۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۲۴

به عبارت دیگران

سنگین‌ترین سکته آیت‌الله مهدوی‌کنی

تقریباً سنگین‌ترین سکته حاج آقا [آیت‌لله مهدوی‌کنی] در زندان خیام لبنان، که در واقع زندان اسرائیلی‌ها بود و بچه‌های حزب‌الله را در آنجا زندانی کرده بودند اتفاق افتاد. حاج‌آقا را روی نوک کوه برده بودند. حدود 2 ساعت طول کشیده بود تا به آنجا برسند. حاج‌آقا رفته بودند که از طرف رهبر معظم انقلاب در مجلس ختم مرحوم شیخ محمدمهدی شمس‌‌الدین شرکت کنند. مرحوم شمس‌الدین از علمای بزرگ لبنان و در واقع قائم‌مقام امام موسی صدر بودند. ایشان که از دنیا رفتند، حاج‌آقا از روی رفاقت‌شان به آنجا رفتند و آقا [رهبر معظم انقلاب] هم فرمودند: از طرف ما هم آنجا، نمایندگی کنید. حاج‌آقا را در آنجا، به مناطق آزادشده جنوب لبنان و زندان انصار و خیام برده بودند که آنجا را نشان‌شان بدهند. طی کردن آن مسافت مرتفع خیلی طول کشیده و روی حاج‌آقا اثر گذاشته بود، بعد هم که ایشان را داخل زندان بردند و خود فردی که شکنجه شده بود، ماجرا را توضیح داد، خیلی متأثر شدند.
این آقای امام‌ جمعه نقل می‌کردند: در آن زندان، جایی تابوت مانند وجود داشت که زندانی را در آن برای مدتی طولانی، مثل یک قبر دفن می‌کردند. این فرد نه قدرت تکان ‌خوردن داشت، نه نفَسَش بالا می‌آمد و در تاریکی محض هم بود، طوری که خیلی از افراد ‌از حال می‌رفتند.
این تکه را از حاج‌آقا نشنیده بودم و این آقای امام جمعه نقل می‌کردند که ظاهراً حاج‌آقا داخل آن تابوت رفته بودند و در همان ‌جا احساس سنگینی و سکته کردند...
همراهان خواسته بودند به سرعت ایشان را به شهر برسانند که مسافت زیاد اجازه نداده بود و چون دم مرز هم بود، اسرائیلی‌ها گزارش کرده بودند گروهی دارد به‌سرعت حرکت می‌کند و نیروهای حافظ صلح هم مدتی جلوی کاروان را گرفته و تصور کرده بودند اینها یک گروه مسلح هستند که دارند به سرعت برای انجام عملیات می‌روند! و نهایتاً حاج‌آقا را تقریباً دوساعت‌ونیم معطل کرده بودند، طوری که دکتر گفته بود با این سکته شدید، فقط معجزه و کار خداست که ایشان زنده مانده‌اند!
این سنگین‌ترین سکته حاج‌آقا بود که تقریباً نصف قلب ایشان را از کار انداخت! تا 2 ساعت‌ونیم بعد از سکته نتوانسته بودند به ایشان رسیدگی کنند و خیلی به ایشان سخت گذشته بود و عمده‌ترین آسیب، در آن حادثه به حاج‌آقا وارد شد. حاج‌آقا تقریباً 10 روز در بیمارستان بودند و بعد به ایران برگشتند. به هر حال برای ایشان در آن بازدید، شکنجه‌های دوران مبارزات انقلاب تداعی شده بود.
محمدسعید مهدوی‌کنی
سیاستمدار صادق
 ماهنامه فرهنگی - ‌تاریخی شاهد یاران
دوره جدید، شماره ۱۲۰، مهرماه ۱۳۹۴
صفحات ۳۰ و ۳۱

***
محی‌الدین عربی به روایت شهید مطهری

محی‌الدین عربی حاتمی اندلسی، از اولاد حاتم طایی است. در اندلس تولد یافته اما ظاهراً بیشتر عمر خود را در مکه و سوریه گذرانده است. شاگرد شیخ ابومدین مغربی اندلسی از عرفای قرن ششم است. سلسله طریقتش با یک واسطه به شیخ عبدالقادر گیلانی می‌رسد.
محی‌الدین – که احیاناً با نام «ابن‌العربی» نیز خوانده می‌شود -  مسلماً بزرگ‌ترین عرفای اسلام است؛ نه پیش از او و نه بعد از او کسی به پایه او نرسیده است. به همین جهت او را «شیخ اکبر» لقب داده‌اند. عرفان اسلامی از بدو ظهور، قرن به قرن تکامل یافت؛ در هر قرنی عرفای بزرگی ظهور کردند و به عرفان تکامل بخشیدند و بر سرمایه‌اش افزودند. این تکامل تدریجی بود، ولی در قرن هفتم به دست محی‌الدین عربی جهش پیدا کرد و به نهایت کمال خود رسید. محی‌الدین عرفان را وارد مرحله جدیدی کرد که سابقه نداشت. بخش دوم عرفان، یعنی بخش علمی و نظری و فلسفی آن به وسیله محی‌الدین پایه‌گذاری شد.
عرفای بعد از او عموماً ریزه‌خوار سفره او هستند. محی‌الدین علاوه بر اینکه عرفان را وارد مرحله جدیدی کرد، یکی از عجایب روزگار است. انسانی است شگفت و به همین دلیل اظهار عقیده‌های متضادی درباره‌اش شده است. برخی او را ولی کامل، قطب‌الاقطاب می‌خوانند و بعضی دیگر تا حد کفر تنزلش می‌دهند. گاهی ممیت‌الدین و گاهی ماحی‌الدین‌اش می‌خوانند.
صدرالمتألهین، فیلسوف بزرگ و نابغه عظیم اسلامی، نهایت احترام را برای او قائل است؛ محی‌الدین بیش از 200 کتاب تألیف کرده است. بسیاری از کتاب‌های او و شاید همه کتاب‌هایی که نسخه آنها موجود است (حدود 30 کتاب) چاپ شده است. مهم‌ترین کتاب‌های او یکی  «فتوحات مکیه» است که کتابی است بسیار بزرگ و در حقیقت یک دایره‌المعارف عرفانی است، دیگری کتاب «فصوص‌ الحکم» که گرچه کوچک است ولی دقیق‌ترین و عمیق‌ترین متن عرفانی است؛ شروح زیادی بر آن نوشته شده است. در هر عصری شاید 3-2 نفر بیشتر پیدا نشده باشد که قادر به فهم این متن عمیق باشد.
مرتضی مطهری
خدمات متقابل اسلام و ایران
انتشارات صدرا
صفحات۵۷۲ و۵۷۳

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
captcha