۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۱:۵۴

به عبارت دیگران

امام نرگس‌ها
[به خاک پای امام حسن عسکری(ع) و حضرت موعود]

زمین به نام تو وقتی رسید باور کرد
که «یازده خُم می» از پیاله لب‌تر کرد 
حکایت تو همان عاشقانه نابی است
که در سبوی غزل‌های ناب، ساغر کرد 
در ارتفاع جهان ایستاده‌ای با عشق
مدار روشن تو ماه را منوّر کرد
بهشت روی لبت بوستانِ باران شد
و پلک‌های تو صد شهر را معطّر کرد
به خط نور نوشتی غریبی خود را
کتاب داغ تو صد کوه را مکدّر کرد
کنار سفره آیینه‌های رویاروی
در انتهای زمان عشق را مکرر کرد
تو ایستادن تاریخ را قصیده شدی
قیام قامت تو تا همیشه محشر کرد
تو امتداد زمان را به روزها بردی
خدا برای ابد اینچنین مقدر کرد
امام آیینه‌ها روبه‌روی تو باشد 
تو را شبیه گل‌افشانی پیمبر کرد
به نام روشن تو آخرالزمان رویید
و انتظار برای همیشه باور کرد؛
که در صحیفه این سینه‌ها تپش دارد
که تکیه‌گاه جهان را نگاه دلبر کرد
شب عروج تو تا داغ‌ها هویدا شد
هزار باغ گل سرخ را که پرپر کرد؛
طلوع صبح پر از عطر پاک باران بود
هوای فاصله‌های گرفته را تر کرد
غمت برای همیشه کنار سامرا
بلور چشم مرا چون گلاب قمصر کرد
هوای کوی شما ای امام نرگس‌ها
تمام مردم این شهر را کبوتر کرد
حامد حجتی

***
ارسطو و مفهوم فلسفه

ارسطو در «مابعدالطبيعه» مى‌گويد: فلسفه با احساس شگفتى در برابر جهان طبيعت آغاز مى‌شود. وقتى دنيا را مشاهده مى‌كنيم، دستخوش شگفتى و اعجاب مى‌شويم؛ براى اينكه اين امور شگفت‌انگيز را مى‌بينيم ولى سر درنمى‌آوريم كه چرا هر چيز به اين نحو جريان پيدا مى‌كند. مى‌گويد اين امر تا اندازه‌اى شبيه تماشا كردن يك نمايش عروسكى يا خيمه‌شب بازى است كه مى‌بينيد ظاهراً اشيا به خودى خود حركت مى‌كنند و در عين حال مى‌دانيد كه بايد مكانيسمى باشد كه سبب اين حركات باشد، ولى هنوز نمى‌دانيد اين مكانيسم چيست. مى‌خواهيد جست‌وجو كنيد و پى ببريد.
برایان مگی/ فلاسفه بزرگ
عزت‌الله فولادوند
انتشارات خوارزمى - صفحه ٧٥

***
وقتی پیر می‌شویم...

آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می‌کند. فکر می‌کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است اما وقتی به آن می‌رسد می‌بیند هنوز همان دخترک 15 ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم‌هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می‌رود و دیگر نمی‌تواند پله‌ها را 3 تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره‌هاست که روی دوش آدم سنگینی می‌کند. پیری فقط یک صورتک بد ترکیب است که با یک من سریش می‌چسبانندش روی صورت آدم، ولی آن پشت جوانی است که دارد نفسش می‌گیرد. بعد یک‌دفعه می‌بینی پیر شدی و هنوز هیچ‌کدام از کارهایی که می‌خواستی نکردی.
ناهید طباطبایی/ 40 ‌سالگی
نشر چشمه - صفحات ۲۵ و ۲۶

***
دولتمردان رضاشاه و سفارتخانه‌های خارجی

تا آنجا که من یادم می‌آید - حالا به قدیم ندیما کار ندارم – حتی در زمان شوهر قدر قدرتم، اغلب دولتیان به جای آنکه به فکر ملک و ملت باشند، به فکر جیب خود و خانواده‌شان بودند. شما در همان 20 سال حکومت رضاشاه دیدید با آن‌ همه کنترل و جدیت و مواظبتی که رضا داشت، اشخاص دولتی سر از سفارتخانه‌های اجنبی درمی‌آوردند و پول و امکانات می‌گرفتند. یکی با آلمان می‌ساخت، یکی با روس – البته اکثریت با حقوق‌بگیران انگلیس بود... تیمورتاش که آن‌ همه مورد توجه رضا بود، جاسوس روس‌ها از آب درآمد و ما فهمیدیم که سال‌های سال مأمور دست اول روسیه در داخل دربار و دم و دستگاه ما بوده و از همه قرارمدارهای ما با آلمان‌ها به روسیه اخبار می‌داده است.
خاطرات تاج‌الملوک
[همسر اول رضاشاه و مادر محمدرضا پهلوی]
(نیویورک: انتشارات نیما، ۱۳۸۰) - صفحه ۴۲۰

***
بنی‌صدر بزرگ‌ترین اندیشه معاصر!

- در اجتماع می‌گویند کتاب «کیش شخصیت» را که شما نوشته‌اید، شاید خصوصیت خودتان باشد!
[ابوالحسن بنی‌صدر:] این را جلال‌الدین فارسی راه انداخته. عرض کنم که اقلاً در من این هنر بوده که چنین آیینه‌ای از خودم به دست بدهم. اگر قرار باشد که من خودم بگویم کیستم، من خود را این‌طور به شما معرفی می‌کنم: من بزرگ‌ترین اندیشه زمان معاصرم. من همین «تضاد و توحید» را بزرگ‌ترین اثر قرن می‌دانم؛ که از خودم است.
محمدجواد مظفر/ اولین رئیس‌جمهور
نشر کویر - صفحه ۷۷

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
captcha
پربیننده