۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۸:۵۲

به عبارت دیگران

به خاطر امام در برابر آیت‌الله طاهری سکوت کرد

بنده سال 1360 در کابینه آقای مهندس موسوی با ایشان آشنا شدم. شاید هم بهتر باشد بگویم در دولت شهید باهنر در دوران ریاست‌جمهوری شهید رجایی! در آن کابینه من وزیر پست و تلگراف و تلفن و مرحوم آقای پرورش وزیر آموزش‌و‌پرورش بودند و در حاشیه جلسات دولت با ایشان جلساتی داشتیم. یادم هست در دوره‌ای که بنی‌صدر رأی آورد، یک‌جورهایی حزب جمهوری اسلامی مات شد! فضای یأس‌آلودی بر نیروهای اصیل انقلاب و کسانی که در حزب جمهوری اسلامی بودند و بر طرفداران آن، حاکم شد. پس از آن بود که جلسه‌ای در حزب تشکیل شد تا برای نخستین انتخابات مجلس شورای اسلامی تصمیم‌گیری شود. این جلسه در دفتر مرکزی حزب، یعنی همان‌ جایی که انفجار در آن روی داد و شهید بهشتی و یاران ایشان به شهادت رسیدند، در حضور ایشان و آیت‌الله موسوی‌اردبیلی تشکیل و بحث شد که پس از این شکست بزرگی که حزب خورده بود، آیا اساساً درست است در انتخابات مجلس شرکت کند یا باید از این کار خودداری کند؟ در این زمینه دیدگاه‌های گوناگونی مطرح شد اما نهایتاً تصمیم بر آن شد در انتخابات مجلس شرکت کنیم. خوشبختانه این انتخابات برای حزب موفقیت بزرگی به همراه آورد و اکثر کاندیداهای آن به مجلس راه یافتند. مرحوم پرورش هم در زمره راه‌یافتگان بودند.
 ایشان به دلیل اطلاعات عمیقی که در ادبیات، قرآن و عرفان داشتند، دارای جذابیت‌های اخلاقی و عاطفی زیادی بودند. ایشان سخت به علامه طباطبایی علاقه‌مند بودند، به همین دلیل در اوایل انقلاب جزو معدود افرادی بودند که تفسیر دشوار المیزان را خوب خوانده و خوب هم فهمیده بودند و می‌توانستند همیشه مسائل را به شکل خوبی جمع‌وجور کنند. ایشان جلسات روزنامه [رسالت] را هم با طنز در کنار قاطعیت به‌درستی اداره می‌کردند و نتیجه‌گیری‌های بسیار خوبی داشتند.
[درباره رابطه ایشان با شاگردان‌شان هم] بویژه در سپاه و نهادهای مختلف اصفهان، کمتر کسی را دیده‌ام که به ایشان علاقه نداشته باشد. علتش هم این است که اغلب آنها در مقطعی به ‌نوعی شاگرد ایشان بودند و از طریق ادبیات و معارف دینی با ایشان پیوند عمیقی برقرار کرده بودند. این علاقه تا همین اواخر هم بین ایشان و شاگردان‌شان برقرار بود و تجلی آن را در تشییع جنازه ایشان دیدیم که واقعاً از همه اقشار آمده بودند. حتی در یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب مقاله‌ای از آقای شیرزاد دیدم که از خاطرات خوب دوران شاگردی‌اش با مرحوم آقای پرورش نوشته و از ایشان تجلیل کرده بود.
حضرت امام هم ایشان را خوب می‌شناختند و هم به ایشان علاقه داشتند. مرحوم آقای پرورش در واقع یکی از رهبران انقلاب در اصفهان بودند و در این زمینه جایگاه و نقش ویژه‌ای داشتند. این نکته‌ای است که دوست و دشمن بر آن معترفند. ایشان با مرحوم آقای طاهری امام جمعه اصفهان اختلافاتی داشتند، ولی حضرت امام در دیداری فرمودند: آقای طاهری امام جمعه اصفهان و نماینده ولی ‌فقیه است، برای اینکه در اصفهان مشکلی پیش نیاید، ایشان سکوت کنند و ایشان به این توصیه حضرت امام عمل کردند.
سیدمرتضی نبوی
تارنمای پژوهشکده تاریخ معاصر
7 دی 1394

***
بزرگ‌ترین منکر توصیه صندوق بین‌المللی پول است

در زمان صدارت آقای هاشمی‌رفسنجانی که آقای دکتر روغنی‌زنجانی معاون و رئیس سازمان برنامه و بودجه بود، من 3 مقاله در روزنامه رسالت نوشته بودم با عنوان «منکرات بزرگ» و مدعی شده بودم بزرگ‌ترین منکری که باید از آن  نهی کنند، همین مدل نئوکلاسیک تعدیل صندوق بین‌المللی پول است. 
در تماسی تلفنی، برادر محترم آقای روغنی‌زنجانی گفت من چه کنم؟ به قم رفتم، با آقای مصباح حرف زدم، با آقای سیدمنیرالدین حسینی صحبت کردم، مدلی نداشتند و اضافه کرد البته من قبول دارم راسیونالیسم علمی محض با اسلام ناسازگار است. بعد از من پرسید تو اگر جای من بودی چه می‌کردی؟ 
پاسخ دادم: 2 کار می‌کردم که تو نمی‌کنی؛ اول آنکه برای تبیین مشکل و تجویز نحوه درمان آن بین مدل‌های رقیب برای توضیح یک پدیده به مدل و الگویی متوسل می‌شدم که سازگاری بیشتر یا ناسازگاری کمتری با عقاید مردم و اقتضائات ملی دارد. دوم آ‌نکه ۲۰ اقتصاددان معتقد به تمامیت اسلام برای اداره جامعه و ۲۰ طلبه فاضل اقتصاددان را در ساختمانی مستقر می‌کردم و تمام امکانات را در اختیارشان قرار می‌دادم تا 5 سال دیگر کاسه چه کنم در دستم نباشد. بعد هم مدل ابداعی آنها را بدون واهمه در بوته عمل می‌پروراندم تا تدریجاً کمال یابد. شما الان بودجه و امکانات در اختیار‌ داری و من ندارم. در انتها گفت: البته من چندان هم قبول ندارم که راسیونالیسم با اسلام تعارض دارد!
احمد توکلی
دوماهنامه گفتمان الگو
شماره ۱۱، آبان ۱۳۹۵
صفحه ۵۰

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
captcha
پربیننده