گاندی و تحریم پارچههای انگلیسی و غیروطنی
در ۲۸ مارس ۱۹۲۲ به 6 سال حبس محکوم شد و این محاکمه به علت مدافعات گاندی که در آن بیان داشته است چگونه و چرا از صورت یک همکار و غمخوار به صورت یک مبارز با امپراتوری [انگلیس] درآمده است، یکی از معروفترین محاکمات تاریخی به شمار میرود.
در مدت این زندان، تمام همّ گاندی صرف نخریسی و قرائت کتب مقدس «گیتا»، «قرآن» و «انجیل» شد و نیز در همین مدت زندان بود که کتاب بزرگ شرح حال خود را (تجارب من با حقیقت) به یکی از دوستانش املا کرد. در سال ۱۹۲۳ در زندان بیمار شد و در فوریه ۱۹۲۴ آزاد شد و بقیه مدت محکومیت خود را به گشت و سفر در هند گذراند و در راه توسعه تولید و مصرف پارچههای وطنی نهایت کوشش را کرد. تا جایی که استعمال پارچههای انگلیسی را در هند تقریباً به هیچ تنزل داد.
جلال آلاحمد
ارزیابی شتابزده
انتشارات رواق
صفحه ۲۱۹
***
جنس ایرانی یا جنس خارجی؟!
مرحوم دکتر شریعتی در موزههای غربی، سکهها و صلیبهای طلایی و زینتی جالبی را دیده بود که متعلق به قرون وسطای اروپا بوده، اما روی آنها کلمه «الله» و «بسمالله» نقش شده بوده!
ایشان میگفت در آن زمان، صنعتگران اروپایی با این کار میخواستهاند به خریداران خودشان بگویند: «جنس، خارجی است! مال کشورهای پیشرفته است! مال بغداد و ری و نیشابور و قاهره و قرطبه است»!
یعنی درست برعکس وضع فعلی که مثلاً بافندگان خودمان در ایران روی اجناس ایرانی، مارک خارجی و اروپایی و حروف الفبای لاتین را مینویسند تا به خریداران بگویند: «جنس، خارجی است! مال پاریس و لندن و مونیخ و واشنگتن است.»!
جلال رفیع
در بهشت شداد
انتشارات اطلاعات
صفحه ۳۸۶
***
دموکراسی از نگاه گاندی
دموکراسی بهترین سیستم است. میگویند روزی از ماهاتما گاندی پرسیدند درباره تمدن غرب چه فکر میکند؟ گاندی جواب داد: «خوب است، باید بکوشید تا آن را به وجود آورید». درباره دموکراسی نیز میتوان همین را گفت.
نوام چامسکی
نگاهی انتقادی به سیاست آمریکا
دنیس رابرت و ورونیکا زارکویز
خجسته کیهان
نشر افق
صفحه ۱۱۱
***
ساعتهای آخر عمر صاحب جواهر
نقل است روزی از آیتالله محمدحسن نجفی، فقیه نامدار شیعه معروف به «صاحب جواهر» که مؤلف کتاب گرانسنگ «جواهرالکلام» است سؤال میکنند: اگر خداوند به شما اطلاع دهد که از عمر شما جز چند ساعت باقی نمانده، این ساعات پایانی عمر را صرف چه کار میکنید؟ ایشان در جواب میفرماید: این چند ساعت عمرم را صرف خدمت به خلق و گرهگشایی از مردم میکنم و اگر دیدم نمیتوانم برای کسی کاری انجام دهم میروم جلوی در خانهام مینشینم تا شاید کسی به من مراجعه کند و بگوید: حاج آقا! برایم استخارهای بگیرید.
روزنامه کیهان
۱۸ تیرماه ۱۳۹۶
صفحه ۸
***
رذالت روشنفکران...
عسل گفت: نگاه کن به بازی گنجشکها روی برف، چه آسوده و بیخیال میخندند.
گیلهمرد کوچکاندام، پاسخ داد: زمانی که کودک میخندد، باور دارد همه دنیا در حال خندیدن است و زمانی که یک انسان ناتوان را خستگی از پا درمیآورد، گمان میبرد که خستگی، سراسر جهان را از پای درآورده است.
چرا ناامیدان، دوست دارند که ناامیدیشان را لجوجانه تبلیغ کنند؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی ابدی قلمداد کنند؟
چرا پوچگرایان، خود را، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن میجنگیم، پارهپاره میکنند؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماریشان به تن و روح دیگران سرایت کند، دلیل بر رذالت بیحساب ایشان نیست؟
من هرگز نمیگویم در هیچ لحظهای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد. من میگویم: به امید بازگردیم؛ قبل از آنکه ناامیدی، نابودمان
کند.
نادر ابراهیمی
یک عاشقانه آرام
نشر روزبهان
صفحه ۴۹
گردآورنده، تقی دژاکام