چرا پپسی نداری؟!
پرونده جبیل بعد از یک روز طولانی و بازدیدهای زیاد و بعضاً خستهکننده بسته شده بود. داشتیم از تشنگی هلاک میشدیم. یک ماه از پاییز میگذشت و هوا همچنان گرم بود. دنبال مغازهای میگشتیم که ازش نوشابه بخریم هم گلویمان تازه شود و هم فشارمان نیفتد.
علی الهادی میگفت: اینجا اکثراً مسیحی هستن و اگه بفهمن شما ایرانی هستید، ممکنه مشکلساز بشه. بذارید خودم برم نوشابه بخرم. جلوی مغازهای که یخچالی با آرم نوشابه «zeed» داشت ایستادیم.
توی لبنان بچههای حزبالله و کسانی که بیشتر حواسشان جمع است، از این نوشابه میخورند و آن را جایگزین پپسی کردهاند. علی الهادی چند دقیقه بعد از خروج از ماشین با نیش باز و نوشابه در دست برگشت. گفت: «بیایید براتون سوژه جور کردم؛ طرف مسیحیه ولی پپسی نمیفروشه؛ فقط نوشابه لبنانی zeed میاره».
با فک افتاده، از ماشین پیاده شدیم. پیش خودم گفتم شاید طرف مسیحی نبوده. وارد محوطه کمنور مغازهاش که شدیم، اطمینان پیدا کردم مسیحی است؛ علاوه بر تصویر قدیس مسیحی که توی اکثر مکانهای مربوط به مسیحیان در لبنان نصب شده، تصویر مریم مقدس را هم زده بود به دیوار. از اینها گذشته، زهرماری هم کنار دستش گذاشته بود. قبل از ورود ما به مغازه یک قلپش را هورت کشید و قوطیاش را گذاشت کنار میز روی زمین.
[زهرماری را از کجا میشناسم؟ باید چند سال در زمینه آسیبهای اجتماعی به صورت تخصصی کار کرده باشی و وقت گذاشته باشی تا مشروبات الکلی را از بو و برندش بشناسی.]
اسمش ابوجوزف بود. پرسیدم: «چرا پپسی نداری؟»
- چون نمیخوام در این موقعیت جنگی به آمریکا و اسرائیل کمک کنم.
- قبلاً هم نمیآوردی یا تازگیها نمیاری؟
- بعد از هفت اکتبر دیگه نیاوردم.
ماشاءالله همان وقتی که نجسی خورده بود، از بعضی مردم خودمان بهتر میفهمید.
محمدحسین عظیمی/ در بازداشت حزبالله
انتشارات سوره مهر
صفحه 317
***
دو دولتی و شوخی بیمزه نتانیاهو
نتانیاهو قبلاً راهحل دو دولتی را پذیرفته بود. وقتی در دفترش با او ملاقات کردم، پرسیدم: آیا تعهد شما به راهحل دو دولتی صرفاً برای راضی نگه داشتن اوباماست؟ لبخندی زد و گفت: «خب، واضح است که دلیلی غیر از این نمیتواند داشته باشد.» سپس این استدلال همیشگی را مطرح کرد که اساساً چرا اسرائیل باید با تشکیل دولت فلسطینی موافقت کند؟
حتی همان موقع هم برایم واضح بود که حرف نتانیاهو برای دفاع از راهحل دو دولتی چقدر کلیشهای و تصنعی است. کاملاً مشخص بود که قلباً به آن اعتقادی ندارد. بسیاری از چهرهها مثل بیل کلینتون، تونی بلر و همینطور نخستوزیران اسبق اسرائیل مثل ایهود باراک و شیمون پرز به طرق مختلفی این نگاه لیبرال و رایج را مطرح میکردند که اسرائیل برای به دست آوردن پذیرش بینالمللی و صلح با همسایگان عرب خود، ابتدا باید با فلسطینیها صلح کند، اما نتانیاهو در طول فعالیت سیاسیاش، هیچگاه تضمین آینده اسرائیل را در پذیرفتن این نگاه ندید و همواره در برابر آن مقاومت کرد.
گیدئون راخمن/ عصر مستبدان
محمد مهدیپور
ترجمان، شماره 36
صفحه 49
***
اتهام: قتل جناب شاریکوف!
فردی که لباس شخصی به تن داشت، با دستپاچگی گفت: «خودتان را ناراحت نکنید پروفسور!» سپس کمی مِنمِن کرد و گفت: «خیلی متأسفم... ما حکم تفتیش آپارتمان شما و...» مرد از گوشه چشم، نگاهی به سبیل فیلیپ فیلیپوویچ انداخت و ادامه داد: «و بسته به نتیجه تفتیش، حکم بازداشت را داریم.»
فیلیپ فیلیپوویچ چشمها را ریز کرد و پرسید: «اجازه میفرمایید بپرسم به چه اتهامی و حکم بازداشت چه کسانی؟»
مرد گونههایش را خاراند و به خواندن کتابچهای پرداخت که از کیفش بیرون کشیده بود: «بازداشت پِری آبراژنسگی، بورمنتال، زینا ییدا بونینا و داریا ایوانوا به اتهام قتل سرپرست دایره پاکسازی اداره خدمات شهری مسکو، پولیگراف پولیگرافوویچ شاریکوف...»
شیون زینا جمله او را ناتمام گذاشت. جنبوجوشی به راه افتاد.
فیلیپ فیلیپوویچ در حالی که تکان شاهانهای به شانههایش میداد، گفت: «اصلاً سر درنمیآورم. شاریکوف دیگر کیست؟ آه، ببخشید، منظورتان سگ من است؟ ... همانکه جراحیاش کرده بودم؟»
«ببخشید پروفسور! سگ نه. منظورمان وقتی است که او دیگر انسان شده بود. مساله همینجاست».
فیلیپ فیلیپوویچ پرسید: «منظورتان این است که «وقتی حرف میزد؟» حرف زدن هنوز به این معنی نیست که او آدم شده بود!»
میخائیل بولگاکف/ قلب سگی
آبتین گلگار
نشر ماهی
صفحات ۱۸۴ و ۱۸۵
گردآورنده، تقی دژاکام