مینوازی کوک ناسازی چرا
باز با اعصاب ما بازی چرا
ناز کم کن مشتری آور به دست
در فروش خودرو غمازی چرا
ای که از بس خوردهای، ترکیدهای
به غم مردم شدی راضی چرا
یکهتازا اینقدر تکخور نباش
فکر ملت باش تکتازی چرا
تو دل ما را نیاوردی به دست
کمتری از ترک شیرازی* چرا
چارچرخ زندگی را باد کن
در هوای نرخ، جوسازی چرا
جیب ملت را وراندازی نکن
جیب ملت را وراندازی چرا
ما کلاه خویش قاضی کردهایم
پس کلاه تو نشد قاضی چرا
عاقبت چوب خدا را میخورید
ای گران گازان! گران گازی چرا
* اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را...