دغدغه‌های جامعه را نیز تضعیف کرده است.
بحث بومی‌سازی علوم انسانی در ایران گاه به اشتباه به معنای نفی جهان‌شمولی علم یا تقلیل‌گرایی فرهنگی تفسیر شده است. این سوءتفاهم باعث شده برخی جامعه‌شناسان از پذیرش مسائل بومی به ‌عنوان موضوعات مشروع پژوهش اجتناب کنند، مبادا متهم به «بومی‌گرایی افراطی» شوند. این احتیاط، مطالعه پدیده‌هایی مانند اربعین را که می‌تواند به درک عمیق‌تر جامعه ایرانی کمک کند، به حاشیه رانده است.
بومی‌سازی به معنای تغییر بنیادهای معرفت‌شناختی علم نیست، بلکه به معنای تطبیق پرسش‌ها، روش‌ها و چارچوب‌های تحلیلی با واقعیت‌های فرهنگی، تاریخی و اجتماعی یک جامعه است. مطالعه اربعین نمونه‌ای ایده‌آل از این تطبیق است، زیرا این پدیده در بستر فرهنگ ایرانی - اسلامی ریشه دارد و می‌تواند به تولید دانشی مرتبط و اصیل منجر شود.
برای جبران این غفلت و بازسازی جامعه‌شناسی ایران، تحولات زیر ضروری است:
۱- بازتعریف آموزش جامعه‌شناسی: نظام آموزشی باید از حافظه‌محوری به مهارت‌محوری حرکت کند. دانشجویان باید به جای بازخوانی صرف متون، به میدان‌های واقعی اجتماعی (مانند مسیرهای پیاده‌روی اربعین، موکب‌ها و اجتماعات زائران) فرستاده شوند تا مهارت‌های مشاهده، مصاحبه و تحلیل داده‌های بومی را بیاموزند.
۲- بازنگری در اولویت‌های پژوهشی: نهادهای علمی باید پدیده‌های کلیدی مانند اربعین، مناسک جمعی یا تحولات اجتماعی بومی را در صدر اولویت‌های پژوهشی قرار دهند و بودجه‌های پژوهشی را به این حوزه‌ها اختصاص دهند.
۳- تأسیس گروه‌های تخصصی: ایجاد مراکز یا گروه‌های پژوهشی با محوریت «جامعه‌شناسی مناسک و تجمعات مذهبی» می‌تواند به تمرکز تخصص و منابع کمک کند.
۴- گفتمان‌سازی: برگزاری همایش‌ها، انتشار ویژه‌نامه‌ها و ایجاد فضاهای گفت‌وگو برای توجه به مطالعه پدیده‌های بومی مانند اربعین ضروری است.
۵- رویکرد میان‌رشته‌ای: تلفیق جامعه‌شناسی با مردم‌شناسی، مطالعات فرهنگی، اقتصاد و علوم مدیریت می‌تواند به تحلیل جامع‌تر پدیده‌هایی مانند اربعین منجر شود.
* جمع‌بندی
غفلت جامعه‌شناسی ایران از پدیده‌ای به عظمت اربعین، نشانه‌ای از یک بحران عمیق‌تر است: گسست از واقعیت‌های اجتماعی بومی و وابستگی به گفتمان‌های وارداتی. تا زمانی که جامعه‌شناسی ایران نتواند با شهامت به مطالعه پدیده‌های ملموس و کلیدی جامعه خود بپردازد، در تولید دانشی اصیل و تأثیرگذار ناکام خواهد ماند. اربعین به ‌عنوان یک پدیده چندوجهی و غنی، می‌تواند نقطه شروعی برای گذار از جامعه‌شناسی ترجمه‌ای به جامعه‌شناسی پرسشگر و میدان‌مدار باشد. این تحول نه‌تنها به غنای علمی این رشته کمک می‌کند، بلکه آن را به ابزاری برای درک و حل مسائل پیچیده جامعه ایران تبدیل خواهد کرد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده