۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۳۶
نگاه

کودکستان ترامپ و رفقا!

مهدی حسنی: وضعیت در دولت ترامپ به یک سیرک بزرگ شباهت دارد؛ سیرکی که از شدت مضحک بودن بازیگردانانش، صدای تمام رسانه‌های آمریکایی را هم در آورده است. ترامپ به نوشته بسیاری از رسانه‌های آمریکایی، به جای کابینه‌گردانی، مشتی بادمجان‌دورقاب‌چین را به گرد خود جمع کرده که به جای رسیدگی به امورات حوزه وظایف‌شان، مشغول مجیزگویی او هستند. در آخرین اعتراض عمومی به این روند، نشریه آتلانتیک به این مساله پرداخت و دولت ترامپ را به کودکستانی تشبیه کرد که وزرای آن نارس‌هایی سیاسی هستند که منافع ملی آمریکا را قربانی خواهش‎های تملق‌پسندانه ترامپ می‌کنند. 
این رسانه نوشت «اشتهای دونالد ترامپ برای شنیدن تملق، همان‌قدر سیری‌ناپذیر است که ذخیره دست‌بوسان و بادمجان‌دورقاب‌چین‌ها در میان پیروانش تمام‌نشدنی می‌نماید. او همچنین با حک کردن نام خود بر ساختمان «انستیتو صلح ایالات متحده» موافقت کرده و طی فرمانی، مقرر کرده از این پس «خلیج مکزیک»، «خلیج آمریکا» نامیده شود». بزرگ‌مجیزگوی دولت ترامپ از نظر این رسانه، وزیر جنگ او است که وقتش را بابت رسیدگی به تناسب اندام نظامیان و ورزش میان آنان و دستکاری اسامی وزارتخانه می‌گذراند: «در این میان، وزیر جنگ او که وقتش را میان بازخواستِ ژنرال‌ها بابت آمادگی جسمانی و صدور فرمان قتل مجرمان بدون محاکمه توسط نیروی دریایی تقسیم کرده، نام وزارت دفاع را به «وزارت جنگ» تغییر داده است که البته این اقدام غیرقانونی است». 
آتلانتیک تمام اقدامات دولت ترامپ را کودکانه و ابلهانه می‌خواند و می‌نویسد: «تمام این اقدامات توهین‌آمیز است و در برخی موارد، دور زدن اراده‌ نیم‌بند کنگره‌ای ضعیف و جبون محسوب می‌شود. فراتر از آن، این رفتارها «کودکانه» است. این نام‌ها بازخواهند گشت. ۱۰ سال دیگر، نقشه‌ها دوباره خواهند نوشت «خلیج مکزیک» و به احتمال زیاد، یک دولت دموکرات دوباره نام وزارت دفاع و پادگان‌ها را بر خواهد گرداند. نام ترامپ از دیوارها تراشیده خواهد شد، همان‌طور که شوخی‌های زننده و شرم‌آور او با پیشینیانش در «پیاده‌رو مشاهیر رئیس‌جمهور» در کاخ سفید پاک می‌شود. پس چرا ترامپ و نوچه‌هایش دست به کارهایی می‌زنند که در ذات خود بچه‌گانه است و هر کسی با ذره‌ای شم سیاسی می‌داند به محض بازگشت مخالفان به قدرت، همگی ملغی خواهند شد؟»
متن آتلانتیک یک آسیب‌شناسی روانی درخشان از ترامپ و کادر وزرای او به دست می‌دهد و بیان می‌کند ترامپ و دور و بری‌هایش، دقیقاً به این دلیل تمام این کارهای ابلهانه را انجام می‌دهند که تعدادی کودک با عقده‌های روحی کودکانه‌اند: «بخش بزرگی از کادر رهبری دولت ترامپ که به شکلی مؤکد از شخص اول شروع می‌شود، الگوهای رفتاری کودکان را از خود بروز می‌دهند؛ در بسیاری موارد، «کودکانی آسیب‌دیده» که هرگز به بلوغ واقعی نخواهند رسید و اساساً درکی از رفتار بزرگسالانه ندارند. کودکان، بویژه نوجوانانی که کادر رهبری ترامپ بیشترین شباهت را به آنها دارند، به ندرت درکی قوی از «آینده» دارند. این یکی از همان دلایلی است که مدام دست به کارهای احمقانه می‌زنند. این آگاهی که آنچه امروز می‌سازیم ممکن است فردا از هم بپاشد، این حقیقت که ما کنترل چندانی بر آینده نداریم و توانایی‌مان برای تحمیل خواسته‌های‌مان بر جهان محدود است، همگی شهودهایی بزرگسالانه هستند». به باور نویسنده، آنها دست به کارهای کودکانه می‌زنند، چون واقعاً کودک و بی‌بهره از شهودهای بزرگسالانه‌اند! 
به باور نویسنده، برای این کودکان آسیب‌دیده، شاید تغییر نام، رویایی نوجوانانه باشد که با آن بتوانند قدرت واقعی اعمال کنند: «نوجوانان غالباً در فانتزی‌های جادویی غرق می‌شوند؛ در رؤیای به دست گرفتن جهانی که ته دل‌شان می‌دانند از کنترل آنها خارج است. همین میل وافر به شکل دادن محیط پیرامون، باوری وهم‌آلود به «قدرت نام‌ها» پدید می‌آورد. اینکه تصور کنیم تغییر نام یک نهاد به «وزارت جنگ» می‌تواند ناگهان ماهیت آن را دگرگون کند، خیالی کودکانه است. پذیرش آشفتگی واقعیت، سرکشی از آن و محدودیت توان ما در تغییرش، تنها از بزرگسالان برمی‌آید». درخشان‌ترین بخش این یادداشت، آنجایی است که نویسنده به مصائب بزرگ شدن و بالغ نشدن در کابینه ترامپ می‌پردازد. به باور او، این کودکان آسیب‌دیده می‌توانند شریر باشند و به منافع دیگران آسیب برسانند و حتی از بد روزگار، دنیا چنان بچرخد که یکی از این کودکان، رئیس‌جمهور آمریکا هم شود: «کودکان بدخواه ممکن است آزاردهنده یا حتی ترسناک باشند اما در واقع موجوداتی ترحم‌بر‌انگیزند. آنهایی که هرگز بزرگ نمی‌شوند، عمرشان را صرف آسیب زدن به دیگران می‌کنند و در نهایت به خودشان هم آسیب می‌زنند. آنها هرگز سنگینی مسؤولیت و ندامت بزرگسالانه را حس نخواهند کرد و طعم رضایت و لذت بلوغ را نخواهند چشید. همیشه خلأیی درون برخی از آنهاست که پر نخواهد شد. آنها با اضطرابی عمیق زندگی می‌کنند؛ ترس از اینکه دغل‌کاری‌ها و فریب‌های‌شان رو شود و در نهایت، آن نام‌های جادویی که ابداع کرده‌اند، پاک و وردها باطل شود. شکستگی روان آنها جبران‌ناپذیر و ترس‌ها و ناخشنودی‌شان تسکین‌ناپذیر باقی خواهد ماند اما افسوس که همین‌ها ممکن است بزرگ شوند و به کرسی وزارت برسند و کسی چه می‌داند شاید حتی رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا شوند».

ارسال نظر
captcha