۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۷:۴۵
دستیار مورینیو عوض تیم‌ ملی ایران به سمپدوریا رفت

فرار ایتالیایی

در فوتبال، بعضی فرصت‌ها آنقدر نزدیک می‌آیند که صدای نفس‌شان را می‌شنوی اما در یک لحظه محو می‌شوند. ماجرای سالواتوره فوتی، مربی سرشناس ایتالیایی که قرار بود روی نیمکت تیم‌ ملی ایران بنشیند، دقیقاً از همان جنس است؛ فرصتی که با تأخیر فدراسیون دود شد و به آسمان جنوا رفت.
در روزهایی که همه انتظار داشتند امیر قلعه‌نویی بالاخره از رؤیای داشتن یک مشاور خارجی عبور کند و نام فوتی را به فهرست کادرش اضافه کند، ناگهان خبر از ایتالیا رسید: مرد مورد نظر، قراردادش را با سمپدوریا امضا کرده است. همان تیم ریشه‌داری که زمانی بوی قهرمانی اروپا می‌داد و حالا در ته جدول سری بی‌ دست‌وپا می‌زند.
رسانه‌های ایتالیایی نوشتند: «سمپدوریا بالاخره سرمربی جدید خود را معرفی کرد، هرچند نقش اصلی را در تمرینات و تصمیمات فنی، سالواتوره فوتی ایفا خواهد کرد». در واقع او همان رهبر پنهانی است که به دلیل نداشتن مدرک حرفه‌ای پرولیسانس، نامش فقط در ستون «دستیار اول» ثبت شده اما هر کس فوتبال را بشناسد می‌داند این مرد با ذهن تاکتیکی‌اش، فرمان را در دست دارد.
فوتی پیش‌تر در کنار مارکو جامپائولو و ژوزه مورینیو کار کرده بود؛ از تورین و میلان تا رم و استانبول و حتی همین سمپدوریا، همیشه در سایه‌ای روشن از مربیان بزرگ. حالا نوبت خودش رسیده تا نیمکتی را هدایت کند. هرچند به ظاهر در عنوان «دستیار» است ولی عملا سرمربی آبی‌پوشان جنوا شده است. او کسی است که جزئیات را نفس می‌کشد و نظم را به تیم تزریق می‌کند. سمپدوریا، تیمی که از یاد رفته بود، در جست‌وجوی همین خونسردی بود.
در جنوا، او نخستین تمرین را در زمین موگناینی آغاز خواهد کرد. رسانه‌ها در گزارش‌های خود این لحظه را «طلوع عصر فوتی» توصیف کرده‌اند؛ دوره‌ای که شاید در مدار ثبت فدراسیون ایتالیا نیاید اما در چشمان بازیکنان و تماشاگران، او سرمربی واقعی است. نخستین آزمون او، دیدار با فروزینونه در ورزشگاه تاریخی لوییجی فراری خواهد بود؛ جایی که قرار است مرد آرام ایتالیایی برای اولین‌بار مقابل انبوه نگاه‌ها بایستد.
اما در تهران، ماجرا رنگی دیگر دارد. قلعه‌نویی مدت‌ها بود چشم به جذب او دوخته بود. حتی تصویر فوتی در دوبی، کنار زمین مسابقه دوستانه ایران ـ تانزانیا، نشان می‌داد همه چیز برای امضا آماده است اما تا زمانی که نامه رسمی فدراسیون ارسال شود، روزها گذشت و تلفن‌ها بی‌پاسخ ماند. در همان فاصله، مدیران سمپدوریا تماس گرفتند، پیشنهاد را روی میز گذاشتند و مرد ایتالیایی بدون درنگ امضا کرد.
در ظاهر، فقط یک دستیار از دست رفته است اما در باطن، این پرونده نمادی از تکرار یک درد قدیمی است: تأخیر، تردید و از دست رفتن. مربی‌ای که می‌توانست بخشی از ساختار تازه تیم‌ ملی باشد، حالا در کشور خودش آغاز به کار کرده و فدراسیون فوتبال ایران یک‌ بار دیگر نتیجه تصمیم‌گیری‌های کند خود را دید.
فوتی در گفت‌وگویی کوتاه گفته بود: «به ایران علاقه دارم اما حرفه‌ای‌ام و این موضوع اجازه نمی‌دهد بی‌برنامه کار کنم». و این جمله شاید خلاصه تمام داستان باشد. او برنامه داشت، ما تعلل کردیم.
در ایتالیا، نامش در مدار رسمی کنار آنجلو گرگوتی ثبت شده اما همه می‌دانند این چرخ را او می‌چرخاند. در ایران اما، تنها چیزی که به جا مانده، افسوس از یک فرصت سوخته است. فدراسیون هنوز به دنبال جایگزین می‌گردد اما حقیقت روشن است: مربی‌ای که می‌توانست جان تازه‌ای به نیمکت تیم‌ ملی بدهد، دیگر رفت.
در پایان، شاید تنها جمله‌ای که بماند همین باشد: در فوتبال، هر تأخیر، نوعی شکست است و ما، باز هم دیر رسیدیم!

ارسال نظر
captcha