مهدی مرسلی: ۴ هفته از شروع لیگ بیستوپنجم گذشته و هنوز پایتختنشینان بزرگ، رنگ پیروزی را در شهر خود ندیدهاند! سرخابیها در زمینهایی غریب و دور از فضای همیشگی ورزشگاه آزادی، به جای قدرتنمایی، تنها حسرت و دلتنگی برای هوادارانشان باقی گذاشتهاند. خانه اصلیشان به مرمت رفته و آنها ناچارند در خانهای اجارهای، غریبه و بیروح، روزگار را سر کنند.
* سرخها؛ گمشده در غرب پایتخت
پرسپولیس تحت هدایت وحید هاشمیان، در هفتههای اخیر، چهرهای پررمز و راز از خود نشان داده است. ۲ مسابقه رسمی به عنوان میزبان داشتند؛ یکی مقابل فجر شهید سپاسی و دیگری برابر فولاد. هر ۲ دیدار در ورزشگاه شهدای شهر قدس برگزار شد و پایان کار چیزی جز مساوی یک - یک برایشان نداشت. تماشاگران اندک، سکوی بیروح و چمن بیکیفیت باعث شد سرخها در قامت مدعی، بیرمق ظاهر شوند.
از سوی دیگر، وقتی پای چادرملو به میان آمد، بازی به ورزشگاه تختی کشیده شد؛ زمینی که نه از نظر کیفیت و نه از نظر فضا شباهتی به خانه حقیقی پرسپولیس نداشت. انتظار میرفت آنها از این موقعیت بهره ببرند و در شرایطی که به جای سفر به یزد، در تهران ماندند، ۳ امتیاز را در جیب بگذارند اما آنچه رخ داد، چیزی جز نمایشی سرد و ناامیدکننده نبود.
تنها نشانه امیدواری برای قرمزها، همان هفته دوم بود که توانستند در ورزشگاه نقش جهان اصفهان، سپاهان پرستاره را با نتیجه یک بر صفر شکست دهند و موقتاً لبخند را به چهره هواداران بازگردانند اما این تنها بردشان تا امروز بوده و سایر دیدارها تصویری از توقف و ناکامی را نشان میدهد.
* آبیها ناتوان در قلعه اجارهای
در سوی دیگر میدان، استقلال هم داستانی مشابه دارد. آبیها به جای ورزشگاه آزادی، راهی قلعهحسنخان شدهاند تا میزبان رقبای خود باشند. نتیجه اما چیزی جز مساوی و حسرت برای هوادارانشان به همراه نداشته. در برابر ذوبآهن، در بازیای پرگل ۳–۳ متوقف شدند و برابر پیکان هم در حالی که حریف ۸۰ دقیقه ۱۰ نفره بود، با تساوی ۲–۲ زمین را ترک کردند.
تنها شادی واقعی استقلال در این فصل، به نخستین هفته بازمیگردد؛ جایی که در ورزشگاه بنیاندیزل تبریز، تراکتور مدعی را با یک گل شکست دادند. همان تک گل محمدحسین اسلامی کافی بود تا شاگردان ریکاردو ساپینتو در نخستین گام مدافع عنوان قهرمانی را زمینگیر کنند اما این طراوت اولیه، خیلی زود رنگ باخت و حالا آبیها هم در صف توقفکردگان قرار دارند.
* آزادی؛ استادیومی که روح میبخشد
با مرور نتایج، پرسش مهمی به میان میآید: آیا اگر آزادی در دسترس بود، سرنوشت سرخابیها متفاوت میشد؟ پاسخ بسیاری از کارشناسان مثبت است. آزادی فقط یک ورزشگاه نیست؛ سمبلی است از تاریخ، خاطره و حضور دهها هزار هوادار که هر نفسشان یار دوازدهم محسوب میشود. چمن بهتر، فضاهای آشنا و فریادهای پرهیاهوی هواداران، عناصری است که به سرخابیها در برابر حریفانشان قدرت مضاعف میدهد.
وقتی تیمی مانند پرسپولیس یا استقلال در آزادی بازی میکند، حتی اگر دچار افت فنی باشد، موج جمعیت میتواند مسیر بازی را عوض کند اما حالا در زمینهای کوچک و نیمهخالی، بازیکنان بیشتر حس غربت دارند تا برتری.
* فشار روانی و آینده مبهم
از جنبه روانی، این ناکامیها بر روحیه بازیکنان و کادر فنی موثر است. نتایج پرسپولیس به عنوان تیمی که همیشه مدعی قهرمانی است، نمیتواند با ۳ مساوی خانگی توجیهپذیر باشد. استقلال هم که ۲ فصل پیش در کورس قهرمانی بود، حالا با توقفهای پیاپی در جایگاه متزلزلی قرار گرفته است.
هر ۲ تیم میدانند در صورت تداوم این روند، فاصلهشان با صدر جدول بیشتر میشود و بازگشت به مسیر قهرمانی دشوار خواهد شد. بهخصوص هواداران که تاب ناکامیهای متوالی را ندارند، ممکن است اعتراضهایشان را به شکل جدیتر نشان دهند.
لیگ بیستوسوم با یک پدیده عجیب آغاز شده است: پرسپولیس و استقلال، در تهران بدون برد. شاید این آمار بهظاهر فقط یک عدد باشد اما پشت آن حقیقتی بزرگ نهفته است؛ این تیمها بدون ورزشگاه آزادی، نیمهجان هستند. نه کیفیت چمن، نه جایگزینهای موقت و نه تلاش مربیان، هیچیک نتوانسته جای آن غول بتنی پرشور را پر کند.
به نظر میرسد هرچه زودتر آزادی بازسازیاش را تمام کند، امید سرخابیها برای بازگشت به مسیر قهرمانی هم بیشتر خواهد شد، زیرا در فوتبال ایران، آزادی فقط یک زمین بازی نیست، بلکه قلب تپنده پایتخت است؛ جایی که بدون آن، بزرگترین تیمها هم به سایهای کمرمق بدل میشوند.
ناکامی پرسپولیس و استقلال در خانههای موقت
خلع سلاح سرخابیها
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها