محمد رشوند: برنامه آمادهسازی تیم ملی فوتبال ایران برای جامجهانی ۲۰۲۶ وارد فاز تازهای شده است؛ فازی که در آن، هیجان نامها جای خود را به منطق سبکها داده و انتخاب حریفان تدارکاتی، بیش از هر چیز بر اساس شباهت فنی و شرایط مسابقات صورت میگیرد. قرار گرفتن ایران در گروهی با تنوع جغرافیایی و تاکتیکی بالا، کادر فنی را وادار کرده نگاهش به آمادهسازی، از قالبهای کلیشهای فاصله بگیرد و به سمت شبیهسازی واقعی فضای جامجهانی حرکت کند.
همگروهی با بلژیک به عنوان یک قدرت اروپایی، مصر با ویژگیهای فوتبال آفریقا و نیوزیلند از اقیانوسیه، باعث شده تیم ملی با ۳ مدل کاملاً متفاوت روبهرو شود. همین موضوع، پایه طراحی اردوها و بازیهای تدارکاتی را شکل داده است؛ برنامهای که قرار نیست فقط رزومهساز باشد، بلکه باید پاسخگوی نیازهای فنی تیم باشد.
* ۴ بازی در ۲ فیفادی و یک هدف
بر اساس برنامه نهاییشده، تیم ملی ایران در ۲ پنجره فیفادی باقیمانده تا آغاز جام جهانی، ۴ دیدار دوستانه انجام خواهد داد. این بازیها به صورت هدفمند انتخاب شدهاند تا هم از نظر بدنی و هم از نظر ساختار تیمی، شاگردان امیر قلعهنویی در شرایطی نزدیک به مسابقات رسمی قرار گیرند.
۲ بازی نخست در فیفادی نوروز ۱۴۰۵ برگزار میشود و ۲ مسابقه دیگر به خردادماه اختصاص دارد؛ بازهای که بهطور سنتی، آخرین فرصت تیمها برای محک جدی پیش از ورود به تورنمنت اصلی محسوب میشود. در این مقطع، دیگر جایی برای آزمونهای کمریسک باقی نمیماند و هر انتخاب، باید مستقیماً در خدمت آمادهسازی باشد.
* اردوی نوروز؛ تمرین در فضای جام جهانی
مهمترین بخش این نقشه راه، اردوی اروپایی تیم ملی در نوروز ۱۴۰۵ است؛ اردویی که از اواخر اسفندماه کلید میخورد و پس از چند روز تمرین داخلی، تیم راهی اروپا میشود. هدف از این اردو، خروج بازیکنان از فضای آشنای فوتبال داخلی و قرار گرفتن در شرایطی متفاوت از نظر آبوهوا، امکانات، زمین تمرین و حتی فشار رسانهای است.
۲ دیدار تدارکاتی این اردو، نقش آزمایشگاه تاکتیکی را ایفا خواهد کرد. کادر فنی قصد دارد سیستمهای مختلف را در شرایط واقعی امتحان کند، واکنش بازیکنان به ریتم بالای بازی را بسنجد و ترکیبهایی را محک بزند که احتمالاً در جامجهانی به آنها نیاز خواهد داشت. این اردو، بیش از هر چیز، برای شناخت دقیقتر نقاط ضعف طراحی شده؛ نقاطی که باید پیش از آغاز رقابتها ترمیم شود.
* عبور حسابشده از بازیهای نمایشی
یکی از نکات کلیدی در این برنامه، پرهیز آگاهانه از مسابقات صرفاً پرزرق و برق است. امیر قلعهنویی و مشاورانش به این جمعبندی رسیدهاند که بازی با تیمهای بزرگ، اگر صرفاً به خاطر نام و جذابیت رسانهای باشد، لزوماً کمکی به تیم نمیکند. معیار اصلی، شباهت سبک بازی حریفان تدارکاتی با تیمهای حاضر در گروه ایران است.
به همین دلیل، فهرست گزینهها محدود شده و تمرکز روی تیمهایی قرار گرفته که از نظر نظم تاکتیکی، قدرت بدنی و سرعت انتقال، بتوانند شرایط مسابقات جامجهانی را بازسازی کنند. این رویکرد، شاید هیجان کمتری برای افکار عمومی داشته باشد اما از نگاه فنی، منطقیترین مسیر ممکن است.
* اروپا در خرداد؛ مسی نه، رونالدو شاید
برنامه آمادهسازی تیم ملی به اردوی نوروز ختم نمیشود. طبق اطلاعات موجود، ایران خردادماه نیز یک دیدار دوستانه مهم در اروپا برگزار خواهد کرد؛ مسابقهای که میتواند آخرین آزمون جدی پیش از جامجهانی باشد. فدراسیون فوتبال در تلاش است حریفی را انتخاب کند که بیشترین شباهت را به بلژیک داشته باشد و از نظر سطح کیفی، تیم را تحت فشار واقعی قرار دهد.
در این میان، نامهایی چون اسپانیا و آرژانتین مطرح بودند اما با توجه به برنامههای فشرده این تیمها و برگزاری دیدارهای رسمی دیگر، احتمال تقابل آنها با ایران عملاً منتفی شد. این یعنی خبری از حضور لیونل مسی در بازی دوستانه با ایران نخواهد بود.
با این حال، گزینه پرتغال همچنان روی میز است. دیداری که اگر نهایی شود، ممکن است ایران را دوباره مقابل کریستیانو رونالدو قرار دهد؛ تقابلی که از نظر فنی میتواند شبیهسازی مناسبی برای بازی با بلژیک باشد. البته فدراسیون، خود را به یک گزینه محدود نکرده و مذاکرات با چند تیم اروپایی دیگر نیز در جریان است تا در صورت به بنبست رسیدن یک مسیر، گزینه جایگزین آماده باشد.
* نقشهای بیسروصدا اما هدفمند
آنچه از مجموع این تصمیمها برمیآید، تغییر رویکرد فدراسیون فوتبال و کادر فنی نسبت به ماههای گذشته است. هیاهوی رسانهای جای خود را به برنامهریزی آرام و هدفمند داده و تمرکز اصلی، بر شبیهسازی دقیق شرایط جامجهانی قرار گرفته است.
۴ بازی تدارکاتی، ۲ اردوی کلیدی و انتخاب حسابشده حریفان، نشان میدهد تیم ملی با نگاهی واقعبینانهتر مسیر خود را ترسیم کرده است.
این مسیر، شاید تضمینی برای موفقیت نباشد اما دستکم نشان میدهد تیم ملی ایران با شناخت درستتری از چالشهای پیش رو، قدم به سوی جامجهانی ۲۰۲۶ برمیدارد؛ جایی که آمادهسازی، به اندازه خود مسابقات اهمیت دارد.
این شاید آخرین تقاطع ایران و رونالدو باشد
اگر دیدار تدارکاتی ایران - پرتغال قطعی شود، این مسابقه فقط یک بازی آمادهسازی ساده نخواهد بود؛ این دیدار، به احتمال زیاد، آخرین باری است که نام کریس رونالدو در فهرست بازی مقابل تیم ملی ایران قرار میگیرد. نامی که برای فوتبال ایران، فقط یک ستاره خارجی نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی چند نسل محسوب میشود. تیم ملی ایران در مسیر رسیدن به جامجهانی ۲۰۲۶، ناچار است با واقعیت فوتبال سطح اول روبهرو شود. بازی با تیمهای متوسط، شاید آرامش بیاورد اما حقیقت را پنهان میکند. به همین دلیل است که کادر فنی، از ابتدا رویارویی با یک قدرت بزرگ اروپایی را برای آمادهسازی خود حیاتی دانسته؛ تیمی که کیفیت فردی، تجربه و فشار روانی را همزمان تحمیل کند. در این میان، پرتغال تنها یک نام نیست؛ پرتغال یعنی کریس رونالدو. برای بازیکنان تیم ملی ایران، تقابل دوباره با کریس رونالدو فقط یک مسابقه نیست؛ فرصتی است برای لمس مستقیم یکی از آخرین بازماندگان عصر طلایی فوتبال. رونالدو، سالهاست مقابل ایران ایستاده؛ گاهی در جام جهانی، گاهی در لیگ قهرمانان آسیا، گاهی حتی در قابهای رسانهای و رکوردشکنیها. از جامجهانی ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۸، نام ایران همیشه کنار نام رونالدو آمده؛ تقابلی که هر بار با فشار و خاطره همراه بوده است. سن و سال کریس رونالدو حالا به نقطهای رسیده که هر بازی ملی، میتواند آخرین باشد. این احتمال، وزن این دیدار را دوچندان میکند. اگر او در این مسابقه به میدان برود، برای سومین بار پیراهن پرتغال را مقابل ایران خواهد پوشید؛ اتفاقی که بعید است در آینده تکرار شود. همانطور که برای بسیاری از ملیپوشان ایران هم، چنین مواجههای دیگر در دسترس نخواهد بود. رابطه فوتبال ایران و کریس رونالدو فقط به تیم ملی محدود نمیشود. تقابلهای باشگاهی، حضور او مقابل پرسپولیس و استقلال، سفر به ایران و حاشیههایش، همگی باعث شدهاند رونالدو برای هوادار ایرانی، چهرهای آشنا باشد؛ نه یک ستاره دوردست. او رکورد علی دایی را شکست و نامش بارها در متن فوتبال ایران تکرار شد. اگر این بازی برگزار شود، کریس رونالدو برای ششمین بار مقابل نمایندگان فوتبال ایران قرار خواهد گرفت؛ شاید آخرین بار. لیسبون میتواند صحنه پایانی این داستان طولانی باشد؛ جایی که ایران، پیش از جام جهانی، دوباره مقابل رونالدو میایستد؛ نه برای نتیجه، بلکه برای ثبت یک قاب تاریخی دیگر. این بار، شاید واقعاً آخرین بار باشد.